درگذشت احمد ناطقنوری مردی که ۲۸ سال رئیس بوکس بود
احمد ناطقنوری، رئیس پیشین فدراسیون بوکس ایران روز جمعه، سوم مهر ۱۴۰۵، پس از سالها تحمل بیماری و در ۸۹ سالگی درگذشت؛ مردی که نامش برای نزدیک به سه دهه با بوکس ایران گره خورده بود. ناطقنوری فقط رئیس یک فدراسیون نبود؛ بخشی از تاریخ این رشته در ایران بود؛ تاریخی که از احیای بوکس پس از انقلاب آغاز شد، از سالهای طولانی مدیریت او عبور کرد و با مجموعهای از موفقیتها، ناکامیها، حاشیهها و البته بحثهای فراوان درباره ماندگاری یک مدیر به پایان رسید.
او متولد روستای اوزکلا در نور مازندران بود، اما بخش مهمی از زندگیاش در تهران و در فضای بازار و ورزش گذشت. خودش بارها از روزهایی گفته بود که در پارک شهر، بوکس تمرین میکرد و عضو تیم ملی بود. حتی خاطرهای که بیش از هر چیز درباره رابطه او با بوکس در ذهن مانده، به سال ۱۳۴۲ بازمیگردد؛ زمانیکه در جریان تظاهرات ۱۵ خرداد، با ضربه قنداق تفنگ یک مأمور مجروح شد و به روایت خودش، با مشت بهصورت او زد و گریخت. ناطقنوری بعدها میگفت اگر بوکس بلد نبود، شاید آن روز زنده نمیماند. همین پیوند شخصی، بعدها به رابطهای تاریخی میان او و رشتهای تبدیل شد که پس از انقلاب برای مدتی از فعالیت بازمانده بود. سال ۱۳۶۸، بوکس ایران پس از حدود هفت سال تعطیلی، دوباره امکان فعالیت پیدا کرد و احمد ناطقنوری، ریاست فدراسیون را برعهده گرفت. از آن زمان تا سال ۱۳۹۶، به مدت حدود ۲۸سال، صندلی ریاست فدراسیون را ترک نکرد؛ رکوردی که او را به یکی از قدیمیترین مدیران ورزش ایران تبدیل کرد. ناطق نوری در این سالها فقط یک مدیر ورزشی نبود. او هفت دوره نماینده نور و محمودآباد در مجلس شورای اسلامی بود و با مدیران ورزشی دولتهای مختلف همکاری کرد. از حسن غفوریفرد و مصطفی هاشمیطبا تا محسن مهرعلیزاده، محمد علیآبادی و علی سعیدلو. در مقطعی حتی نام او بهعنوان یکی از گزینههای سرپرستی وزارت ورزش مطرح شد. قدرت ارتباطی و جایگاه سیاسیاش به او اجازه میداد در ساختار ورزش کشور حضوری فراتر از جایگاه رسمی رئیس یک فدراسیون داشته باشد. اما همین ماندگاری طولانی، مهمترین بخش بحث درباره میراث او نیز شد.
ناطقنوری برای هوادارانش، مردی بود که اجازه نداد این رشته دوباره حذف شود. در دورهای که بوکس با محدودیتهای جدی روبهرو بود، فدراسیون را حفظ کرد، اردوهای تیمهای ملی را برپا نگه داشت و برای حضور بوکسورها در مسابقات خارجی تلاش کرد. در دوره او، محمدعلی کلی، بوکسور افسانهای و مسلمان آمریکایی، به ایران سفر کرد؛ اتفاقی که برای این رشته اهمیت نمادین داشت. اما سوی دیگر این تصویر، کارنامهای است که منتقدانش بارها به آن اشاره کردهاند. ناکامیهای متعدد در مسابقات جهانی و المپیک، پناهندگی چند بوکسور، ماجراهای دوپینگ، مشکلات مالی ورزشکاران، حاشیههای مربوط به اعزامها، بینظمی در برخی مسابقات و انتقاد از عدم گردش مدیریت، بخشی از روایت انتقادی درباره سالهای ریاست او بود. حتی برخی اتفاقات عجیب نیز به بخشی از تاریخ ریاست ناطقنوری تبدیل شدند. در المپیک ۱۹۹۲ بارسلون، ماجرای علیاصغر کاظمی و نرسیدن دستکشهای او به رینگ، یکی از عجیبترین تصاویر تاریخ بوکس ایران را ساخت. در المپیک سیدنی نیز مثبت شدن تست دوپینگ دو بوکسور ایرانی و ماندن یکی از آنان در استرالیا، حاشیه بزرگی برای فدراسیون ایجاد کرد. سالها بعد نیز ماجرای پناهندگی انوشیروان نوریان، همچنان در گفتوگوها و روایتهای مربوط به آن دوره تکرار میشد. در کنار همه اینها، مسئله پخش تلویزیونی بوکس یکی از دغدغههای همیشگی ناطقنوری بود. او بارها از مسئولان صداوسیما خواست امکان پخش این رشته را فراهم کنند و استدلالش این بود که بوکس، با وجود قدمت و سابقه مدالآوری، نباید از قاب تلویزیون حذف شود. او حتی در گفتوگویی گفته بود که مشکل بوکس را باید از مسئولان پرسید: «بوکس چه گناهی کرده است؟» این جمله شاید خلاصهای از رابطه پیچیده او با رشتهای باشد که بیش از هر چیز به آن وفادار ماند. ناطقنوری معتقد بود بوکس به او زندگی بخشیده و به همین دلیل خود را مدیون آن میدانست. در سالهای پایانی ریاستاش نیز وقتی از حضور طولانی در فدراسیون انتقاد میشد، بارها از همین پیوند شخصی سخن میگفت. در سال ۱۳۹۳، حتی زمانیکه به دلیل بازنشستگی امکان نامزدیاش محل بحث بود، سرانجام با دریافت مجوز در انتخابات فدراسیون شرکت کرد و در انتخاباتی که رقبای او از ادامه رقابت انصراف داده بودند با ۳۶ رأی از مجموع ۳۸ رأی به ریاست رسید. سه سال بعد اما دوره طولانی ریاستاش پایان یافت. در مرداد ۱۳۹۶، ناطقنوری استعفا داد و وزیر ورزش با استعفای او موافقت کرد و او را بهعنوان رئیس افتخاری فدراسیون منصوب کرد. از آن روز دیگر او رئیس فدراسیون نبود، اما نامش همچنان از بوکس ایران جدا نشد.
ناطقنوری را میتوان همزمان از دو زاویه دید؛ مدیری که در حساسترین دوره حیات بوکس، این رشته را دوباره سرپا نگه داشت و مدیری که طولانی شدن حضورش، خود به یکی از موضوعات اصلی نقد درباره بوکس تبدیل شد. میان این دو تصویر، نزدیک به سه دهه تاریخ ورزش ایران قرار دارد؛ تاریخی که در آن رینگ، مجلس، سیاست، مدیریت و زندگی شخصی او بارها به یکدیگر رسیدند. حالا احمد ناطقنوری از این صحنه کنار رفته، اما میراث او همچنان روی رینگ باقی است؛ میراثی که بخشی از آن را میتوان در بازگشت بوکس به ورزش ایران دید و بخشی دیگر را در پرسشهایی که هنوز درباره سه دهه مدیریت او بیپاسخ ماندهاند. شاید همین تناقض است که ناطقنوری را از یک رئیس فدراسیون ساده جدا میکند: او برای بوکس ایران فقط یک مدیر نبود؛ خودش یکی از فصلهای بلند تاریخ این رشته بود.

