رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : فلج تصمیم‌گیری در کشور

فلج تصمیم‌گیری در کشور

بزرگ‌ترین خطای یک مدیر، همیشه تصمیم اشتباه نیست؛ گاهی تصمیم نگرفتن است

به قلم؛ سيدعلى ميرباقرى؛ تحلیلگر

 

کشور را فقط تصمیم‌های غلط زمین نمی‌زند؛ گاهی انبوه تصمیم‌هایی که هرگز گرفته نمی‌شوند، هزینه‌ای به‌مراتب سنگین‌تر ایجاد می‌کنند. امروز یکی از مشکلات جدی نظام مدیریتی کشور، ترس از تصمیم‌گیری است. در بسیاری از سطوح مدیریتی، مسئله به‌خوبی شناخته شده است، گزارش کارشناسی وجود دارد، راه‌حل هم کم‌وبیش روشن است؛ اما در لحظه تصمیم، یک سوال بر همه‌ چیز سایه می‌اندازد: اگر این تصمیم برای من هزینه داشته باشد چه؟! و درست در همین نقطه ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: تصمیم نگیریم! پرونده به کمیته دیگری ارجاع شود. کارشناس دیگری نظر بدهد. جلسه دیگری تشکیل شود. نامه دیگری نوشته شود. مسئولیت میان چند دستگاه تقسیم شود و سرانجام ماه‌ها می‌گذرد و مسئله همچنان باقی است. این وضعیت دیگر صرفاً احتیاط مدیریتی و یا کارشناسی نیست: فلج تصمیم‌گیری است.
یکی از اشتباهات رایج در نظام اداری این است که تصور می‌کنیم اگر تصمیمی نگیریم، مسئولیتی هم متوجه ما نیست. درحالی‌ که در مدیریت عمومی، بی‌تصمیمی نیز آثار واقعی دارد. وقتی درباره یک مشکل اقتصادی تصمیم نمی‌گیریم، مشکل خودبه‌خود متوقف نمی‌شود. وقتی اصلاح یک ساختار ناکارآمد را به آینده موکول می‌کنیم، هزینه ناکارآمدی در همین فاصله پرداخت می‌شود. وقتی درباره یک پروژه تعیین‌تکلیف نمی‌کنیم، منابع کشور همچنان در آن منجمد می‌ماند. وقتی یک مسئله اجتماعی را به دلیل ترس از پیامدهای آن به تعویق می‌اندازیم حتماً همان مسئله در آینده پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر بازمی‌گردد.
مسئله فقط به ویژگی‌های فردی مدیران مربوط نیست بلکه با کمال تأسف ساختار مدیریتی کشور به‌گونه‌ای شده که مدیر برای یک تصمیم قانونی و کارشناسی بیش از آنکه نگران حل مسئله باشد، نگران عواقب شخصی تصمیم خود است. او آموخته است که تصمیم اشتباه او حتماً دیده می‌شود اما تصمیم نگرفتن شاید اصلاً دیده نشود. در چنین شرایطی محافظه‌کاری تبدیل به یک رفتار عقلانی برای بقای اداری می‌شود. البته سخن از جسارت تصمیم‌گیری به هیچ‌وجه به‌معنای تشویق مدیران به تصمیم‌های عجولانه، غیرکارشناسی یا خارج از قانون نیست، اتفاقاً جسارت واقعی دقیقاً نقطه مقابل بی‌مبالاتی است. مدیر جسور کسی نیست که بدون محاسبه تصمیم بگیرد؛ کسی است که پس از بررسی قانون، شنیدن نظر کارشناسان، شناخت پیامدها و سنجش گزینه‌های موجود، مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.
باید میان «تصمیم خلاف قانون» و «تصمیم قانونی که نتیجه مطلوب مورد انتظار را به همراه نداشته» همچنین میان «تخلف» و «خطای مدیریتی» و میان «تصمیم بدون مطالعه» و «تصمیم مستند و کارشناسی که در عمل با نتیجه پیش‌بینی‌شده، فاصله پیدا کرده» تفاوت گذاشت. اگر این تفاوت‌ها در نظام ارزیابی و نظارت رعایت نشود، نتیجه روشن است: مدیر عاقل، مدیر بی‌تصمیم خواهد شد.
کشور امروز به مدیرانی نیاز دارد که تصمیم بگیرند؛ اما همزمان نیز باید نظام مدیریتی کشور به آنان امکان تصمیم‌گیری بدهد. مدیری که در چارچوب قانون و براساس نظر کارشناسی تصمیم گرفته است باید بداند که صرفاً به دلیل مطلوب نبودن نتیجه، متخلف تلقی نخواهد شد.
این سخن به‌معنای عدم‌ نظارت نیست قطعا پاسخگویی باید وجود داشته باشد. اما پاسخگویی نباید به‌گونه‌ای طراحی شود که اصل تصمیم‌گیری را قربانی کند بلکه راه‌حل، نظارت هوشمندانه همراه با حمایت از جسارت تصمیم‌گیری و قانونی و کارشناسی در فرهنگ مدیریتی کشور است و این جسارت باید از رأس مدیریت کشور آغاز شود زیرا فرهنگ تصمیم‌گیری از بالا به پائین منتقل می‌شود. اگر مدیر ارشد کشور از تصمیم‌گیری بترسد، مدیر زیرمجموعه او محتاط‌تر می‌شود و اگر کارشناس نیز احساس کند که ارائه یک پیشنهاد مشخص ممکن است برایش هزینه داشته باشد سرانجام دستگاه و حاکمیتی خواهیم داشت پر از جلسه، گزارش، نامه و بخشنامه؛ اما خالی از تصمیم و فشل! این همان نقطه‌ای است که نداشتن جسارت و عدم پاسخگویی در کشور، یکدیگر را تکمیل کرده‌اند و هزاران تصمیم نگرفته کشور را به مرز فلج و فرسودگی کشانده است! لطفاً تصمیم بگیرید!

sazandegi

پست های مرتبط

تشدید فشارهای انگلیس علیه ایران

تحریم‌های جدید اجرایی شد دولت انگلیس در ادامه همراهی با فشار اقتصادی…

۸ مهر ۱۴۰۵

سفر مرموز

نتانیاهو در دوبی چه‌ می‌کرد؟ گروه بین‌الملل: بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، یک‌شنبه…

۸ مهر ۱۴۰۵

در ایستگاه تصمیم

پاسخ نهایی واشنگتن به تهران می‌رسد؟ مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا به…

۸ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید