رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : نقد، حق همه ماست

نقد، حق همه ماست

گفت‌و‌گو با جهانگیر کوثری، کارشناس فوتبال

جام جهانی ۲۰۲۶ با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید؛ تورنمنتی که بیش از هر چیز، برتری فوتبال مبتنی بر کار گروهی و نظم تاکتیکی را بر اتکای صرف به ستاره‌ها به نمایش گذاشت. تیم ملی ایران اما جام جهانی متفاوتی را تجربه کرد. همزمانی مسابقات با جنگ و حملات آمریکا به ایران، مشکلات و محدودیت‌های کم‌سابقه‌ای را برای کاروان ایران رقم زد و در نهایت، تیم ملی بدون کسب پیروزی از دور رقابت‌ها کنار رفت. این ناکامی، موج تازه‌ای از انتقادها نسبت به عملکرد تیم ملی و کادر فنی را به‌دنبال داشت و دامنه آن به فضای رسانه‌ای فوتبال نیز کشیده شد؛ فضایی که تعطیلی برنامه و اپلیکیشن عادل فردوسی‌پور، یکی از بحث‌برانگیزترین اتفاقات آن بود. جهانگیر کوثری، کارشناس باسابقه فوتبال و تهیه‌کننده سینما، در گفت‌وگو با «سازندگی» از عملکرد تیم ملی، حاشیه‌های پس از جام جهانی، جایگاه عادل فردوسی‌پور، وضعیت گزارشگری فوتبال و چشم‌انداز رسانه‌های ورزشی گفته که در ادامه می‌خوانید.

جام‌جهانی ۲۰۲۶ چطور تورنمنتی بود؟
این یکی از بهترین دوره‌های جام جهانی بود، با یک فاصله خیلی کم نسبت به جام جهانی ۱۹۷۴ که در آلمان برگزار شد. این جام جهانی هم کیفیت خیلی خوبی داشت. از سال ۱۹۷۴ دوران رشد فوتبال، به‌ویژه از نظر تاکتیکی، آغاز شد.
نقاط قوت این جام چه بود؟
عملکرد ترکیبی بازیکنان از عملکرد فردی مهم‌تر شده است. مثلاً مسی وقتی در زمین از نظر تاکتیکی به بن‌بست می‌رسد و او را مهار می‌کنند، دیگر نمی‌تواند کاری انجام دهد. اینجا اهمیت کار گروهی اسپانیا مشخص می‌شود و فرانسه پنجاه بازیکن بزرگ دارد که در بزرگ‌ترین باشگاه‌های دنیا بازی می‌کنند؛ در پاریس، رئال، بارسلونا و جاهای دیگر… اما آنچه اینجا اهمیت پیدا می‌کند، کار گروهی است که دستاورد بسیار بزرگی دارد و ما قبلاً کمتر دیده بودیم. بازی در عمق زمین حریف نیاز به یک فرم تازه تاکتیکی داشت که مربیان باید آن را بلد می‌بودند. مربی باید بداند چگونه حرکت گروهی ایجاد کند تا مثلاً مسی خنثی شود. در آرژانتین ۱۰ نفر زحمت می‌کشند، عرق می‌ریزند و تلاش می‌کنند تا یک نفر گل بزند. از آن مقطع تاریخی در سال ۱۹۲۴، توسط چاپمن، مربی آرسنال، فوتبال تاکتیکی شکل پیدا کرد. او زمین را تقسیم کرد و برای هر یک از یازده بازیکن مشخص کرد که در کدام منطقه باید حرکت کنند و چه وظیفه‌ای دارند. وقتی یکی از این یازده نفر درست بازی نکند، یا فقط کنار خط بایستد و منتظر توپ باشد، راه برود، ساختار دفاعی آسیب می‌بیند و فشار روی بقیه بازیکنان چند برابر می‌شود.
رشد تاکتیکی مهم‌ترین دستاورد این دوره از جام جهانی بود. من شخصاً از اکثر بازی‌ها لذت بردم، چون پیشرفت فوتبال گروهی را به‌وضوح می‌دیدم. این جام جهانی در واقع ما را وارد یک کیفیت تازه در فوتبال جهان کرد. خوش به‌حال کشورهایی مثل کوروسائو یا کیپ‌ورد. این دوره نشان داد یک کشور ۵۰۰ هزار نفری هم می‌تواند ۱۱ بازیکن خوب پیدا کند.
نظرتان درباره عملکرد تیم ملی ایران چیست؟
این سوال وجود دارد که ایران هم در میان این داستان جام جهانی قرار دارد؟ آیا فوتبال ایران هم پیشرفت کرده است؟ واقعیت این است که تیم فوتبال ایران دچار یکسری تهاجم‌های بزرگ سیاسی و بین‌المللی است. وقتی به یک تیم ویزا نمی‌دهند یا اجازه نمی‌دهند در لس‌آنجلس هتل بگیرد و مجبورش می‌کنند در مکزیک اقامت کند، این خودش یک ضربه بزرگ روحی است. آمریکا آنقدر جاه‌طلبی کرده که خودش را تصمیم‌گیرنده می‌داند، در حالی‌که فقط میزبان است. این موضوع روی تیم تأثیر می‌گذارد. هیچ میزبانی حق ندارد که چنین رفتار تبعیض‌آمیزی داشته باشد و نباید اجازه داده شود این‌گونه عمل کند. این یک فاجعه و نوعی آپارتاید است. شما نمی‌توانید بگویید چون این کشور در حال جنگ است یا شرایط خاصی دارد، پس به بازیکنانش ویزا نمی‌دهیم. اما از نظر کار فنی و کار تاکتیکی فوتبال، به‌نظر من به ارزش‌های نسبی خیلی خوبی رسیدیم. می‌توانیم بگوییم تیم ملی هم از نظر فنی ظرفیت خوبی داشت. اگر یکی از همان سه بازی‌ای را که داشتیم می‌بردیم، صعود می‌کردیم و همه این حرف‌ها هم تمام می‌شد.
انتقادها از تیم ملی منصفانه است یا غیرمنصفانه؟
حالا اگر بخواهم به این سوال جواب بدهم که این انتقاداتی که از تیم ملی وجود داشت، چقدر منصفانه بود و چقدر نه؟ می‌گویم وقتی جامعه از نظر سیاسی دچار نوسان می‌شود، طبیعی است که این وضعیت به تیم ملی هم سرایت کند. تیم ملی نماینده فوتبال ماست و ممکن است در چنین شرایطی مورد مقبولیت عامه جامعه قرار نگیرد. این اتفاق طبیعی است. اگر هم مقبولیت داشته باشد، باز هم تحت‌تأثیر همان شرایط قرار می‌گیرد. همیشه همین‌طور بوده است. وقتی از یک حادثه یا بحران قبلی آسیب دیده باشید، در یک بحران بزرگ‌تر هم آن آسیب‌ها اثر خودش را نشان می‌دهد. از طرف دیگر، مربی‌ای که از یک باشگاه به تیم ملی می‌آید، طبیعتاً بخشی از محبوبیت‌اش را از همان ابتدا از دست می‌دهد و بازسازی آن کار خیلی سختی است؛ به‌خصوص در جامعه ما که نوعی تعصب باشگاهی افراطی وجود دارد. همین تعصب افراطی اجازه نمی‌دهد واقع‌بینانه از تیم ملی خودمان حمایت کنیم و اجازه نمی‌دهد مربی، تیمی را که واقعاً مدنظرش است، بدون حاشیه به میدان بفرستد. مثلاً می‌گویند چرا فلان بازیکن مثل قائدی بازی نکرد یا درباره تصمیم‌های فنی او ایراد می‌گیرند، در حالی‌که، بازیکنی مثل قائدی واقعا در آن شرایطی که تیم داشت، نمی‌توانست کمک زیادی بکند. بحث‌های فنی بسیار مفصل است و امیدوارم روزی بتوان درباره آنها صحبت کرد.
تعداد زیادی هم گزارشگر تازه اضافه شدند؟
امروز با حجم بالایی از گزارشگران در تلویزیون، شبکه‌های اینترنتی و شبکه‌های ماهواره‌ای مواجه هستیم. وقتی تعداد بازی‌ها زیاد می‌شود؛ مثلاً ۱۰۳ مسابقه برگزار می‌شود، طبیعتاً به گزارشگران بیشتر و کانال‌های بیشتری نیاز داریم تا همه بتوانند بازی‌ها را تماشا کنند. از طرفی وقتی تعداد زیاد می‌شود، ممکن است کیفیت متوسط پایین بیاید، اما در کنار آن نوآوری هم ایجاد می‌شود. در جایی دیدم که یک خانم و یک آقا کنار هم مسابقه را تحلیل می‌کردند و آن خانم هم تحلیل فوتبالی ارائه می‌داد و اتفاقاً ضعیف هم نبود. نمی‌گویم فقط چون خانم بود. آن آقا قوی بود و این خانم هم قوی بود. این ترکیب تا حدی رضایت تماشاگر را جلب می‌کند. به شخصه حضور زنان در این حوزه را اتفاق مثبتی می‌دانم و از نظر من اتفاق مثبتی است. این خیلی جالب است و ادامه همان حرکت‌هایی است که انجام می‌دادیم که زنان باید آزادی و موقعیت بیشتری داشته باشند. این موقعیت خود به‌خود به‌وجود آمد. چرا مهم است؟ چون میلیون‌ها نفر آن ‌را تماشا می‌کنند. این یعنی زن‌ها حضور دارند و آنها در را باز کرده‌اند و وارد شده‌اند. درست است که تعداد گزارشگران زیاد شده و شاید کیفیت بعضی‌ها پایین باشد، اما از طرف دیگر کارهای خیلی خوبی هم انجام شده است. مثلاً عادل فردوسی‌پور در فوتبال‌۳۶۰ خودش گزارش‌هایی داشت و عالی بود. ایشان از دو دهه قبل سردمدار یک جریان جدید در گزارشگری فوتبال ایران بوده و همچنان هم قابل‌احترام است. بقیه هم بودند؛ بد نبودند. فکر کنم مردم هم از این نظر ناراضی نبودند. یک استاندارد متوسط را حفظ کرده‌اند، اما شاید تعداد نخبه‌ها کمتر بود، چرا‌که هنوز گزارشگرانی که از نظر دانش فوتبالی در سطح بالا باشند، کم داریم. اگر گزارشگرانی داشته باشیم که مطالعه زیاد داشته باشند، فوتبال بازی کرده باشند، تحصیلات مرتبط داشته باشند، کتاب نوشته باشند و تاریخ و تحولات فوتبال را بشناسند، آن‌وقت کیفیت گزارشگری هم بالاتر می‌رود.
ویژه‌برنامه‌های جام‌جهانی چطور بودند؟
به‌نظر من هرچه تعداد کانال‌های ورزشی و فوتبالی بیشتر شود، برای جامعه‌ای که از ۹۰‌میلیون نفر جمعیت گذشته، بهتر است. باید از انحصار کانال دولتی بیرون بیاییم. حتی اگر تلویزیون دولتی هم برنامه پخش می‌کند، باید به کانال‌های خصوصی هم اجازه قانونی داده شود که فعالیت کنند. این باعث می‌شود، رقابت ایجاد شود و فوتبال رشد کند. وقتی گزارشگرهای بیشتری ببینید و کارشناسان بیشتری فرصت حضور پیدا کنند، به‌نفع فوتبال، تیم ملی، باشگاه‌ها و حتی تلویزیون است. باید این تنوع و حضور کانال‌های جدید را قبول کنیم و گزارشگرهای جدید را هم بپذیریم. اگر این اتفاق بیفتد، به‌تدریج به کیفیت بالاتر می‌رسیم. فکر می‌کنم اینطوری تحمل نقد هم بیشتر می‌شود. آدم‌های باکیفیت هم در این فضا رشد می‌کنند. نباید فقط یک کانال وجود داشته باشد. کانال‌های دیگر هم باشند. من نگاه کاملاً مثبتی به این موضوع دارم.
هرچه تعداد کانال‌های ورزشی بیشتر شود، بهتر است. باید از کانال دولتی خارج شویم. دولتی باشد و کانال‌های خصوصی هم اجازه کار داشته باشند. این تضاد باعث می‌شود فوتبال رشد کند. به‌نفع همه است. باید از حسادت‌ها عبور کنیم و تاریک نگاه نکنیم. باید این تنوع و این کانال‌ها را بپذیریم. تحمل‌ها نسبت به نقد بیشتر شود و از صافی رد شوند و بهترین‌ها بمانند. عادل یکی از همین افراد جامعه است و مثل بقیه باید باشد و کار کند.
درباره درگیری اخیر میان عادل فردوسی‌پور و امیر قلعه‌نویی چه فکر می‌کنید؟
این تضادی که امروز در جامعه ما وجود دارد، طبیعی است که خودش را در فوتبال هم نشان بدهد. همین مسئله روی محبوبیت یا عدم محبوبیت افراد هم اثر می‌گذارد. مهم این است که تیم‌های ملی و باشگاهی ما وقتی به‌عنوان نمایندگان ایران در لیگ نخبگان آسیا یا مسابقات بین‌المللی شرکت می‌کنند، مورد حمایت و محبوبیت مردم باشند. باید این محبوبیت و مقبولیت را همیشه حفظ کنیم. بیشتر باید درباره این موضوع صحبت کنیم. حسادت‌ها را کنار بگذاریم و رقابت را در حذف طرف مقابل نبینیم. حذف، در هر حوزه‌ای، کار غلطی است. چرا یکی باید کنار برود؟ همه باید باشند و همه در این رقابت شرکت کنند؛ هم راحت نقد کنند و اگر اختلاف‌نظری هم هست، گفت‌وگو کنند. باید جامعه را از چنددستگی نجات بدهیم. این وظیفه رسانه‌هاست که نگذارند جامعه چند دسته شود. اگر مسئولیتی داشتم، اجازه نمی‌دادم جامعه ما چنددسته شود. ما از ۴۰ سال پیش هم گفتیم نباید چنددستگی و چندپاره‌گی در جامعه ایجاد کنیم. جامعه نباید به‌جایی برسد که حتی درباره تیم ملی هم این تضادها شکل بگیرد. یک بازیکن بزرگ یا یک پدیده فوتبال ما، یا مثلاً آقای خداداد عزیزی که شخصیت ارزشمندی است و آقای قلعه‌نویی نباید باهم دعوا کنند. بنشینند مؤدب و منطقی صحبت کنند و مردم هم ماجرا را بفهمند. امیر قلعه‌نویی هم به‌عنوان سرمربی تیم ملی تمام تلاشش را کرده که تیم به موفقیت برسد. اما اختلاف دیدگاه‌های اجتماعی اجازه نداده که ما این فیلترهای تاریک را از فوتبال کنار بگذاریم.
آینده تیم ملی را چطور می‌بینید؟
گروهی در فدراسیون فوتبال نشسته‌اند و نمایندگی فوتبال ما را بر‌عهده دارند. آنها درباره تیم ملی تصمیم می‌گیرند. حالا ممکن است تصمیم‌شان درست یا غلط باشد. ما می‌توانیم نقد کنیم و درباره آن صحبت کنیم. اما باید شرایط را هم ببینیم. ما قبل از مسابقات تحت‌فشار بودیم و خواستند ما را له کنند. تیم را در مکزیک مستقر کردند و اجازه ندادند در محل اصلی اقامت داشته باشد. معلوم است که چنین مسائلی روی تیم فشار وارد می‌کند. باید همه این اتفاقات و این عارضه‌ها را یکی‌یکی توضیح بدهیم و بعد به نتیجه برسیم.”

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

عزلت ابدی

به یاد تژا میرفخرایی، استاد ارتباطات و مروج تحلیل گفتمان در ایران…

۳۱ تیر ۱۴۰۵

در خط آتش

سفر نمایندگان رئیس‌جمهور به جنوب و بررسی گزارش بازسازی مناطق آسیب‌دیده از…

۳۱ تیر ۱۴۰۵

تهدید زیرساخت‌های پایتخت!

کوه کلنگ، تنگه هرمز و آتش‌بس؛ سه ضلع بحران تازه ایران و…

۳۱ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید