معنا و چیستی برابری شامل گفتوگوی توماس پیکتی و مایکل سندل و فراخوانی برای آینده است
در طول یک دهۀ اخیر توماس پیکتی، اقتصاددان نامدار فرانسوی فریادی رسا برای تجدید مساواتگرایی و برابریخواهی بوده است. او نهتنها خطوط کلی نابرابری را با دقت تجربی بیسابقهای ترسیم کرده، بلکه گفتوگوی جهانی دربارۀ راهحلهای رفع نابرابری را نیز برانگیخته است. آثار مهم پیکتی از «سرمایه در قرن بیستویکم» گرفته تا «سرمایه و ایدئولوژی» و «تاریخ مختصر برابری»، نحوۀ درک ما را از گرایش اجتنابناپذیر ثروت به سمت تمرکز و انتخابهای سیاسی تصحیحکنندۀ آن، تغییر دادهاند. هدف پیکتی از این آثار چیزی بیش از توصیف و تشخیص است؛ او قصد دارد مخاطبان و خوانندگانش را بهسمت «سوسیالیسم مشارکتی» ترغیب کند و عدالت اقتصادی را با نشاط دموکراتیک و پاسداشت زیستمحیطی پیوند دهد.
کتاب «معنا و چیستی برابری» تازهترین اثر مرتبط با پیکتی در این حوزه است که انتشارات روزنه آن را با ترجمۀ حسین راغفر و کبری سنگری مهذب منتشر کرده است. این کتاب از دو بخش مستقل اما درهمتنیده تشکیل شده است. در بخش نخست، گفتوگوی توماس پیکتی و مایکل سندل، فیلسوف سیاسی دانشگاه هاروارد، به طرح دیدگاههایی نو دربارۀ ریشههای نابرابری و راههای برونرفت از بحرانهای جهانی امروز میپردازد. بخش دوم، چکیدهای است از تازهترین پژوهشهای پیکتی دربارۀ تاریخ نابرابری که شرح مفصل آن در کتاب «سرمایه و ایدئولوژی» آمده است. این کتاب صرفاً نقد گذشته نیست، بلکه چراغی است برای آینده: فراخوانی برای اقدام.
این دو متن که تنها چند ماه از هم فاصله دارند، ابعاد فلسفی، تاریخی و عملیِ برابری را به شیوههایی که متقابلاً یکدیگر را تقویت میکنند، روشن میسازند. بخش نخست، قلب اخلاقی و سیاسی موضوع را از طریق تبادل نظر سقراطی بررسی میکند و بخش دوم آن را در یک بوم تطبیقی گسترده قرار میدهد و با استفاده از قرنها داده، نابرابری را نه بهعنوان یک قانون تغییرناپذیر طبیعت، بلکه بهعنوان یک ساختار فرهنگی و نهادی آمادۀ تحوّل، آشکار میکند. این دو در کنار هم، نقشۀ راهی برای احیای برابری بهعنوان یک عمل زنده، نه یک آرمان دور از دسترس، ارائه میدهند.
«برابری چیست و چرا اهمیت دارد»؛ حاصل گفتوگویی در ماه می ۲۰۲۴ در مدرسۀ اقتصاد پاریس است، جایی که پیکتی و سندل -دو اسطورۀ فکری که مسیرهایشان در تقاطع اقتصاد و اخلاق بههم رسیده است- بحرانهای عصر ما را موشکافی کردند. سندل، که کتاب «استبداد شایستگی» او غرور موفقیت مبتنی بر بازار را آشکار کرد، بهعنوان همصحبت مطلوب پیکتی، اقتصاددانی که عوارض این غرور را کمیّ کرده است، عمل میکند. گفتوگوی آنها که ۹ سرفصل را در برمیگیرد، هم صمیمی و هم گسترده است. این گفتوگو با این سوال فوری آغاز میشود: چرا باید نگران نابرابری باشیم؟ پیکتی با خوشبینی تاریخی، «سیری طولانی بهسوی برابری» را از برچیدن امتیازات اشرافی در انقلاب فرانسه تا پیروزیهای قرن بیستم در حق رأی، امنیت اجتماعی و استعمارزدایی، تعدیل میکند. با این حال، او به عقبگردهای نئولیبرال از دهۀ ۱۹۸۰ نیز اذعان میدارد، جاییکه اکنون افراد پردرآمد یکسوم یا بیشتر درآمد ملی را در اروپا و حتی سهم بیشتری را در آمریکا مطالبه میکنند. آنچه این تبادلنظر را ارتقا میدهد، امتناع آن از جداسازی اقتصاد از اخلاق است. در بررسی اینکه آیا پول باید اهمیت کمتری داشته باشد، آنها از کالاییسازی -استخراج ملزوماتی مانند آموزش و مراقبتهای سلامت از چنگ سود- بهعنوان امتداد رادیکال میراث سوسیال دموکراسی حمایت میکنند. تحول سوئد از طبقاتیترین جامعۀ اروپا در اوایل قرن بیستم به یک نماد برابری، نمونهای از این امر است: بسیجهای کارگری، دولت را از ابزاری برای قدرت نخبگان به ابزاری برای شکوفایی جمعی تبدیل کرد. سندل بر محدودیتهای اخلاقی بازارها تأکید میکند که چگونه کالاییسازی خیرهای ذاتی، از دانشِ درجهبندیشده گرفته تا کرامت انسانی، را فاسد میکند. پیکتی با استناد به روسو استدلال میکند که انباشت بیرویۀ دارایی، همان شناختی که جوامع را بههم پیوند میدهد، فرسوده میکند. سپس گفتوگو به شمشیر دولبۀ جهانیسازی و واکنش عوامگرایی ناشی از آن میپردازد. پیکتی از بینالمللیگرایی ناسازگار چپ- پذیرش جریانهای مهاجر در عین تقبیح غارتگریهای بدون مرز سرمایه- انتقاد میکند و «حاکمیتگرایی جهانشمول» را پیشنهاد میدهد: تحریمهای یکجانبه بر گریزگاههای مالیاتی برای تقویت معیارهای جهانی بدون قربانی کردن حاکمیت ملی. در ادامه شایستهسالاری، این شعار نئولیبرال، بهعنوان منبع تحقیر اکثریت فاقد مدرک، زیر تیغ جراحی سندل قرار میگیرد. پیکتی با الهام از تجربیات هند تا فرانسه، این موضوع را با درخواست سهمیهبندی و قرعهکشی در پذیرش دانشگاهها و حتی در انتخاب پارلمانی تشدید میکند. مالیات نه بهعنوان یک راهکار دیوانسالار، بلکه بهعنوان یک عامل همبستگی ظهور میکند: نرخهای تصاعدی زمانی حقوقها را به نسبت پنج به یک محدود میکردند و فضاهای مدنی را که طبقات در آن با هم در میآمیزند، تأمین مالی میکردند. مرزها، مهاجرت و تغییرات اقلیمی یک مثلث اوجگیرنده را تشکیل میدهند و پیکتی مالیات بر ثروت جهانی را برای تأمین مالی رهایی کشورهای جنوب از بدهیهای تاریخی کشورهای شمالی در نظر میگیرد. این مباحثه با آیندۀ چپها به پایان میرسد و اقتصاد و هویت را در قالبی از «میهنپرستی اقتصادی» بههم میبافد که همبستگی را از چنگال بومیگرایان بازپس میگیرد. پیکتی و سندل با تکیه بر تاریخ و اندیشههای جدید و جسورانه، نشان میدهند تغییر امکانپذیر است؛ آنها پیشنهادهای مشخصی ارائه میدهند، از مالیات تصاعدی گرفته تا اصلاحات دموکراتیک نوآورانه که میتواند راه را برای آیندهای عادلانهتر و منصفانهتر هموار سازد. حرکت به سوی جامعهای بهتر با باور به برابری، چشماندازی مشترک و ارادهای جمعی محقق میشود. و در چنین جهانی است که همگان فرصت شکوفایی خواهند داشت.
مقالۀ پیکتی با عنوان «طبیعت، فرهنگ و نابرابری» مکمل گفتوگو و مباحثه پیکتی با سندل است. این مقاله در اصل سخنرانی توماس پیکتی در سال ۲۰۲۲ در موزۀ کوآ برانلی بود. پیکتی در این مقاله با استفاده از پایگاه دادۀ نابرابری جهانی، زاویۀ دید را به یک چشمانداز تاریخی و جهانی گسترش میدهد تا افسانههای نابرابری بهعنوان یک مسألۀ «طبیعی» را رد کند. نابرابری، فراتر از یک نتیجۀ ثابت، ناشی از عوامل زیستی یا توزیع منابع، محصول روایتهای فرهنگی و بسیجهای سیاسی است؛ چرا نروژ غنی از نفت، مساواتگراست در حالی که خاورمیانه همچنان طبقاتی است؟ شکوفایی سوئد دوباره بهعنوان یک مطالعه موردی ظاهر میشود: از رأیدهی به نسبت دارایی (که در آن نخبگان تا ۱۰۰ رأی میتوانند بدهند) تا حق رأی عمومی و نرخ مالیات ۹۰ درصدی، که همگی از طریق سواد بالا و قدرت اتحادیهها به دست آمدند. «سیر طولانی» از سال ۱۷۸۹- کاهش ضریب جینی در اروپا از ۰.۵ به ۰.۳- ناشی از انقلابها، گسترش رفاه (افزایش هزینههای عمومی از ۱۰ درصد به ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی) و ابداع مالیات تصاعدی در بحبوحۀ اضطرارهای جنگ جهانی اول است. توماس پیکتی اعتقاد راسخ دارد که تاریخ وقتی بسیج شود، به سمت برابری متمایل میشود. برابری از طریق کاوش اخلاقی سندل، این امر را انسانی میکند.

