روایتی از پایتخت درآستانه وداع میلیونی
گروه اجتماعی: پایتخت امروز حال و هوای متفاوتی دارد؛ شهری که همزمان با اندوه یک فقدان بزرگ، درگیر تدارکی گسترده برای میزبانی از مراسمی کمسابقه است. در پیادهروهای خیابان شهید بهشتی و حاشیه بزرگراه مدرس، گرمای تیرماه با بوی اسپند، چای صلواتی و سیاهی پارچههای عزاداری که بر سردر ساختمانها و نردههای خیابان نشستهاند، در هم آمیخته است. اینجا، در قلب تهران، آمادهسازی برای روزهای پیش رو لحظهای متوقف نمیشود.
تلاش بیوقفه
در محوطه بیرونی مصلی، خودروهای خدمات شهری، جرثقیلها و لودرها جای رفتوآمد معمول را گرفتهاند. کارگران شهرداری، بیوقفه مشغول برپا کردن سازههای فلزی و نصب داربستهایی هستند که تا ساعاتی دیگر میزبان بنرها، موکبها و جایگاههای خدماتی خواهند شد. پارچههای بزرگ عزاداری با تصاویر و شعارهای مراسم، یکی پس از دیگری بر بدنه سازهها نصب میشوند و چهره خیابان را تغییر میدهند.زیر پلهای اطراف، کتیبههای عزاداری در کنار موکبهای در حال ساخت به چشم میخورند. موتورسواران برای لحظهای از سرعت خود کم میکنند، نگاهی به فضای در حال آمادهسازی میاندازند و دوباره در مسیر روزمره شهر ناپدید میشوند. از خروجیهای مترو نیز گروهی از شهروندان با لباسهای تیره بیرون میآیند و در میان رفتوآمد کارگران و خودروهای خدماتی، به سازههایی نگاه میکنند که قرار است در روزهای آینده محل استراحت و پذیرایی از زائران باشد. در بوستان ولایت، ابعاد این تدارک بیش از هر جای دیگر به چشم میآید. هزاران چادر امدادی و اسکان موقت، در ردیفهایی منظم، بخش بزرگی از محوطه بوستان را پوشاندهاند. چادرهای مسافرتی با رنگهای مختلف در کنار یکدیگر برپا شدهاند تا پذیرای خانوادههایی باشند که از شهرهای مختلف خود را به تهران رساندهاند. نشان سرخ و سفید جمعیت هلال احمر در سراسر محوطه دیده میشود. آمبولانسها، خودروهای امدادی و کامیونهای حامل آب معدنی و اقلام بهداشتی، پیوسته در رفتوآمد هستند. امدادگران در میان چادرها مسیرهای دسترسی، خطوط انتقال آب و تجهیزات درمانی را بررسی میکنند و کانکسهای امدادی برای ارائه خدمات آماده میشوند.در گوشهای از بوستان، کارگری که مشغول نصب لولههای سرویسهای بهداشتی موقت است، بیآنکه دست از کار بکشد، میگوید: «کار برای زائرها خستگی ندارد.» چند متر آنسوتر، همکارانش آخرین اتصالات را نصب میکنند و صدای برخورد ابزارها، سکوت ظهر گرم تابستان را میشکند.
زیر طاقهای مصلی؛ آخرین آمادهسازیها
بازگشت به مصلای بزرگ تهران، تصویر دیگری از این تدارک گسترده را پیش چشم میگذارد. زیر طاقهای بلند شبستان، جرثقیلهای سنگین در حال جابهجایی سازهها هستند و کامیونهای حامل تجهیزات، یکی پس از دیگری وارد محوطه میشوند. در بخشهای مختلف شبستان، موکتهای قرمز پهن میشود و نیروهای اجرایی جایگاهها، مسیرهای تردد و تجهیزات مراسم را آماده میکنند.تکنسینها بر فراز بالابرها مشغول تنظیم سیستمهای صوتی و نورپردازی هستند. در بخش دیگری از مجموعه، نیروهای اورژانس مسیرهای امدادرسانی و خروج اضطراری را بررسی میکنند تا در روز برگزاری مراسم، تردد جمعیت بدون اختلال انجام شود. هر گروه وظیفه مشخصی بر عهده دارد و آمادهسازی در تمام بخشها بهصورت همزمان ادامه دارد.
تهران در انتظار روز مراسم
با نزدیک شدن به غروب، فعالیت در مصلی و بوستان ولایت نهتنها کمتر نمیشود، بلکه با روشن شدن نورافکنها، وارد مرحله دیگری میشود. کارگران کارهایشان تمام شده است و مشغول نصب آخرین داربستها هستند، خودروهای خدماتی آخرین تجهیزات را تخلیه میکنند و ایستگاههای صلواتی برای آغاز خدمت آماده میشوند. چندین تریلی آب و … به مصلی ارسال شده است. تهران امشب شهری است که تا صبح بیدار است. نور جرثقیلها تا دل تاریکی امتداد دارد و رفتوآمد خودروهای امدادی و خدماتی همچنان ادامه دارد؛ نشانههایی از شهری که خود را برای میزبانی از یکی از بزرگترین مراسمهای پیش روی خود آماده میکند.

