روایت یک شب شوم در کوهستک شهرستان سیریک که عروسی مردمانش با موشک های آمریکایی به عزا تبدیل شد

ساعت ۸ شب، سهشنبه ۱۰ شهریور، کوهستک هنوز بوی دریا میداد و صدای کِلکشیدن زنان از حیاط یکی از خانههای بندری به گوش میرسید. در جغرافیای جنوب، عروسیها سادهاند؛ چند ردیف صندلی چیده شده در حیاط، سفرهای پهن برای مهمانان و کودکانی که میان دستوپای بزرگترها میدوند. اما در کسری از ثانیه، صدای انفجار و لرزش زمین، هلهله را در گلوها خفه کرد. ترکشهای سنگین ناشی از حمله موشکی آمریکا، سقفی را که زیر آن زندگی جشن گرفته میشد، روی سر مهمانان آوار کرد. وقتی غبار انفجار نشست، حیاط خانه دیگر محل جشن نبود؛ تلی از خاکستر، دیوارهای خردشده و جامههای گلگون زیر آوار مانده، بر جای ماند. گزارشهای اولیه مقامات محلی و اورژانس استان هرمزگان، خیلیسریع ابعاد حادثه را روشن کرد: ۴ کشته و نزدیک به ۷۰ مجروح، البته تا لحظه نگارش این گزارش.
ورای آمار؛ انسانهایی که نام دارند
در گزارشهای رسمی نظامی، آسیب به منازل مسکونی غالباً زیر واژه خشک «خسارت جانبی» پنهان میشود. اما فهرست قربانیان سیریک، چهره واقعی این اصطلاح اتاقهای عملیات را برملا میکند:
امیرعلی کریمی؛ ۴ ساله
محمد ملاحی؛ ۱۶ ساله
کلثوم ملاحینژندنیا؛ ۴۳ ساله
زرخاتون طاهری؛ ۵۰ ساله
تصویر واقعیتر این تراژدی در راهروها و بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان حضرت ابوالفضل میناب رخ مینماید؛ جایی که ۱۹ کودک زیر ۱۰ سال -۷ پسر و ۱۲ دختر- با بدنهای زخمی و تنفسهای وابسته به کپسول اکسیژن بستری شدهاند. حال ۶ نفر از مجروحان وخیم است و زیر دستگاه اینتوبه قرار دارند. کودکی که چند ساعت پیش لباس مهمانی به تن داشت حالا روی تخت بیمارستان با مرگ دستوپنجه نرم میکند؛ تصویری عریان از اینکه در منازعات سخت، غیرنظامیان دقیقاً در خط مقدم آسیب قرار دارند.
زیر پا گذاشتن اصول بنیادی حقوق بشردوستانه
حادثه سیریک نهتنها یک فاجعه انسانی بلکه نمونهای روشن از چالشهای حقوقی در درگیریهای مدرن است. براساس ماده ۵۱ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، طرفین متخاصم موظف به رعایت اصل «تفکیک» میان اهداف نظامی و غیرنظامی هستند. طبق قوانین بینالمللی:
تعریف هدف نظامی: یک هدف تنها زمانی نظامی تلقی میشود که براساس ماهیت، موقعیت یا کاربردش، سهم مؤثری در اقدام نظامی داشته باشد.
اصل تناسب: میزان خسارت احتمالی به غیرنظامیان نباید بر مزیت مستقیم و قطعی نظامی حمله غلبه کند.
یک خانه مسکونی در یک بندر کوچک که چند ۱۰ کیلومتر از مبادی نظامی فاصله دارد و در آن مراسم خانوادگی در حال برگزاری است، واجد هیچیک از این مشخصات نیست. هنگامی که حملات موشکی در مناطق مسکونی یا نزدیکی آنها انجام میشود، ادعای «حملات جراحیگونه» یا «هدفگیری دقیق» در برابر حجم آسیبهای وارد شده به مردم عادی رنگ میبازد. پیش از سیریک نیز فاجعه حمله به مدرسه «شجره طیبه» میناب با ۱۶۸ کشته نشان داده بود که وقتی جنگ به محدوده زیست شهری میرسد، تفکیک میان سرباز و کودک عملاً از بین میرود.
شکاف میان شعارهای سیاسی و واقعیتهای میدانی
مقامات قدرتهای مهاجم، بارها در بیانیههای رسمی اعلام کردهاند که هدف از عملیات نظامی، «حمایت از شهروندان» است. اما صورتجلسههای پزشکی بیمارستانهای میناب، قشم و بندرلنگه روایتی یکسره متفاوت دارند. انتقال دهها مجروح در یک شب، بستری شدن کودکان خردسال و پر شدن بخشهای جراحی و مراقبتهای ویژه، نشان از فاصلهای عمیق میان منطق دیپلماسی رسمی و واقعیت خشن روی زمین دارد.
از سوی دیگر، رفتار رسانهها و نهادهای بینالمللی نیز با نقد جدی ناظران مواجه است. سکوت یا ابراز تأسفهای خنثی و بیرمق در قبال قربانیان غیرنظامی در خاورمیانه- در مقایسه با پوشش لحظهای و واکنشهای قاطع در بحرانهای مشابه اروپایی- نشاندهنده اعمال یک استاندارد دوگانه ساختاری در ارزیابی ارزش جان انسانهاست؛ موضوعی که حتی برخی رسانههای مستقل غربی نیز در یادداشتهای تحلیلی خود به آن اذعان کردهاند.
هزینه سنگین منازعات بر دوش مردم عادی
تنگه هرمز و ساحل مکران، شریان اصلی انرژی و تجارت جهانیاند. موقعیت سوقالجیشی سیریک باعث شده این منطقه همیشه روی نقشه اتاقهای جنگ و محاسبات ژئوپلیتیک برجسته باشد. اما وقتی پای تقابل نظامی به میان میآید، تاوان اصلی رقابت بر سر منابع و گذرگاهها را نه بازارهای نفت بلکه مردم بومی، صیادان و خانوادههایی میپردازند که تنها جرمشان زندگی در جغرافیای بحران است.
سرنوشت مراسم عروسی در کوهستک، سند زندهای است از اینکه در معادلات قدرت، وقتی شلیک صورت میگیرد، فرقی میان حیاط یک خانه با میدان نبرد باقی نمیماند. وقتی اخبار این حادثه از تیتر رسانهها کنار برود، آنچه در سیریک باقی میماند، صندلیهای خالی، خانوادههای داغدار و زخمهایی است که تا سالها التیام نخواهند یافت.

