رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : میراث شوم و رستاخیز

میراث شوم و رستاخیز

۵۰ سالگی فیلم «شطرنج باد» ساخته محمدرضا اصلانی

۵۰ سال از ساخت یکی از شاهکارهای سینمای ایران می‌گذرد. شطرنج ‌باد ساخته محمدرضا اصلانی، فیلمی که از زمان اولین اکرانش در تهران، گرفتار بدشانسی شد، حدود نیم قرن با خوش‌اقبالی پیدا و مرمت شد و حالا در میان مهم‌ترین آثار سینمای هنری ایران قرار دارد.
در یک روز پاییزی در نوامبر ۱۳۵۵ زمانی که پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم تهران در حال برگزاری بود، سالن نمایش آماده پذیرایی از اثری شد که هیچ‌کس آمادگی مواجهه با آن را نداشت. «شطرنج باد»، نخستین فیلم بلند سینمایی محمدرضا اصلانی، کارگردان ۳۲ ساله و شاعر پیشرو، روی پرده رفت؛ اما نمایش آن نه یک رویداد هنری بلکه به یک فاجعه تمام‌عیار شبیه بود.حلقه‌های ۳۵ میلی‌متری فیلم به‌اشتباه یا شاید در اقدامی عامدانه برای خرابکاری، پس‌وپیش پخش شدند و خط داستانی منسجم اثر را به یک کلاف سردرگم تبدیل کردند. همزمان نقص در لامپ‌های پروژکتور سینما باعث شد، صحنه‌های داخلی فیلم- که با استادی و وسواسی مینیاتوری، تنها با نور شمع فیلم‌برداری شده بودند- در تاریکی مطلق فرو روند. تماشاگران خشمگین و کلافه سالن را ترک کردند و نشست مطبوعاتی پس از فیلم، به تعبیر بصیر نصیبی، به یک «محاکمه مطبوعاتی» تمام‌عیار بدل شد. منتقدانی که به رئالیسم ساده‌انگارانه یا شعارهای صریح «سینمای متعهد» خو گرفته بودند، ابهام جسورانه و ساختار مدرن اصلانی را خامی و تقلیدِ کورکورانه از اروپایی‌ها دانستند. حتی یک پرش زمانی شجاعانه در اواخر فیلم کافی بود تا منتقدان، صلاحیت اصلانی را به عنوان فیلمساز زیر سؤال ببرند. بدین‌ترتیب، فیلمی که حاصل هم‌افزایی بی‌نظیر ادبیات، نقاشی، موسیقی پیشرو و درام گوتیک بود، تنها پس از دو سانس نمایش- اولی در سالنی مملو از خشم و دومی در سالنی کاملاً خالی- برای همیشه از پرده سینماها پایین کشیده شد.

خانه فئودالی؛ آینه‌ای از ایران در حال انفجار
امروز و پس از گذشت نیم قرن، روشن است که چرا «شطرنج باد» مخاطبان سال ۱۳۵۵ را رميد و منتقدان را سردرگم کرد؛ فیلم بیش از حد به واقعیتِ هولناک جامعه‌اش نزدیک بود. داستان فیلم در آغاز سده ۱۴ و در اواخر دوران قاجار در عمارتی مجلل اما رو به نابودی می‌گذرد. پس از مرگ خانم‌بزرگ، ماتریارک و ثروتمند خانواده، بازیِ مسموم و خشنِ قدرت میان بازماندگان برای تصاحب ثروت آغاز می‌شود.
حاجی‌عمو (با بازی محمدعلی کشاورز)، تاجر زمخت و فرصت‌طلبی که شوهر دوم خانم‌بزرگ بوده، خود را ارباب خانه می‌داند. در مقابل، بی‌بی‌اقدس (با بازی فخری خوروش)، دختر فلج خانم‌بزرگ، از او متنفر است و با کینه از ارثیه‌اش دفاع می‌کند. در میان این دو، کنیزک (با بازی شهره آغداشلو در نخستین نقش‌آفرینی سینمایی‌اش) ایستاده است؛ خدمتکاری با جاه‌طلبی‌های پنهان که پله‌پله به مرکز بازی قدرت نزدیک می‌شود.اصلانی در این عمارت گوتیک، مینیاتوری از جامعه ایرانِ دهه ۵۰ را به تصویر کشید. طبقه بالادست (بی‌بی‌اقدس) فلج است و توان حرکت ندارد، استعاره‌ای عریان از اشرافیت رو به زوال که برای حرکت به ویلچر و دیگران نیازمند است. طبقه نوکیسه و متوسط (حاجی‌عمو و برادرزاده‌هایش) تشنه قدرت و مجذوب سودسودای معامله با انگلیسی‌ها هستند؛ و در نهایت، طبقه کارگر (کنیزک) که در سایه ایستاده اما در نهایت کلیدهای خانه را به دست می‌گیرد.در سال‌هایی که اصلاحات «انقلاب سفید» شاه، ریشه‌های نظام سنت و فئودالیسم را زد اما بدون زیرساخت فرهنگی، جامعه را به سمت شهرنشینی شتابان و شکاف‌های عمیق طبقاتی سوق داد، «شطرنج باد» هشدار داد که این ساختار فروپاشیده به‌زودی از درون منفجر خواهد شد. فیلم با شکستن دیوار چهارم، نمایش زوایای تاریکِ روابط درون خانه و پایانی که در آن زنی از طبقه پایین بر پدرسالاری غلبه می‌کند و در عمارت را رو به جهان بیرون می‌گشاید، تصویری دقیق اما نگران‌کننده از ایرانِ در حال تغییر و در آستانه انقلاب ارائه می‌داد.

هنر به مثابه خطری برای سنت و تجارت
«شطرنج باد» محصول درخشان جریانی بود که به «سینمای متفاوت» یا موج نوی سینمای ایران شهرت یافت. جنبشی با حضور چهره‌هایی چون ابراهیم گلستان، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی و سهراب شهیدثالث که می‌خواستند، سینما را از چنگال ابتذالِ تجاری «فیلمفارسی» نجات دهند. اما اصلانی فرمی به مراتب پیچیده‌تر و چندلایه‌تر ارائه داد.مینیاتور ایرانی را با فرم‌های بصری نقاشی غربی ترکیب کرد. فیلم‌برداری هوشنگ بهارلو با نورپردازی‌های خیره‌کننده و حرکات آرام دوربین، خانه را به زیست‌گاهی زنده تبدیل کرد. پلکانِ عریض عمارت همچون ترجیع‌بند یک شعر، محل عروج و نزول شخصیت‌ها با نقشه‌های قتل و حیله بود. موسیقی شیدا قره‌چه‌داغی نیز یکی از ساختارشکنانه‌ترین بخش‌های فیلم بود؛ او با استفاده از سازهای آتونال، سوزن فروکردن در چکش‌های پیانو و صدادهی شوم ساز شیپور، فضایی ایجاد کرد که اضطراب و مسخ‌شدگی شخصیت‌ها را به عمیق‌ترین شکل ممکن به گوش مخاطب می‌رساند.
با این حال نه جامعه قطبی ‌شده ایران دهه ۵۰ و ظرفیت درک این حجم از انتزاع و پیچیدگی را داشت و نه حاکمیت می‌توانست این نقد تند به ریشه‌های فساد را برتابد. اکران عمومی فیلم لغو شد. با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ و اعمال قوانین جدید از جمله اجباری شدن حجاب، «شطرنج باد» به دلیل حضور زنان بدون پوشش اسلامی کلاً توقیف شد. فیلمساز سرخورده ماند و فیلمش به همراه دیگر تولیدات شرکت «گسترش صنایع سینمایی ایران» به محاق رفت، شرکتی که عنوانی بدشگون داشت و آثار دیگرش نظیر «آن سوی باد» اورسن ولز و «ملکوت» خسرو هریتاش نیز به سرنوشت‌های تلخ و گمشده دچار شدند.

پیدا شدن معجزه در سمساری؛ رستاخیز یک شاهکار
برای ۴۴ سال، «شطرنج باد» وجود نداشت. تنها نامی بود در یادداشت‌های کهنه منتقدان و افسانه‌ای در تاریخ سینمای ایران که گمان می‌رفت، نگاتیوهای آن نابود یا ذوب شده‌اند. اما داستانِ پیدا شدن فیلم، دست‌کم به اندازه خود داستان فیلم، شگفت‌انگیز و دراماتیک است. گیتا اصلانی، دختر کارگردان و پژوهشگر سینما در پاریس، که سال‌ها درباره سینمای مؤلف ایران تحقیق می‌کرد، مصمم شد که نگذارد، اثر پدرش در تاریکی تاریخ محو شود. پس از سال‌ها جست‌وجو در آرشیوهای جهانی و ناامیدی کامل، او از برادرش امین در تهران خواست تا آخرین تلاش‌ها را انجام دهد.
در سال ۲۰۱۴ معجزه رخ داد. امین اصلانی حین گشت‌وجو در یک سمساری در اطراف تهران، چشمش به قوطی‌های کهنه و فلزی فیلم افتاد که روی هم چیده شده بودند. فروشنده که هیچ تصوری از محتوای قوطی‌ها نداشت، آنها را صرفاً به عنوان وسایل دکوری و تزئینی برای فروش گذاشته بود. امین، قوطی‌ها را خرید و پس از باز کردن آنها در کمال باورنکردنی، نسخه کاملاً دست‌نخورده و اصلی ۳۵ میلی‌متری «شطرنج باد» را یافت.
فیلم از طریق سرویس‌های پست خصوصی به پاریس منتقل شد. در آنجا «پروژه سینمای جهان» به سرپرستی مارتین اسکورسیزی، کارگردان بزرگ آمریکایی، با همکاری سینماتک بولونیا، مسئولیت مرمت ۴کی فیلم را بر عهده گرفتند. اسکورسیزی خود از دلباختگان این اثر شد و آن را اثری متزلزل‌کننده و دارای فرمی بی‌نظیر خواند.

نیم قرن بعد؛ اثبات حقانیت یک مؤلف
وقتی نسخه مرمت ‌شده «شطرنج باد» در سال ۲۰۲۰ در جشنواره‌های بین‌المللی نظیر بریتانیا و ایل‌تینما رتزواتو به نمایش درآمد، منتقدان جهان شگفت‌زده شدند. گاردین آن را یک «کشف مجدد تاریخ‌ساز» نامید و نیویورک‌تایمز، کیفیت بصری و ساختار معماری درام آن را با آثار ویسکونتی، پازولینی و برسون مقایسه کرد. محمدرضا اصلانی که اکنون در دهه‌ هشتم زندگی خود به سر می‌برد پس از نیم قرن بالاخره پیروزی، اثرش را به چشم دید. او که پس از «شطرنج باد» سال‌ها در ایران ماند و به ساخت مستندهای ارزشمند و فیلم‌هایی چون «آتش سبز» پرداخت درباره این بازکشف گفت: «این اتفاق تنها برای من بزرگ نیست؛ بلکه به جهان اجازه می‌دهد، سینمای ایران را از زاویه‌ای غیر از فرم‌های شناخته ‌شده، ببیند و دریابد که سینمای مؤلف ما چه پیچیدگی‌ها و غنایی داشته است». امروز در ۵۰ سالگیِ خلق «شطرنج باد» این فیلم دیگر یک اثر ناکام یا یک حادثه تلخ در تاریخ سینما نیست؛ بلکه سندِ زنده و استواری است از قدرت هنر که از سانسور، حوادث بزرگ تاریخی، ممنوعیت و حتی غبار فراموشی سمساری‌ها، جان سالم به در می‌برد. «شطرنج باد» نه تنها آینه‌ شفاف ایران در حال فروریختن دهه ۵۰ بود بلکه شاهکاری است که زمان بالاخره حقانیت و زیبایی‌شناسی پیش‌روی آن را به رسمیت شناخت.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

خطای تجرد

یک خطای آماری چگونه جمعیت مجردان ایران را چند ده برابر نشان…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

رد توافق غزه

نتانیاهو طرح ترامپ را پس زد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل طرح ۱۵…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

دیدار رئیس‌جمهور با رهبر انقلاب

“مسعود پزشکیان” همزمان با شروع سومین سال ریاست‌جمهوری با “آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای”…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید