مصر،قطر، عمان و پاکستان در تلاش برای مذاکره جدید بین ایران و آمریکا هستند

درحالی که دود جنگ، هنوز از آسمان خاورمیانه کنار نرفته و تنش میان تهران و واشنگتن همچنان در بالاترین سطح قرار دارد، نشانههایی از بازگشت دیپلماسی، بار دیگر خود را نشان داده است. این بار نه از مسیر مذاکرات مستقیم بلکه با تحرک تازه میانجیهایی که تلاش میکنند، دو طرف را دوباره به میز گفتوگو بازگردانند. همزمانی این تحرکات با ادامه فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا علیه ایران، تصویری پیچیده از آینده روابط دو کشور ترسیم میکند؛ آیندهای که بیش از هر زمان دیگری میان جنگ و مذاکره در نوسان است. خبرگزاری رویترز به نقل از سه منبع پاکستانی گزارش داده که اسلامآباد در حال بررسی راهکاری برای از سرگیری مذاکرات متوقف شده ایران و آمریکا درباره پایان دادن به جنگ نزدیک به پنج ماهه دو کشور است؛ ابتکاری که گفته میشود پس از رایزنیهای چین شکل گرفته است. پکن نیز با حمایت از تلاشهای پاکستان و دیگر میانجیها اعلام کرده که به ایفای نقش فعال برای بازگرداندن صلح و ثبات به خاورمیانه ادامه خواهد داد. این تحرکات تنها به پاکستان و چین محدود نیست. طی روزهای اخیر، مصر، قطر، عمان و دیگر بازیگران منطقهای نیز رایزنیهای فشردهای درباره آینده تفاهم میان تهران و واشنگتن انجام دادهاند. سفر هیأت دیپلماتیک عمانی به تهران برای گفتوگو درباره سازوکارهای مرتبط با تنگه هرمز نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ موضوعی که نشان میدهد میانجیها بهخوبی دریافتهاند هرگونه توافق پایدار بدون حلوفصل پرونده امنیت آبراههای منطقه امکانپذیر نخواهد بود. در همین راستا گزارش اکسیوس از ارائه طرحی تازه از سوی میانجیها نیز توجه بسیاری را بهخود جلب کرده است. این پیشنهاد علاوه بر رفع محاصره بنادر ایران و بازگشایی کامل تنگه هرمز، ایدهای متفاوت را مطرح میکند؛ دریافت «عوارض تأمین امنیت» از کشتیهای عبوری توسط تهران. صرفنظر از سرنوشت این پیشنهاد، مطرح شدن آن از سوی رسانههای غربی نشان میدهد که نگرانی درباره امنیت انرژی و تداوم جریان تجارت جهانی، قدرتهای بینالمللی را به سمت راهحلهای عملگرایانه سوق داده است. در واقع، بازار جهانی انرژی بیش از آنکه بهدنبال تداوم فشار و محدودیت باشد، در پی یافتن فرمولی برای کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی است. با این حال همزمان با این تلاشهای دیپلماتیک، فضای تقابل همچنان پابرجاست. دونالد ترامپ بار دیگر مدعی شده که ایران در حال مذاکره با آمریکاست و آمادگی خود را برای شنیدن پیشنهادهای تهران اعلام کرده است. اما تقریباً همزمان، روزنامه نیویورکپست از آمادگی نیروهای ویژه آمریکا برای اجرای عملیاتی احتمالی علیه تأسیسات هستهای ایران و انتقال ذخایر اورانیوم غنی شده، خبر داده است؛ گزارشی که هرچند در حد ادعا باقی مانده اما نشان میدهد گزینه نظامی همچنان از دستورکار واشنگتن حذف نشده است. همین همزمانی دیپلماسی و تهدید نظامی، مهمترین ویژگی مرحله جدید بحران است. نه تهران قصد دارد، اهرمهای راهبردی خود را به آسانی کنار بگذارد و نه واشنگتن حاضر است بدون کسب امتیازهای قابلتوجه، فشارها را کاهش دهد. به همین دلیل هر دو طرف از مذاکرات نه صرفاً برای رسیدن به توافق بلکه برای مدیریت زمان و بهبود موقعیت خود استفاده میکنند. آمریکا امیدوار است، فشارهای اقتصادی و نظامی ایران را به پذیرش محدودیتهای گستردهتر در برنامه هستهای وادار کند؛ از توقف غنیسازی گرفته تا انتقال یا رقیقسازی ذخایر اورانیوم و پذیرش نظام نظارتی سختگیرانهتر. در مقابل، تهران بر این باور است که نگرانی غرب از امنیت تنگه هرمز، قیمت جهانی انرژی و احتمال گسترش درگیریها در نهایت واشنگتن را به ارائه امتیازهای اقتصادی و کاهش بخشی از فشارها سوق خواهد داد. به بیان دیگر هر دو طرف تصور میکنند، زمان به سود آنها حرکت میکند. با وجود این، چشمانداز دستیابی به یک توافق جامع همچنان دور از دسترس بهنظر میرسد. شکاف عمیق بر سر پرونده هستهای، اختلاف درباره تضمینهای امنیتی و بیاعتمادی انباشته شده طی سالهای گذشته، موانعی نیستند که در کوتاهمدت برطرف شوند. از همینرو محتملترین سناریو نه یک توافق بزرگ و نهایی بلکه مجموعهای از تفاهمهای موقت، تمدیدهای مرحلهای و مذاکرات فرسایشی خواهد بود؛ روندی که شاید بتواند از وقوع یک جنگ جدید جلوگیری کند اما لزوماً به معنای پایان بحران نخواهد بود. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند اگر مذاکرات جدید نیز آغاز شود بیش از آنکه مقدمه صلحی پایدار باشد، ممکن است تنها آتشبسی میان دو دوره از تقابل تهران و واشنگتن را رقم بزند.

