حملات متقابل ایران و آمریکا به اردن و عراق

حمله مشترک آمریکا و عربستان سعودی به مواضع حشدالشعبی در عراق تنها یک عملیات نظامی نبود؛ بلکه نشانهای از ورود بحران عراق به مرحلهای تازه است. این حمله که پس از ادعای ریاض درباره حملات پهپادی به تأسیسات نفتی این کشور انجام شد، بار دیگر عراق را به مرکز رقابتهای ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل کرده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا این حمله صرفاً پاسخی به یک تهدید امنیتی بود یا بخشی از راهبردی گستردهتر برای تغییر موازنه قدرت در عراق و افزایش فشار بر محور مقاومت؟
ماجرا چیست؛ چه اتفاقی افتاده است؟
تنشها از زمانی آغاز شد که عربستان سعودی مدعی شد، گروههای مقاومت عراق در روزهای اخیر با استفاده از پهپاد، تأسیسات نفتی این کشور را هدف قرار دادهاند. مقامهای سعودی اعلام کردند این حملات را رهگیری کرده و هشدار دادند که به آن پاسخ خواهند داد. در مقابل، گروههای مقاومت عراق هرگونه نقش در این حملات را رد کردند و مدعی شدند، ریاض برای پرهیز از پاسخ مستقیم به حملات یمن تلاش کرده، مسئولیت این عملیات را متوجه عراق کند. در نهایت بامداد چهارشنبه آمریکا و عربستان سعودی در عملیاتی مشترک مواضع حشدالشعبی را در بغداد، واسط، نینوا، بصره، کرکوک، کربلا و دیالی هدف حملات هوایی قرار دادند. سازمان حشدالشعبی اعلام کرد در این حملات دستکم ۲۰ نفر شهید و ۳۲ نفر زخمی شدند و خسارات گستردهای به مقرها و تجهیزات این نیرو وارد شده است. در حمله به کربلا نیز چهار نیروی سپاه پاسداران ایران به شهادت رسیدند؛ موضوعی که ابعاد منطقهای این بحران را پررنگتر کرد.
چرا اهمیت دارد؟
اهمیت این رویداد تنها به تلفات یا گستردگی حملات محدود نمیشود. برای نخستینبار طی سالهای اخیر، عربستان سعودی بهطور رسمی مشارکت خود در حملهای نظامی به اهدافی در خاک عراق را تأیید کرد. این اقدام میتواند، روابط بغداد و ریاض را وارد مرحلهای پرتنش کرده و عراق را دوباره به صحنه رویارویی مستقیم میان آمریکا، متحدان عرب آن و محور مقاومت تبدیل کند.
زمینه موضوع چیست؟
تحولات اخیر در ادامه روندی رخ داده که طی ماههای گذشته در عراق جریان داشته است. واشنگتن تلاش کرده با افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی، نقش و نفوذ گروههای مقاومت را محدود کند. سپردن پرونده عراق به توماس باراک نیز از نگاه بسیاری از ناظران بخشی از تلاش آمریکا برای اجرای الگویی مشابه سوریه و لبنان در عراق و تغییر موازنههای سیاسی و امنیتی این کشور است. در مقابل، گروههای مقاومت عراق نیز طی این مدت کوشیدهاند، انسجام خود را حفظ کنند. برگزاری مراسم تشییع رهبر انقلاب در نجف و کربلا افزایش آمادگی نظامی و تأکید بر حفظ توان بازدارندگی، بخشی از اقدامات این جریانها در برابر فشارهای خارجی بوده است.
چه کسانی درگیرند؟
در این بحران، چند بازیگر اصلی نقشآفرینی میکنند. عربستان سعودی که مدعی دفاع از امنیت خود در برابر حملات پهپادی است؛ ایالات متحده که حمله را در چارچوب سیاست مهار گروههای نزدیک به ایران توجیه میکند؛ حشدالشعبی و گروههای مقاومت عراق که این حملات را تجاوز به حاکمیت عراق میدانند؛ دولت و جریانهای سیاسی عراق که عمدتاً عملیات نظامی را محکوم کردهاند؛ و جمهوری اسلامی ایران که حملات را نقض حقوق بینالملل و بخشی از پروژه گسترش تنش در منطقه توصیف کرده است.
شواهد چه میگویند؟
آنچه تاکنون بهصورت رسمی اعلام شده، ادعای عربستان درباره حملات پهپادی و تأیید مشارکت این کشور در حمله به عراق است. در مقابل، گروههای مقاومت عراق مسئولیت حملات به تأسیسات نفتی عربستان را نپذیرفتهاند و شواهد مستقلی نیز که این ادعا را بهطور قطعی تأیید کند بهصورت عمومی منتشر نشده است. در مقابل اصل حمله به مواضع حشدالشعبی، تلفات آن و مشارکت عربستان و آمریکا در این عملیات از سوی طرفهای مختلف تأیید شده و واکنشهای گسترده سیاسی در عراق نیز نشان میدهد این اقدام با حساسیت بالایی در داخل این کشور روبهرو شده است.
اختلاف بر سر چیست؟
در ظاهر اختلاف بر سر منشأ حملات پهپادی به تأسیسات نفتی عربستان است اما در سطحی عمیقتر، نزاع بر سر آینده نفوذ محور مقاومت در عراق و آرایش امنیتی این کشور جریان دارد. آمریکا و متحدانش بهدنبال محدود کردن نقش گروههای نزدیک به ایران هستند درحالی که این گروهها، حضور خود را بخشی از ساختار امنیتی عراق و عامل بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی میدانند. همزمان، مقاومت عراق معتقد است، عربستان با نسبت دادن حملات یمن به عراق در پی ایجاد مشروعیت سیاسی برای ورود مستقیم به تقابل با این گروههاست.
پیامدها چیست؟
نخستین پیامد این حملات، تشدید بحران در روابط بغداد و ریاض و افزایش فشار بر دولت عراق برای مدیریت این تنش است. لغو سفر نخستوزیر عراق به عربستان و محکومیت گسترده، حملات از سوی جریانهای سیاسی بیانگر عمق این بحران است. در سطح منطقهای نیز احتمال افزایش حملات متقابل گروههای مقاومت، تشدید عملیات انصارالله یمن علیه منافع عربستان و افزایش تنش میان ایران و آمریکا وجود دارد.
واکنشها چه بود؟
علاوه بر جریانهای سیاسی عراق، واکنش مقتدی صدر نیز در خور توجه بود. رهبر جریان ملی شیعه در پایگاه اینترنتی خود نوشت: سرزمین عراق، سرزمین اماکن مقدس و پایتخت مذهب خاندان پیامبر(ص) است. اگر این سرزمین مقدس، نقطه شروع حمله به جمهوری اسلامی نبوده، برادران در سپاه پاسداران باید سرزمین مستقل و مقدس ما را بمباران نکنند. همچنین شبهنظامیان سرکش نباید به برادران در کشورهای خلیجفارس بهانهای برای هدف قرار دادن سرزمین مقدس ما بدهند. وزارت خارجه کشورمان نیز این حملات را محکوم کرد و در بیانیهای اعلام کرد: این حملات تعرض آشکار علیه حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی عراق و نقض فاحش بند ۴ ماده ۲ منشور سازمان ملل متحد و قواعد بنیادین حقوق بینالملل بوده و در راستای مطامع آمریکا و اسرائیل برای گسترش دامنه جنگ و درگیری در منطقه غرب آسیاست و رژیم جنگافروز آمریکا و همدستان آن در منطقه را مسئول پیامدهای خطرناک این اقدامات جنایتکارانه، ضدانسانی و تحریکآمیز میداند. در آنسو، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگو با فاکسنیوز با اشاره به اینکه حمله به شبهنظامیان در عراق با هماهنگی دولت عراق انجام شد و آمریکا در حال بررسی صدور هشدارهای بیشتر به نیروهای نیابتی ایران است، گفت: شبهنظامیان مورد حمایت ایران، سرطان جهان هستند. ترامپ همچنین در واکنش به حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکا در اردن گفت، درس سختی به ایران خواهیم داد. پس از اظهارات ترامپ، پرتابهای به جنوب آذربایجان غربی اصابت کرد که به گفته مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی تلفات جانی در برنداشت.
چه خواهد شد؟
در صورت تداوم روند کنونی، عراق ممکن است بار دیگر به یکی از مهمترین میدانهای رویارویی غیرمستقیم میان آمریکا و محور مقاومت تبدیل شود. اگر حملات متقابل ادامه یابد، احتمال گسترش دامنه بحران به دیگر کشورهای منطقه نیز وجود خواهد داشت.
در مقابل، اگر دولت عراق بتواند از طریق رایزنیهای دیپلماتیک و ایجاد اجماع داخلی، مانع از تشدید تنشها شود شاید بتوان از تبدیل شدن این بحران به یک جنگ فراگیر جلوگیری کرد. با این حال آنچه از مجموعه تحولات اخیر برمیآید این است که حمله مشترک آمریکا و عربستان صرفاً واکنشی مقطعی نبود بلکه میتواند، آغاز مرحلهای تازه از رقابت بر سر آینده عراق، موازنه قدرت در منطقه و جایگاه محور مقاومت در معادلات غرب آسیا باشد.

