کارزار ۹۰ هزار نفری برای فرستادن اعضای جبهه پایداری به دمای ۵۰ درجه جنوب کشور

در روزهایی که دماسنجها در جنوب ایران، اعدادی بالای ۵۰ درجه سانتیگراد و ۸۰ درجه شرجی را نشان میدهند و زیرساختهای حیاتی کشور تحت سنگینترین حملات نظامی قرار دارند یک بنبست پنهان اما عمیق میان جامعه و طبقه حاکم رادیکال در حال نمایان شدن است. این بحران خود را در قالب یک تقابل دیجیتال عریان نشان میدهد؛ جایی که هزاران شهروند خسته از تاریکی و ناامنی با به راه انداختن کارزارهای آنلاین خواستار اعزام چهرههای تندرو و مخالف تفاهمنامه پایان جنگ به داغترین نقاط جنگی و مرزی در خلیجفارس شدهاند.
جرقه این رویارویی مدنی زمانی زده شد که یک کارزار اینترنتی با امضای نزدیک به ۹۰ هزار نفر (تا لحظه تنظیم این گزارش ۸۸هزار و ۸۷۰ امضا) رسماً از مقامات خواست اعضای جبهه پایداری را به خط مقدم جنوب بهویژه شهرستان مرزی سیریک و بندرعباس اعزام کنند. امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به تهدیدات مستقیم و شبانهروزی خارجی علیه ساکنان جنوب، استدلال کردهاند که این جریانهای سیاسی تندرو به دلیل نداشتن تجربه از شرایط دشوار اقلیمی و امنیتی جنوب کشور، دست به تصمیماتی میزنند که جان و مال مردم را به خطر میاندازد. همزمان در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) کارزاری موازی با صدها هزار بازدید شکل گرفت که مستقیماً خواستار فرستادن نمایندگان مخالف صلح مانند حمید رسایی، امیرحسین ثابتی و محمود نبویان به جزیره هرمز شد. منطق کاربران گزنده و بیواسطه بود: «نمیشود در خانه و زیر کولر نشست و برای سربازان جان بر کف در دمای ۵۵ درجه جزیره هرمز نسخه جنگ پیچید».
تشدید قطعی برق با حمله به تأسیسات
این خشم عمومی بیدلیل نیست؛ افکار عمومی ایران در شرایطی با این ایده همراه شده که کشور با یکی از بزرگترین بحرانهای تاریخ صنعت انرژی خود دستوپنجه نرم میکند. پیش از این مقامات دولتی تلاش میکردند، قطعیهای گسترده را صرفاً به «ناترازی فصلی» و «گرمای بیسابقه هوا» تقلیل دهند. اما اظهارات صریح مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران پرده از ابعاد پنهان بحران برداشت. او با اشاره به قطع مکرر برق خطاب به رسانهها گفت، ابتدا باید دید چند نقطه از تأسیسات برقی کشور مورد اصابت حملات دشمن قرار گرفته سپس درباره خاموشیها سوال کرد.
ابعاد این تخریبها که توانیر آن را نتیجه حملات صهیونیستی-آمریکایی میداند، تکاندهنده است. محمد اللهداد، مدیرعامل توانیر، تأیید کرده که حدود ۴۲۰۰ مگاوات از توان شبکه برق کشور کاهش یافته و بیش از ۲ هزار نقطه از شبکه توزیع و انتقال دچار آسیبدیدگی جدی شدهاند؛ خسارتی فیزیکی که از مرز ۶۰ هزار میلیارد تومان گذشته است. جالبتر اینکه به گفته کامبیز ناظریان، مدیرعامل توزیع برق تهران بزرگ، حدود ۵۰ درصد این حملات به تأسیسات استان تهران معطوف بوده که در یک مورد، حمله به یک پست برق در شرق پایتخت، جریان برق نیم میلیون مشترک و ۱۳ بیمارستان را بهطور ناگهانی قطع کرد. تضاد میان این حجم از خسارتهای ملموس غیرنظامی با اصرار جریانهای رادیکال بر طبل تنش، کانون اصلی تحلیلهای جامعهشناختی اخیر در ایران است. تقی آزادارمکی، جامعهشناس برجسته، در ارزیابی خود از این شرایط معتقد است که بهرغم بلوای جبهه پایداری، جامعه ایرانی صلح را بهطور مطلق به جنگ ترجیح میدهد. او استدلال میکند که جامعه در مواجهه با این بحرانها به یک «خودتنظیمی بقامحور» دست زده و مسیر عقلانیت مدنی را در پیش گرفته است.
این تحلیلگر به لایههای پنهان اقتصادی رادیکالیسم اشاره کرده و میگوید، اصرار بر فضای شبهجنگی ارتباط مستقیمی با منافع مالی جریانهای خاص دارد. به گفته آزادارمکی رادیکالهای سیاسی طی ۴۰ سال اخیر ثروت عظیمی را انباشته کردهاند و بزرگترین هراس آنان از برقراری صلح از دست رفتن یا کاهش این ثروت بادآورده در سایه شفافیت اقتصادی است. هزینه مستقیم این رویکرد جنگطلبانه، فرار میلیاردها دلار سرمایه بخش خصوصی ایران به کشورهای حاشیه خلیجفارس و ترکیه بوده است؛ ثروتی که در صورت ثبات سیاسی، میتوانست بزرگترین تکیهگاه برای نوسازی شبکه برق فرسوده و بازسازی تأسیسات آسیبدیده پتروشیمی و نیروگاهی کشور باشد.
گزارشهای میدانی و تحلیل رفتار افکار عمومی نشان میدهد که جامعه ایران دیگر مرز میان «شعار تا عمل» را نادیده نمیگیرد. کارزار اعزام نمایندگان تندرو به جزیره هرمز و سیریک فراتر از یک چالش توییتری، نمادی از یک مطالبه جدی ملی است: مردمی که بار سنگین ۶۰ هزار میلیارد تومان خسارت به شبکه برق و قطعیهای طاقتفرسای تابستان را بر دوش میکشند اکنون تئوریسینهای جنگ را به چالش کشیدهاند تا عواقب تصمیمات خود را نه در پایتخت و زیر باد کولر بلکه در خط مقدم و روی آسفالت داغ جنوب تجربه کنند.
این رویارویی جدید، زنگ خطری جدی برای جریانی است که تا پیش از این گمان میکرد، هزینههای مادی و معنوی رادیکالیسم را میتوان بدون پاسخگویی تا ابد به بدنه جامعه تحمیل کرد.

