رنگ‌زمینه

روایت همدلی

هیچ ایرانی‌ای در خانه خود غریبه نیست
به‌قلم؛ سیدمحمدعلی ایازی؛ دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

در روزهایی که آتش جنگ بر آسمان ایران سایه افکند، حقیقتی بار دیگر آشکار شد که شاید در غوغای اختلاف‌های سیاسی و اجتماعی کمتر دیده می‌شد. هنگامی که خطر، خانه مشترک همه ما را تهدید کرد، ایران تنها نماند. میلیون‌ها ایرانی با همه تفاوت‌های فکری، سیاسی، قومی، مذهبی و حتی با همه گلایه‌هایی که از شیوه‌های حکمرانی داشتند در کنار سرزمین خود ایستادند. آنان نشان دادند که ممکن است در شیوه اداره کشور اختلاف داشته باشند اما در عشق به ایران اختلافی ندارند. این سرمایه بزرگ ملی، بزرگ‌ترین درس روزگار ماست.
ایران، تنها یک سرزمین نیست؛ حافظه مشترک یک ملت است. سرزمینی است که در طول هزاران سال، اقوام، زبان‌ها، فرهنگ‌ها، مذاهب و آیین‌های گوناگون را در خود جای داده و از همین رنگارنگی تمدنی یگانه ساخته است. آنچه ایران را ماندگار کرده، حذف تفاوت‌ها نبوده بلکه همزیستی آنها بوده است. ایران حاصل وحدت در عین کثرت است؛ باغی که زیبایی آن به تنوع گل‌های آن است نه به یک‌رنگی آنها.
روحانیت شیعه نیز در حافظه تاریخی این ملت، جایگاهی فراتر از یک نهاد دینی داشته است. مردم روحانیت را زمانی پناه خود می‌دانستند که زبان گویای رنج آنان، مدافع آزادی و عدالت و تکیه‌گاه محرومان بود. سرمایه حقیقی روحانیت، نه قدرت و نه منصب بلکه اعتماد مردم است؛ اعتمادی که در نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، انقلاب اسلامی و در همه مقاطع دشوار تاریخ بزرگ‌ترین پشتوانه این نهاد بوده است.
امروز نیز اگر روحانیت بخواهد همان جایگاه تاریخی را حفظ کند باید پیش از هر چیز همه ایرانیان را ببیند؛ نه بخشی از آنان را. ایران، خانه مشترک همه فرزندان این سرزمین است؛ ترک و فارس، کرد و بلوچ، عرب و ترکمن، لر، گیلک، مازندرانی و دیگر اقوام؛ شیعه و سنی و پیروان دیگر ادیان الهی که قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند. به رسمیت شناختن این تنوع، نه عدول از دین بلکه عمل به سنت الهی است که فرمود: «وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا». تفاوت، مقدمه شناخت است، نه بهانه طرد؛ راهی برای همدلی است، نه مجوزی برای حذف.
رسالت روحانیت آن است که مدافع کرامت همه انسان‌ها باشد. خداوند، کرامت را به همه فرزندان آدم بخشیده است، نه به گروهی خاص. عالم دین، زمانی وارث راستین پیامبران است که پناهگاه مردم باشد؛ هنگامی که در برابر تبعیض سکوت نکند، از حقوق شهروندان دفاع کند، امید را جایگزین یأس سازد و میان حکومت و ملت، پلی از اعتماد بنا کند، نه دیواری از بیگانگی.
در سیره پیامبر اکرم(ص)، فتح مکه فقط یک پیروزی نظامی نبود؛ پیروزی اخلاق بر انتقام بود. آن روز که همه انتظار قصاص و کیفر داشتند، پیامبر نه از خونخواهی سخن گفت و نه از انتقام. فرمود: «اذهبوا فأنتم الطلقاء». با یک جمله، کینه‌های سالیان را به آینده‌ای آشتی‌جویانه سپرد. راز ماندگاری دولت پیامبر نیز در همین بود؛ دل‌ها را فتح کرد، پیش از آنکه شهرها را فتح کند. امروز نیز جامعه ما بیش از هر زمان دیگر به همین منش نبوی نیاز دارد؛ به عفو، مدارا، گفت‌وگو و گشودن راه بازگشت برای همه آنان که دل در گرو ایران دارند.

تجاوز اخیر نشان داد که سرمایه واقعی این کشور، نه صرفاً منابع طبیعی و نه قدرت نظامی بلکه سرمایه اجتماعی آن است. مردمی که شاید از بسیاری رفتارها و تصمیم‌ها دلگیر بودند، هنگامی که ایران را در معرض خطر دیدند، اختلافات خود را کنار گذاشتند و در کنار وطن ایستادند. این وفاداری، بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که هیچ حکومتی نباید آن را نادیده بگیرد. اعتماد مردم را باید با اعتماد پاسخ گفت، نه با سوءظن؛ با گشودن میدان مشارکت، نه با تنگ‌تر کردن دایره خودی‌ها.
در همین چارچوب، ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز بخشی از همین خانواده بزرگ‌ هستند. آنان تنها مهاجر نیستند؛ سرمایه‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی و انسانی ایرانند. بسیاری از آنان با وجود فاصله جغرافیایی، دل در گرو این خاک دارند. باید امنیت، احترام و امکان رفت‌وآمد آنان تضمین شود و راه مشارکت‌شان در توسعه، آبادانی و بازسازی کشور هموار گردد. هیچ ملتی با راندن سرمایه‌های انسانی خود، آینده‌ای روشن نساخته است.
امروز، رسالت تاریخی روحانیت، بیش از هر زمان دیگری، بازسازی اعتماد ملی است. روحانیت می‌تواند بار دیگر زبان مشترک ملت باشد؛ اگر زبان همه ایرانیان را بفهمد، اگر کرامت انسان را بر هر سلیقه و گرایشی مقدم بدارد، اگر مدافع حقوق مردم باشد و اگر همچون پیشینیان خود، در کنار مردم بایستد، نه در برابر آنان.
ایران امروز، بیش از هر چیز، به همدلی نیاز دارد. هیچ ایرانی نباید احساس کند که در خانه خود بیگانه است. آینده این سرزمین را نه حذف یکدیگر بلکه پذیرفتن یکدیگر خواهد ساخت. اگر ایران بماند، همه خواهیم ماند؛ و اگر همه ایرانیان احساس کنند که در این خانه سهم و حرمت دارند، هیچ قدرتی نخواهد توانست این ملت را از پای درآورد.
این، همان پیمان دیرینه روحانیت با مردم ایران است؛ پیمانی که بر ایمان، آزادی، عدالت، کرامت و محبت استوار بوده است. هرچه این پیمان استوارتر شود، ایران نیز استوارتر خواهد ماند.
«مردم یا برادر دینی تو هستند یا همانند تو در آفرینش». اگر این سخن امام علی، منش حکومت و منش روحانیت شود، هیچ ایرانی در وطن خود احساس بیگانگی نخواهد کرد و ایران، با همه فرزندانش، استوارتر از همیشه خواهد ماند.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

بدعت خطرناک

موسوی‌لاری در نامه‌ای به وزیر کشور تأکید کرد:ادامه فعالیت شوراها، تعرض به…

۱۰ تیر ۱۴۰۵

رد شایعه تهدید به استعفاء

پزشکیان: برخی گروه‌ها به‌جای حضور در میدان حل مسائل کشور در عرصه…

۱۰ تیر ۱۴۰۵

شب غول‌کشی

حذف آلمان و هلند از شگفتی‌های بزرگ جام جهانی ۲۰۲۶ بود مرحله…

۱۰ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید