تیمهای مذاکرهکننده ایران و آمریکا به ریاست محمدباقر قالیباف و جیدی ونس،
اولین نشست رسمی خود را پس از امضای سند تفاهم دو کشور، با حفظ محرمانگی برگزار کردند

نشست چهارجانبه هیأتهای ایران، آمریکا، قطر و پاکستان با عنوان «نشست دریاچه لوسرن» عصر یکشنبه ۳۱ خردادماه در منطقه برگناشتوک سوئیس برگزار شد؛ نشستی که اگرچه در ظاهر با هدف پیگیری روند آتشبس و گفتوگوهای سیاسی میان تهران و واشنگتن تشکیل شده اما در عمل یکی از مهمترین محورهای آن تعیینتکلیف داراییهای بلوکه شده ایران و چگونگی آزادسازی این منابع مالی است. ریاست هیأت ایرانی را محمدباقر قالیباف برعهده دارد و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، ریاست هیأت آمریکایی را عهدهدار است. شهباز شریف نخستوزیر پاکستان، عاصم منیر فرمانده ارتش این کشور و شیخ محمد بن عبدالرحمن آلثانی نخستوزیر و وزیر خارجه قطر نیز بهعنوان میانجی و تسهیلگر در این مذاکرات حضور دارند. هیاتهای مذاکرهکننده ایران و امریکا از ساعت ۱۷ به وقت تهران، گفتوگوهای خود پشت درهای بسته بدون حضور خبرنگاران برگزار کردند. محمد باقر قالیباف رئیس تیم هیأت مذاکره کننده در واکنش به ادعای رییسجمهور آمریکا در حساب کاربری خود در شبکه ایکس نوشت: با خودشان فکر نمیکنند که اگر تهدیدهایشان نتیجهای داشت، به استیصال امروز نمیرسیدند؟ ما تهدیدهای آمریکاییها را به جایی حساب نمیکنیم.
وی افزود: بهتر است مراقب اظهارنظرهای خود باشند، نیروهای مسلح ما آمادهاند تا به نحوی دیگر پاسخشان را بدهند. هر چه حرف بزنند، این ماییم که عمل میکنیم. اظهارات قالیباف در واکنش به تهدیدات ترامپ بود که گفت تفاهم اخیر میان دو کشور صرفا تمدید آتشبس است و توافق نهایی محسوب نمیشود. ترامپ همچنین تهدید کرد درصورت عدم موفقیت مذاکرات تنگه هرمز را با استفاده از زور تصرف خواهد کرد.
از جنگ ۴۰ روزه تا میز مذاکره
مذاکرات برگناشتوک در شرایطی برگزار میشود که ایران و آمریکا تنها چند ماه پیش یک جنگ ۴۰ روزه را پشت سر گذاشتند؛ جنگی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و سرانجام در ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ با برقراری آتشبس پایان یافت. گسترش دامنه درگیریها به سراسر منطقه، تهدید منافع آمریکا در کشورهای عربی، حملات موشکی به اسرائیل و بسته شدن تنگه هرمز موجب شد، هزینههای ادامه جنگ برای واشنگتن و تلآویو به شکل قابلتوجهی افزایش یابد. همین مسئله زمینه را برای حرکت دو طرف به سمت مذاکرات سیاسی فراهم کرد.
محور اصلی گفتوگوها
در میان تمامی موضوعات مطرح شده، مسئله داراییهای بلوکهشده ایران، مهمترین دستورکار مذاکرات محسوب میشود. تهران در ماههای اخیر بارها تأکید کرده که بهرهمندی از مزایای اقتصادی تفاهم و دسترسی به منابع مالی مسدودشده، شرط اساسی ادامه مسیر توافق است. در همین حال مسعود پزشکیان رئیسجمهور گفت: نخستین دستاورد این گفتوگوها آن است که دوباره میتوانیم به منابع خود دسترسی پیدا کنیم و درباره نحوه استفاده از آنها تصمیم بگیریم. منابع میتواند در اختیار بانک، سرمایهگذار، تولید و بخشهایی قرار گیرد که باید در آنها رشد ایجاد شود. رئیسجمهور خاطرنشان کرد: در همین مدت کوتاه توانستیم، بخشی از اعتبارات و منابع خود را بازگردانیم و اقدامات متعددی انجام دهیم. در همین چارچوب طرح صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری که کشورهای عربی نیز در آن نقش دارند به یکی از موضوعات کلیدی مذاکرات تبدیل شده است. براساس گزارش والاستریت ژورنال، آمریکا و قطر روی طرحی مشترک کار میکنند که بر مبنای آن بخشی از منابع مالی مسدودشده ایران برای مصارف بشردوستانه آزاد شود. این طرح که هنوز به مرحله نهایی نرسیده امکان بهرهبرداری از بخشی از حدود ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی نقدی مسدودشده ایران را فراهم میکند و قرار است از محل ۶ میلیارد دلار موجود در قطر آغاز شود. طبق این برنامه، بانک مرکزی ایران میتواند از این منابع برای خرید مواد غذایی، دارو و سایر کالاهای ضروری استفاده کند. در عین حال استفاده از این منابع تحت نظارت بینالمللی انجام خواهد شد تا اطمینان حاصل شود که وجوه صرفاً در چارچوب تعیینشده، هزینه میشوند.
وضعیت داراییهای بلوکه شده
براساس گزارشهای منتشر شده، بخش قابلتوجهی از داراییهای مسدودشده ایران مربوط به درآمدهای حاصل از فروش نفت به کشورهایی مانند چین، هند، کرهجنوبی و ژاپن است. این منابع عمدتاً پس از خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمهای آمریکا مسدود شدند. درحالی که مقامهای ایرانی رقم این داراییها را دستکم ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میکنند، برخی کارشناسان ارقام پایینتری را مطرح میکنند. با این حال آنچه در اولویت فعلی تهران قرار دارد، آزادسازی مرحلهای حدود ۲۴ میلیارد دلار از این منابع است. والاستریت ژورنال گزارش داده که حدود ۷ میلیارد دلار از این داراییها در هند و قطر قرار دارد و در کشورهایی مانند ژاپن، لوکزامبورگ، عمان و حتی ایالات متحده نیز حدود ۸ میلیارد دلار منابع مالی مسدودشده، وجود دارد.
شروط غرب
با وجود تمامی این مباحث، دسترسی ایران به دهها میلیارد دلار باقیمانده همچنان با شروطی همراه است. مهمترین شرط مطرح شده، کاهش راستیآزمایی شده ذخایر اورانیوم با غنای بالا و نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر این روند است.براساس پیشنویس موجود، آژانس موظف خواهد بود که فرآیند کاهش ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران را تحت نظارت قرار دهد و همزمان با تأیید این اقدامات، محدودیتهای مالی نیز بهصورت تدریجی لغو شوند. اگرچه این موضوع یکی از ارکان اصلی تفاهم محسوب میشود اما نشانههای موجود حاکی از آن است که در مذاکرات برگناشتوک، تمرکز بیشتری بر سازوکار آزادسازی منابع مالی و نحوه اجرای تعهدات اقتصادی وجود داشته است.
مخالفتهای اسرائیل
درحالی که آزادسازی داراییهای بلوکهشده، میتواند منابع قابلتوجهی را برای بازسازی زیرساختها و جبران خسارتهای ناشی از جنگ در اختیار ایران قرار دهد، اسرائیل با این روند مخالف است. مقامهای اسرائیلی معتقدند آزادسازی منابع مالی ایران میتواند به افزایش نفوذ منطقهای تهران و تقویت گروههای همسو با آن منجر شود. این درحالی است که واشنگتن از این اقدام بهعنوان بخشی از مسیر دستیابی به توافق نهایی و تثبیت آتشبس دفاع میکند.
گام اعتمادساز
آزادسازی داراییهای بلوکهشده اکنون به مهمترین آزمون اعتمادسازی میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. ایران بارها تأکید کرده که بهرهمندی واقعی از مزایای اقتصادی تفاهم، شرط ادامه مسیر مذاکرات و حرکت به سمت توافق نهایی خواهد بود. در مقابل، آمریکا نیز اجرای تعهدات گستردهتر را به پیشرفت روند اعتمادسازی و اجرای تعهدات هستهای، گره زده است.
نتیجهگیری
نشست برگناشتوک را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک دور جدید مذاکرات سیاسی دانست، نقطهای تعیینکننده در پرونده داراییهای بلوکهشده ایران ارزیابی کرد. اگرچه هنوز اختلافات مهمی میان دو طرف وجود دارد و آزادسازی کامل منابع مالی به تحقق مجموعهای از شروط و تعهدات وابسته است اما آغاز روند دسترسی ایران به بخشی از این داراییها میتواند، نخستین دستاورد ملموس تفاهم اخیر باشد. موفقیت یا شکست این روند نه تنها بر آینده روابط تهران و واشنگتن بلکه بر سرنوشت توافق نهایی، بازسازی اقتصادی ایران و میزان پایداری آتشبس نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت.

