کابینه اسرائیل، نسلکشی ارامنه را به رسمیت شناخت

تنش میان ترکیه و اسرائیل این بار نه بر سر غزه، لبنان یا ایران بلکه بر محور یکی از حساسترین پروندههای تاریخی قرن بیستم وارد مرحلهای تازه شده است؛ پروندهای که دههها در روابط دو طرف همچون خط قرمزی نانوشته باقی مانده بود. تصمیم کابینه اسرائیل برای به رسمیت شناختن کشتار ارامنه در دوران امپراتوری عثمانی بهعنوان «نسلکشی» تنها یک موضعگیری تاریخی نیست بلکه پیامی سیاسی در اوج بحرانی است که روابط آنکارا و تلآویو را به پایینترین سطح خود رسانده است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که ترکیه طی ماههای اخیر به یکی از جدیترین منتقدان سیاستهای اسرائیل در غزه، لبنان و ایران تبدیل شده، روابط تجاری خود با تلآویو را قطع کرده و خواستار پیگیری حقوقی مقامهای اسرائیلی در مراجع بینالمللی شده است. اکنون اسرائیل نیز با باز کردن پروندهای که سالها از ورود رسمی به آن پرهیز میکرد، پاسخی سیاسی به فشارهای آنکارا داده؛ پاسخی که ابعاد آن فراتر از یک اختلاف تاریخی است.
عبور از یک تابوی قدیمی
گیدعون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، با اعلام تصویب این قطعنامه در کابینه، آن را «وظیفهای اخلاقی» برای پذیرش حقیقت تاریخی توصیف کرد. اما زمانبندی این تصمیم بلافاصله نگاهها را به سمت انگیزههای سیاسی آن معطوف کرد. برای دههها اسرائیل از به رسمیت شناختن رسمی نسلکشی ارامنه خودداری میکرد؛ نه به دلیل تردید درباره روایتهای تاریخی بلکه به علت ملاحظات ژئوپلیتیکی. زمانی که ترکیه مهمترین شریک مسلمان اسرائیل در منطقه محسوب میشد، همکاریهای اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی دو کشور آنقدر اهمیت داشت که تلآویو حاضر نبود این اتحاد را بر سر یک موضوع تاریخی به خطر بیندازد. در آن سالها هر بار که موضوع شناسایی نسلکشی ارامنه در کنست مطرح میشد، دولتهای اسرائیل تلاش میکردند، مانع پیشرفت آن شوند. این سیاست سکوت، بخشی از راهبرد بزرگتر حفظ روابط با آنکارا بود؛ روابطی که در دهه ۱۹۹۰ یکی از ستونهای امنیت منطقهای اسرائیل بهشمار میرفت.
تغییر معادلات
با روی کار آمدن رجب طیب اردوغان، معادلات بهتدریج تغییر کرد. سیاست خارجی ترکیه از چارچوب سنتی خود فاصله گرفت و حمایت از مسئله فلسطین به یکی از محورهای اصلی آن تبدیل شد. حادثه کشتی «ماوی مرمره» در سال ۲۰۱۰ نخستین شکاف جدی را میان دو کشور ایجاد کرد و از آن زمان، روابط هرگز به وضعیت پیشین بازنگشت. در سالهای بعد، هر زمان که اختلافات سیاسی میان آنکارا و تلآویو افزایش مییافت، موضوع نسلکشی ارامنه نیز دوباره در فضای سیاسی اسرائیل مطرح میشد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقد بودند این پرونده بیش از آنکه صرفاً مسئلهای اخلاقی باشد به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل شده است. اکنون نیز تصمیم تازه اسرائیل در شرایطی اتخاذ شده که دو طرف تقریباً در همه پروندههای مهم منطقهای مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. از جنگ غزه گرفته تا تحولات لبنان، سوریه و حتی تنشهای اخیر با ایران، شکاف میان دو کشور بیش از هر زمان دیگری عمیق شده است.
نقطه شکست روابط
آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳ آخرین امیدها برای احیای روابط را از میان برد. اردوغان بارها عملیات نظامی اسرائیل را محکوم کرد، آن را «نسلکشی» خواند و خواستار محاکمه مقامهای این رژیم شد. ترکیه علاوه بر قطع روابط تجاری، محدودیتهایی نیز در همکاریهای دوجانبه اعمال کرد. در مقابل، مقامهای اسرائیلی نیز اردوغان را به حمایت از گروههای مسلح فلسطینی متهم کردند و سخنان او را تهدیدی علیه امنیت اسرائیل دانستند. بنیامین نتانیاهو نیز در نشست کابینه اعلام کرد که اظهارات مکرر رئیسجمهور ترکیه علیه اسرائیل را کاملاً جدی تلقی میکند. در چنین فضایی دیگر دلیلی برای ادامه سیاست احتیاط درباره پرونده ارامنه باقی نمانده بود. موضوعی که سالها به دلیل ملاحظات امنیتی کنار گذاشته شده بود اکنون به بخشی از جنگ روایتها میان دو قدرت منطقهای تبدیل شده است.
نگرانی باکو
تصمیم کابینه اسرائیل تنها با واکنش تند ترکیه روبهرو نشد. جمهوری آذربایجان نیز که در سالهای اخیر به یکی از نزدیکترین شرکای راهبردی تلآویو تبدیل شده است از این تصمیم ابراز نگرانی کرد و خواستار بازنگری در آن شد.
وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان اعلام کرد چنین اقدامی نهتنها به آشتی و درک متقابل کمک نمیکند بلکه شکافهای موجود را عمیقتر کرده و روند دستیابی به صلح و ثبات در منطقه را تضعیف خواهد کرد. این واکنش از آن جهت اهمیت دارد که روابط اسرائیل و جمهوری آذربایجان طی سالهای گذشته بر پایه همکاریهای امنیتی، نظامی و انرژی گسترش یافته است. باکو یکی از شرکای مهم تلآویو در قفقاز جنوبی بهشمار میرود و هرگونه تغییری در این معادله میتواند بر موازنههای منطقهای نیز اثر بگذارد.
استقبالی همراه با تردید
در سوی دیگر، برخلاف تصور اولیه، واکنش ارمنستان نیز کاملاً مثبت نبود. بسیاری از مقامها و تحلیلگران ارمنی معتقدند اگرچه شناسایی نسلکشی ارامنه از نظر تاریخی اهمیت دارد اما زمانبندی این تصمیم نشان میدهد که بیش از آنکه از یک تحول اخلاقی ناشی شده باشد، محصول رقابتهای سیاسی امروز است. از نگاه آنان، قدرتهای مختلف در سالهای گذشته بارها از مسئله نسلکشی ارامنه بهعنوان اهرمی برای فشار بر ترکیه استفاده کردهاند. به همین دلیل بخشی از جامعه ارمنی نگران است که رنج تاریخی قربانیان بار دیگر به ابزاری در بازی قدرت میان دولتها تبدیل شده باشد؛ بهویژه آنکه اسرائیل در سالهای گذشته یکی از مهمترین تأمینکنندگان تجهیزات نظامی جمهوری آذربایجان بوده است.
پاسخ تند آنکارا
ترکیه نیز به سرعت تصمیم اسرائیل را محکوم کرد. وزارت امور خارجه این کشور، اقدام کابینه اسرائیل را «سیاسی»، «جانبدارانه» و تلاشی برای منحرف کردن افکار عمومی از جنگ غزه توصیف کرد. از نگاه آنکارا، دولتی که خود با اتهامهای سنگین در مجامع بینالمللی روبهروست، نمیتواند درباره وقایع تاریخی عثمانی داوری اخلاقی کند. این موضعگیری نشان میدهد که پرونده ارامنه دیگر صرفاً یک اختلاف بر سر تاریخ نیست؛ بلکه به بخشی از نبرد سیاسی و رسانهای میان دو بازیگر مهم منطقه تبدیل شده است. هر طرف تلاش میکند، مشروعیت اخلاقی طرف مقابل را زیر سوال ببرد و روایت خود را در افکار عمومی جهانی تثبیت کند.
جنگ روایتها
آنچه امروز میان ترکیه و اسرائیل جریان دارد تنها اختلاف بر سر یک واژه یا یک رویداد تاریخی نیست. در واقع، دو کشور در حال استفاده از حافظه تاریخی برای تقویت مواضع سیاسی خود هستند. ترکیه با تمرکز بر جنگ غزه، اسرائیل را به ارتکاب جنایت علیه فلسطینیان متهم میکند و اسرائیل نیز با برجسته کردن پرونده ارامنه تلاش دارد، اعتبار بینالمللی آنکارا را به چالش بکشد. همین مسئله نشان میدهد که در سیاست بینالملل، تاریخ اغلب نه در آرشیوها بلکه در میدان رقابتهای ژئوپلیتیکی بازخوانی میشود. موضوعاتی که سالها به دلیل ملاحظات امنیتی مسکوت ماندهاند، ممکن است در یک مقطع زمانی به ابزار فشار دیپلماتیک تبدیل شوند.
آغاز یک رویارویی
تصمیم اخیر اسرائیل اگرچه هنوز باید مراحل قانونی خود را در کنست طی کند اما از هماکنون نقطه عطفی در روابط پرتنش دو کشور بهشمار میرود. بهنظر میرسد، دورانی که تلآویو برای حفظ روابط راهبردی با آنکارا از ورود به پرونده ارامنه خودداری میکرد به پایان رسیده است. در مقابل، ترکیه نیز نشانهای از عقبنشینی در مواضع خود درباره غزه و سیاستهای منطقهای اسرائیل بروز نداده است. بنابراین، این تصمیم احتمالاً نه پایان یک اختلاف بلکه آغاز فصل تازهای از تقابل سیاسی، دیپلماتیک و رسانهای میان دو طرف خواهد بود. مناقشه تازه بر سر نسلکشی ارامنه بار دیگر این واقعیت را آشکار میکند که در روابط بینالملل، حقیقتهای تاریخی بهندرت جدا از محاسبات ژئوپلیتیکی مورد توجه قرار میگیرند. آنچه امروز در ظاهر یک تصمیم تاریخی بهنظر میرسد، در عمل بخشی از رقابت گستردهتر بر سر نفوذ، مشروعیت و روایت مسلط در خاورمیانه است؛ رقابتی که بهنظر میرسد در آینده نزدیک نیز ادامه خواهد داشت.

