“سازندگی” به بزرگترین توافق اقتصادی میان ایران و آمریکا میپردازد و به این پرسشها پاسخ میدهد که ایران با این صندوق بزرگ چه خواهد کرد و چگونه میتواند از این فرصت برای نوسازی و بازسازی زیرساختهای خود در دوران پساجنگ استفاده کند؟ آیا این ۳۰۰ میلیارد دلار میتواند قفل مشکلات ایران را باز کند؟

اعلام تفاهم میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ ۴۰ روزه علاوه بر ابعاد سیاسی و امنیتی یک موضوع اقتصادی مهم را نیز در کانون توجه رسانههای بینالمللی قرار داده است؛ صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری که گفته میشود، قرار است بهعنوان یکی از مهمترین مشوقهای اقتصادی در مسیر تثبیت توافق و بازسازی اقتصاد ایران ایفای نقش کند. با این حال هرچه اخبار بیشتری درباره این صندوق منتشر میشود ابهامات و پرسشهای بیشتری نیز پیرامون ماهیت، منابع مالی، نحوه اداره و اهداف واقعی آن شکل میگیرد؛ ابهاماتی که نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان روایتهای مختلف از این طرح وجود دارد. سیانان در مورد متن پیشنویس توافق ۱۴ مادهای ایران و آمریکا خبر داد: ایالات متحده همراه با شرکای منطقهای خود، یک برنامه جامع مورد توافق دو طرف برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران ایجاد و تأمین مالی حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار را تضمین میکند. آمریکا طبق جدول زمانی به تمامی انواع تحریمهای اعمال شده علیه ایران اعم از اولیه و ثانویه پایان میدهد. توافق نهایی از طریق یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت به تصویب خواهد رسید. ماجرای این ۳۰۰ میلیارد چیست و ایران چگونه میتواند از آن استفاده کند؟ اولین بار خبرگزاری رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد، بیش از نیمی از صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران از طریق تعهد شرکتهایی از آمریکا، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس، آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا تأمین شده است. براساس این گزارش، صندوق سرمایهگذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران یک سازوکار خصوصی است و هیچ بودجه دولتی در آن وجود ندارد. سایت انتخاب نیز خبر داد: بیش از نیمی از این مبلغ نیز تاکنون تعهد شده. این صندوق بهگونهای طراحی شده که برای هر دو طرف انگیزهای اقتصادی جهت دستیابی به توافق نهایی ایجاد کند. رویترز دوباره به نقل از یک مقام ایرانی خبر داد که تهران در ابتدا ۴۰۰ میلیارد دلار بهعنوان غرامت خسارات جنگ از ایالات متحده درخواست کرده بود اما واشنگتن گفته بود که آن را تأمین نخواهد کرد. سپس ایده این صندوق مطرح شد. این منبع ایرانی گفت که این سازوکار، مشارکت کشورهای منطقه را به روشهای مختلف پیشبینی میکند. این موارد شامل تأمین وام، ایجاد خطوط اعتباری یا تأمین مالی مستقیم بازسازی اماکن آسیبدیده در جنگ ازجمله تأسیساتی مانند مجتمع فولاد مبارکه، پالایشگاهها، فرودگاهها و بهطور گستردهتر، زیرساختهای آسیبدیده از درگیری است. در ادامه خبرگزاری روسی اسپوتینک خبر داد: شرط اساسی ایران برای توافق صلح از ابتدا این بود که آمریکا باید خسارتهایی که جنگ بار آورده را به ایران بپردازد و بهنظر میرسد، آمریکا تصمیم گرفته این ماجرا را به کشورهای عربی که در جنگ با او همراه بودند، حواله کند.
با این حال ترامپ موضوع را تکذیب کرد. خبرنگاری از او پرسید که «گزارش شده که این توافق شامل یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای ایران است». ترامپ: نه، این درست نیست. ما هیچ سرمایهگذاریای نمیکنیم. افراد یا طرفهای دیگر ممکن است تصمیم بگیرند چنین کاری انجام دهند اما این به خودشان بستگی دارد. میخواهید من بگویم که هیچکس هرگز اجازه ندارد در یک کشور سرمایهگذاری کند؟
روزنامه فایننشالتایمز به نقل از منابع آگاه گزارش داده که این صندوق در واقع برای تسهیل ورود شرکتهای خارجی به بازار ایران طراحی شده و قرار نیست، منابع آن مستقیماً در اختیار دولت ایران قرار گیرد. بر اساس این گزارش شرکتهایی از اروپا، آسیا و حتی آمریکا برای مشارکت در این پروژه ابراز علاقه کردهاند. همچنین برخی مقامهای آمریکایی از احتمال ارتباط این صندوق با روند کاهش تحریمها و اجرای تعهدات ایران سخن گفتهاند؛ موضوعی که نشان میدهد، دسترسی به مزایای اقتصادی آن میتواند مشروط و مرحلهای باشد.
اما مدتی بعد جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا در یک گفتوگو در تلویزیون سیبیاس گفت: «ما به صندوق ائتلاف کشورهای خلیجفارس به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار اجازه خواهیم داد تا در صورت پایبند ماندن ایران به تعهداتش طبق توافق، بازسازی [آن] را انجام دهد». او ضمن تأیید وجود چنین منابعی، تأکید کرده که بهرهمندی ایران از این ظرفیت اقتصادی به میزان پایبندی تهران به تعهدات توافق بستگی خواهد داشت. ونس همچنین تصریح کرده که این پول از مالیات شهروندان آمریکایی تأمین نمیشود و کشورهای عربی منطقه، نقش اصلی را در تأمین آن برعهده خواهند داشت.
سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیأت مذاکرهکننده هستهای ایران نیز در یک مصاحبه این خبر را تأیید کرد که «طبق توافق باید ۳۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایهگذاری شود. روح حاکم بر متن یادداشت تفاهم، شکست آمریکاست».
سایت اکو ایران این پرسش را مطرح کرد: «آیا صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری در راه ایران است؟» و ادامه داد: ایجاد «صندوق توسعه و بازسازی» ۳۰۰ میلیارد دلاری با مشارکت بخش خصوصی جهانی بخشی از معاملهای است که میتواند، قفل اقتصاد را باز کند. ایران در ازای بازگشایی کامل تنگههرمز و تعهدات هستهای، معافیتهای فوری برای صادرات نفت و محصولات پتروشیمی دریافت خواهد کرد. حالا یک ماراتن ۶۰ روزه در پیش است؛ آیا این توافق میتواند پایانبخش سالها رکود و فشار اقتصادی باشد؟
با وجود این هنوز مشخص نیست که ساختار حقوقی این صندوق چگونه خواهد بود، چه نهادی مسئول مدیریت آن خواهد شد و سازوکار تصمیمگیری درباره تخصیص منابع آن به چه شکل طراحی میشود. این ابهامات اهمیت زیادی دارد زیرا تجربههای مشابه در نقاط مختلف جهان نشان داده که نحوه اداره صندوقهای بینالمللی میتواند به اندازه میزان منابع مالی آنها در موفقیت یا شکست پروژهها تأثیرگذار باشد. تجربههای گذشته مانند اینستکس نیز وجود داشتند که نتوانستند، انتظارات ایران را برآورده کنند.
یک رسانه خارجی نیز نوشت: این ۳۰۰ میلیارد دلار بیش از دو برابر مبلغی است که ایران قرار بود از توافق هستهای قبلی سال ۲۰۱۵ دریافت کند که فقط شامل پولهای مسدود شده به ارزش حدود ۱۲۰ میلیارد دلار بود. امروز پولهای بازسازی اضافه شده است. اگر این توافق حاصل شود، ایران یکی از بزرگترین برندگان آن خواهد بود و اسرائیل یکی از بزرگترین بازندگان. چرا؟ قبل از جنگ، پرونده لبنان جدا بود؛ هیچکس اصلاً از لبنان محافظت نمیکرد، هواپیماهای صهیونیستی هر طور که میخواستند در آنجا جولان میدادند، هیچکس نه از کشورهای عربی و نه اسلامی، جرأت توقف این تجاوز را نداشت و همه کنار دیوار راه میرفتند. ایران وارد شد و این هرجومرج را متوقف کرد و برای اولین بار در تاریخ درگیری اسرائیلی-عربی-اسلامی، اصل دفاع مشترک اعمال شد و اسرائیل از تعرض به یک کشور عربی با قدرت سلاح قبل از مذاکره، بازداشته شد. حالا فقط ایرانیها حق وتو و مخالفت با آنچه در لبنان رخ میدهد را دارند و قدرت مجازات اخلاقی علیه رژیم در صورت تجاوز نظامی فراتر از مرزها.
در ادامه خبر آمد که «منابع آگاه از این مذاکرات به باراک راوید، گزارشگر آکسیوس گفتهاند که ایده «صندوق رفاه» از قطر آمده و چندین هفته است که با ایالات متحده و ایران مورد بحث قرار گرفته است. این ابتکار، سرمایهگذاری بخش خصوصی از کشورهای خلیجفارس و کشورهای شرق آسیا را در نظر دارد.
خبرگزاری روسی اسپوتنیک با انتشار غیررسمی برخی از مفاد ۱۴ مادهای توافق ایران و آمریکا نوشت: تهران یک سند الزامآور قانونی را رسمیت بخشیده است که اساساً چشمانداز منطقهای را تغییر میدهد. این «معامله» اعلام شده توسط ترامپ نیست همچنین بازگشت به برجام ۲۰۱۵ نیست. این یک معماری اساساً جدید از امتیازات است که در آن ایران حداکثر امتیاز را تقریباً بدون دادن هیچ چیز دریافت میکند. ابتدا ۳۰۰ میلیارد دلار تعهدات بازسازی از سوی ایالات متحده و شرکایش باید پرداخت شود. این شامل سرمایهگذاری مستقیم در اقتصاد ایران بدون هیچ مکانیسم بازپرداختی است. دوم ۲۴ میلیارد دلار وجوه آزاد شده که نیمی از آن قبل از شروع هرگونه مذاکرهای منتقل میشود. سوم، رفع کامل محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز و خروج نیروهای آمریکایی از محیط اطراف ایران.
از سوی دیگر برخی گزارشها حاکی از آن است که این صندوق مستقل از مذاکرات مربوط به لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران طراحی شده است. اگر این روایت صحیح باشد تهران با دو مسیر اقتصادی جداگانه روبهرو خواهد بود؛ نخست روند کاهش محدودیتهای مالی و بانکی و دوم بهرهمندی از فرصتهای سرمایهگذاری خارجی. چنین تفکیکی میتواند به طرفهای غربی امکان دهد که هر یک از این ابزارها را به صورت مستقل و متناسب با روند اجرای توافق مدیریت کنند.
بنابراین پاسخ اصلی به سوال «ایران چگونه میتواند از این صندوق استفاده کند؟» در واقع پاسخ به این سوال است که «کدام پروژهها میتوانند، سرمایه جذب کنند؟»
۱ بازسازی زیرساختهای انرژی؛ مهمترین مقصد این صندوق احتمالاً صنعت نفت، گاز و پتروشیمی خواهد بود. طبق برآوردهای نهادهای بینالمللی، ایران برای نوسازی میادین نفتی، افزایش ظرفیت تولید گاز و توسعه پتروشیمی به صدها میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. بخشی از این صندوق میتواند صرف توسعه میدان گازی پارس جنوبی، میادین مشترک غرب کارون، پالایشگاهها و شبکه انتقال انرژی شود.
۲ نوسازی شبکه برق و انرژیهای تجدیدپذیر؛ یکی از بحرانهای مزمن اقتصاد ایران، کمبود برق و فرسودگی شبکه انتقال است. شرکتهای اروپایی و آسیایی میتوانند در احداث نیروگاههای خورشیدی، بادی و سیکل ترکیبی سرمایهگذاری کنند. تجربه کشورهای عربی مانند عربستان و امارات نشان میدهد که سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی طی یک دهه گذشته به یکی از جذابترین حوزههای جذب سرمایه خارجی تبدیل شده است.
۳ توسعه حملونقل و لجستیک؛ ایران از نظر جغرافیایی در مرکز کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب قرار دارد. بخشی از این صندوق میتواند صرف نوسازی راهآهن، بنادر، فرودگاهها و مراکز لجستیکی شود. در صورت رفع تحریمها، ایران میتواند به یکی از هابهای ترانزیتی منطقه تبدیل شود؛ حوزهای که بانک جهانی و نهادهای اروپایی سالها بر ظرفیت آن تأکید کردهاند.
۴ بازسازی صنایع مادر؛ در گزارش رویترز به مجتمع فولاد مبارکه و برخی تأسیسات صنعتی آسیبدیده اشاره شده است. صندوق میتواند برای نوسازی صنایع فولاد، سیمان، آلومینیوم، خودروسازی و صنایع معدنی مورد استفاده قرار گیرد.
۵ جذب فناوری و سرمایه خارجی؛ ارزش واقعی این صندوق شاید نه در خود ۳۰۰ میلیارد دلار بلکه در شکستن ریسک سیاسی ایران باشد. اگر تحریمها برداشته شوند و این صندوق به اجرا برسد، شرکتهای بزرگی مانند زیمنس، شل، توتال یا شرکتهای آسیایی میتوانند به بازار ایران بازگردند. تجربه برجام نشان داد که رفع ریسک سیاسی گاهی از خود پول مهمتر است.
۶ تأمین مالی پروژههای شهری و آب؛ بحران آب، فرسودگی شبکههای آبرسانی و مشکلات محیطزیستی ایران نیازمند دهها میلیارد دلار سرمایهگذاری است. بخشی از این صندوق میتواند صرف پروژههای انتقال آب، تصفیهخانهها، مدیریت فاضلاب و مقابله با فرونشست زمین شود.
۷ تشکیل صندوقهای مشترک سرمایهگذاری؛ کشورهای عربی احتمالاً علاقهمند خواهند بود، بخشی از منابع را نه بهصورت کمک بلکه در قالب صندوقهای مشترک و پروژههای سودآور وارد ایران کنند. در این سناریو، پول مستقیماً وارد بودجه دولت نمیشود بلکه در قالب سرمایهگذاری در پروژههای مشخص هزینه خواهد شد. این دقیقاً همان مدلی است که رویترز از آن به عنوان «سازوکار خصوصی» یاد کرده است.

