کوه کلنگ، تنگه هرمز و آتشبس؛ سه ضلع بحران تازه ایران و آمریکا

درحالی که کشورهای میانجی ازجمله قطر، مصر و پاکستان تلاش میکنند، پنجرهای برای توقف درگیریها میان ایران و آمریکا باز کنند، فضای سیاسی و نظامی منطقه بیش از هر زمان دیگری آمیخته با ابهام شده است. پیشنهاد آتشبس ۱۰ روزه هنوز سرنوشت مشخصی ندارد؛ نه معلوم است که از سوی طرفین رد شده و نه نشانهای قطعی از پذیرش آن دیده میشود. اما همزمان با این تلاشهای دیپلماتیک، کاخ سفید بار دیگر زبان تهدید را برگزیده و تهران نیز با پاسخهای تند سیاسی و تحرکات میدانی، نشان داده که معادله همچنان در مسیر تشدید تنش حرکت میکند. در چنین شرایطی فاصله میان میز مذاکره و میدان نبرد هر روز کمتر میشود؛ جایی که یک جمله از مقامات آمریکایی میتواند همزمان نشانهای از آمادگی برای گفتوگو و تهدیدی برای آغاز حملهای تازه باشد.
تهدید تازه ترامپ
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در دیدار با جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، بار دیگر ایران را هدف شدیدترین تهدیدهای خود قرار داد. او مدعی شد، واشنگتن در صورت احیای هرگونه فعالیت هستهای، بهویژه در مکانی که از آن با عنوان «کوه کلنگ» یاد کرد، بدون تردید حمله خواهد کرد. ترامپ ادعا کرد هر سایتی که ایران حتی در آن «به سلاح هستهای فکر کند» با «قدرتی بسیار زیاد» هدف قرار خواهد گرفت. او همچنین مدعی شد، آمریکا همچنان در حال رصد مواد هستهای ایران است و «اقدام اصلی» در همان منطقه در جریان است؛ ادعایی که با وعده حملهای «بسیار سنگین» در آینده نزدیک همراه شد. رئیسجمهور آمریکا در عین حال اذعان کرد که هیچکس جز خود ایرانیها از میزان خسارت وارد شده به تأسیسات ایران اطلاع ندارند اما عملیات آمریکا را «موفقیتی بزرگ» توصیف کرد.
تناقض در روایت کاخ سفید
اظهارات ترامپ تنها به تهدید نظامی محدود نماند. او در پاسخ به خبرنگاری که گفته بود هیچ نشانهای از تمایل ایران برای پایان جنگ وجود ندارد، روایتی کاملاً متفاوت ارائه کرد. ترامپ مدعی شد، ایران «بهشدت خواهان دیدار» و پایان دادن به بحران است و تأکید کرد خبرنگاران از گفتوگوهای پشت پرده اطلاعی ندارند. اما تنها چند جمله بعد اعلام کرد تا زمانی که تهران برای مذاکرات «به شکلی معنادار» آماده نباشد، واشنگتن علاقهای به دیدار ندارد.
با این حال ترامپ سطح تهدید را نیز تشدید کرد و گفت: از این لحظه به بعد هر زمان که جمهوری اسلامی ایران به یک کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، چه با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله یا سلاح دیگری، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه را بمباران و نابود خواهد کرد، ازجمله آنهایی که در نزدیکی یا در شهر پایتخت، تهران، واقع شدهاند. این دو موضع متناقض، بار دیگر ابهام درباره راهبرد واقعی آمریکا را افزایش داده است؛ از یکسو، سخن گفتن از مذاکرات محرمانه و از سوی دیگر ادامه تهدید به حمله، تصویری دوگانه از سیاست واشنگتن در قبال ایران ترسیم میکند.
پاسخ وزارت خارجه
در تهران، پاسخ به ادعاهای ترامپ با لحنی تند داده شد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش به تهدیدهای آمریکا تأکید کرد، تمامی فعالیتهای هستهای ایران مطابق تعهدات پادمانی به آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام شده و ادعای وجود فعالیت هستهای در منطقه موسوم به «کوه کلنگ» را رد کرد. بقایی تمرکز آمریکا بر این منطقه را «بیمارگونه» توصیف کرد و آن را صرفاً بهانهای برای «تخریب و ویرانگری» دانست. او همچنین با اشاره به سکوت مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی پرسید که چرا این نهاد در برابر چنین تهدیدهایی، واکنشی نشان نمیدهد. سخنگوی وزارت خارجه در پایان تأکید کرد که ایرانیان با تمام توان در برابر هرگونه تعرض به حاکمیت و امنیت ملی کشور خواهند ایستاد.
اتهامزنی روبیو
همزمان با اظهارات ترامپ، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز پس از نشست وزیران خارجه آسهآن در مانیل، موضعی متفاوت اما همسو با فشار سیاسی واشنگتن اتخاذ کرد.
او مدعی شد، آمریکا همچنان آماده گفتوگو است اما ایران «به اندازه کافی برای مذاکرات جدیت ندارد». این درحالی است که ترامپ تنها ساعاتی پیش از «تمایل شدید» ایران برای دیدار سخن گفته بود؛ تناقضی که بار دیگر اختلاف لحن در میان مقامهای آمریکایی را آشکار کرد. روبیو همچنین نسبت به پیامدهای امنیتی وضعیت تنگه هرمز هشدار داد و مدعی شد، بسته شدن یک آبراه بینالمللی میتواند به الگویی خطرناک در سایر نقاط جهان، بهویژه آسیا، تبدیل شود و اقتصاد و تجارت جهانی را تحتتأثیر قرار دهد. وزیر امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از سخنان خود از تفاهمنامه اسلامآباد دفاع کرد؛ توافقی که از سوی برخی منتقدان آمریکایی به دلیل اعطای نقش بیشتر به ایران در مدیریت تنگه هرمز مورد انتقاد قرار گرفته است. روبیو این برداشت را رد کرد و مدعی شد، بند پنجم این تفاهمنامه هیچ حقی برای حمله ایران به کشتیها در تنگه هرمز ایجاد نمیکند. با این حال همزمان ترامپ هشدار داد که اگر ایران به هر کشتی در تنگه هرمز شلیک کند، آمریکا در پاسخ زیرساختهای حیاتی ایران ازجمله پلها یا نیروگاهها را هدف حمله قرار خواهد داد.
این همزمانی نشان میدهد که حتی در شرایطی که واشنگتن از چارچوبهای دیپلماتیک سخن میگوید، گزینه نظامی همچنان بهعنوان ابزار اصلی فشار روی میز باقی مانده است.
پاسخ در میدان
همزمان با جنگ لفظی، تحولات میدانی نیز وارد مرحله تازهای شده است. ایران در دور جدید حملات پهپادی موسوم به «عملیات صاعقه» بامداد چهارشنبه پایگاههای نظامی آمریکا در اردن و بحرین را هدف قرار داد. براساس گزارشها، پهپادهای ایرانی ساختمانهای اسکان و رفاهی همچنین انبارهای تجهیزات نیروهای آمریکایی در پایگاه الازرق اردن را هدف قرار دادهاند. در بحرین نیز ادعا شده که پهپادهای انهدامی آرش، انبارها، سولههای تجهیزاتی و آشیانههای نگهداری و تعمیر هواپیماهای سنگین آمریکا در پایگاه شیخ عیسی را مورد حمله قرار دادهاند. خبرگزاری فارس نیز به نقل از برخی منابع از مشاهده ستونهای دود در محدوده فرودگاه ملک حسین اردن خبر داد؛ گزارشی که هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است. در مقابل، ارتش اردن اعلام کرد سامانههای پدافند هوایی این کشور ۶ موشک شلیک شده از خاک ایران را شناسایی کردهاند. به گفته این نهاد، چهار موشک رهگیری و منهدم شده و دو موشک دیگر در مناطق دورافتاده و غیرمسکونی سقوط کردهاند. مجموعه این تحولات نشان میدهد که بحران ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که در آن دیپلماسی و درگیری نظامی بهطور همزمان در جریان است. از یکسو میانجیها همچنان برای تثبیت آتشبس ۱۰ روزه تلاش میکنند و از سوی دیگر، تهدیدهای متقابل، حملات پهپادی و هشدارهای نظامی، فضای منطقه را بیش از گذشته ملتهب کرده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا کانالهای محرمانهای که ترامپ از آنها سخن میگوید، میتوانند بر صدای انفجارها غلبه کنند یا اینکه تهدید به حمله به «کوه کلنگ» و پاسخهای میدانی تهران، آخرین فرصتهای دیپلماسی را نیز از میان خواهد برد و طرفها را بهطور ناگزیر به تقابل نظامی خواهند کشاند.

