رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : کماندوها در کلاس‌ درس!

کماندوها در کلاس‌ درس!

درباره اتهام وحید جلیلی به اساتید دانشگاه

گروه سیاسی: درحالی ‌که رئیس‌جمهور در نشست‌ها و اظهارات مختلف بارها بر نقش و مسئولیت دانشگاهیان در حل مشکلات کشور تأکید کرده و حتی از آنان برای عبور از شرایط سخت کنونی کمک خواسته است، وحید جلیلی، قائم‌مقام فرهنگی صداوسیما، در مراسم سالگرد شهید فریدون عباسی‌دوانی در تهران با طرح ادعای نفوذ فکری غرب در دانشگاه‌ها و بدون ارائه سند مشخص استادان دانشگاه را هدف انتقاد قرار داد و گفت: «ما همواره نگران بودیم و انتظار داشتیم آمریکا در قشم، خارک و هرمز کماندو پیاده کند اما واقعیت این است که آمریکا، کماندوهایش را در همین دانشگاه‌ها پیاده کرده است». او در ادامه به کسانی اشاره‌ می‌کند که به گفته او در سال‌های اخیر مواضعی انتقادی علیه برخی چهره‌های رسمی داشته‌اند و همچنان از دانشگاه‌های کشور حقوق دریافت می‌کنند.
برادر کوچک سعید جلیلی بدون اینکه مصداقی برای ادعاهایش بیاورد یا سند و مدرکی رو کند، چنان با اطمینان درباره «کماندوهای فکری آمریکا» در دانشگاه‌ها حرف می‌زند که انگار پشت درهای هر کلاس درس یک اتاق عملیات مخفی کشف کرده است. اما پرسشی که بعد از شنیدن اظهارات او به ذهن متبادر می‌شود، ساده‌تر از اینهاست. جلیلی اساساً درباره دانشگاه چگونه فکر می‌کند که هر استاد منتقدی را در قامت نیروی دشمن می‌بیند؟
این نوع بیان البته تازه نیست و اگرچه در ظاهر یک هشدار امنیتی درباره نفوذ فکری به نظر می‌رسد اما در عمل، تعمیم یک اتهام کلی به بدنه دانشگاهی کشور است. یک روز در قالب «نفوذ»، یک روز «استحاله» امروز هم «کماندو». مسئله جلیلی و همفکرانش اما نه واژه‌ها بلکه میل مداوم‌شان به امنیتی ‌کردن هر اختلاف فکری است. در چنین چارچوبی به‌جای تفکیک میان نقد علمی، اختلاف‌نظر و فعالیت سیاسی، همه در یک قالب واحد و امنیتی دیده می‌شوند. گویا در قاموس آنان دانشگاه به‌ جای یک نهاد علمی و محل گفت‌وگو و تضارب آرا به‌عنوان یک میدان درگیری سیاسی و امنیتی بازنمایی می‌شود.
آنچه در این میان آزاردهنده‌تر می‌شود، نقش و نفوذ چنین افرادی با چنین دیدگاه‌هایی در رسانه ملی است که سبب شده، نهادی که قرار بود تریبون تنوع فکری باشد، به لطف حضور آنان، به تریبون عقاید و افکار یک جریان خاص تبدیل شود که در آن سیاستمدار، روزنامه‌نگار، استاد دانشگاه و هر کسی از هر قشری اگر همسو نباشد، «نفوذی» می‌شود و «مسئله امنیتی». بر همین اساس، طبیعی است که استاد دانشگاهی هم که سال‌ها در چارچوب علمی و پژوهشی کار کرده در نظرشان یک‌شبه تبدیل ‌شود به «کماندوی فکری». این صرفاً یک استعاره تند نیست، تعریف جایگاه علم از نگاه این جریان است. در نتیجه این دیدگاه نیز دانشگاه دیگر جایی برای پرسش‌های سخت نیست؛ جایی است برای پاسخ‌های از پیش تعیین‌ شده. این موضوع زمانی حساس‌تر می‌شود که استادان دانشگاه که وظیفه اصلی‌شان آموزش و پژوهش است در معرض اتهام‌هایی قرار بگیرند که ماهیت علمی ندارد. در چنین فضایی به‌جای اینکه نقد به‌عنوان بخشی طبیعی از فعالیت دانشگاهی دیده شود، ممکن است به‌عنوان نشانه‌ای از وابستگی یا مخالفت سیاسی تعبیر شود همان نکته‌ای که جلیلی به آن اشاره می‌کند.
شاید تصور وحید جلیلی این باشد که در حال دفاع از استقلال علمی است اما آنچه در عمل از چنین رویکردهایی منتج می‌شود فقط تنگ‌تر کردن دایره مشروعیت در فضای علمی است. استقلال علمی با حذف صداهای متفاوت به‌دست نمی‌آید؛ با تحمل آنها معنا پیدا می‌کند. دانشگاه را نمی‌توان با ادبیات نظامی توضیح داد، مگر اینکه بخواهیم از آن فقط یک تصویر امنیتی بسازیم نه یک نهاد علمی. از این‌رو شاید بهتر باشد، جلیلی به‌جای جست‌و‌جوی ردپای کماندوها در دانشگاه به‌دنبال کماندوهای فکری دشمن در صدا‌و‌سیما باشد.

sazandegi

پست های مرتبط

ژنو زیر آتش تندروها

درباره انتقاد برخی چهره‌های اصولگرا به سفر هیئت ایرانی به سوئیس گروه…

۱ تیر ۱۴۰۵

در آستانه استعفا

استارمر هم رفتنی شد؟ گروه بین‌الملل: گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بریتانیایی از…

۱ تیر ۱۴۰۵

پشت درهای بسته

تیم‌های مذاکره‌کننده ایران و آمریکا به ریاست محمدباقر قالیباف و جی‌دی ونس،…

۱ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید