رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > اقتصاد : اعتماد‌به‌نفس بیش‌از‌حد

اعتماد‌به‌نفس بیش‌از‌حد

چرا مردم تصمیم‌های مالی اشتباه می‌گیرند؟

هر روز میلیون‌ها نفر تصمیم‌هایی می‌گیرند که به‌ظاهر کاملاً منطقی به‌نظر می‌رسد. سهامی را می‌خرند که همه از آن تعریف می‌کنند، فروش خانه را به امید افزایش بیشتر قیمت به تعویق می‌اندازند، وام‌های پرهزینه می‌گیرند یا سرمایه‌گذاری‌های زیان‌ده را فقط به این دلیل ادامه می‌دهند که نمی‌خواهند شکست خود را بپذیرند. جالب آنکه بسیاری از این افراد نه بی‌سوادند و نه از اطلاعات اقتصادی محروم. آنها اخبار را دنبال می‌کنند، تحلیل‌ها را می‌خوانند و گاه حتی تحصیلات مالی دارند اما باز هم اشتباه می‌کنند. این تناقض بیش از چهار دهه است که ذهن اقتصاددانان را به‌خود مشغول کرده است. پژوهش‌های اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد، مشکل اصلی کمبود اطلاعات نیست بلکه شیوه تصمیم‌گیری مغز انسان است. تازه‌ترین مرور علمی این حوزه که با بررسی بیش از ۷ هزار مقاله در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، نشان می‌دهد اقتصاد رفتاری از مطالعه چند خطای ذهنی فراتر رفته و امروز می‌کوشد توضیح دهد چگونه احساسات، سوگیری‌های شناختی، شبکه‌های اجتماعی و حتی هوش مصنوعی بر انتخاب‌های مالی ما اثر می‌گذارند. اگر از یک اقتصاددان کلاسیک بپرسید چرا مردم تصمیم‌های مالی اشتباه می‌گیرند احتمالاً پاسخ خواهد داد که مشکل از کمبود اطلاعات یا محاسبات نادرست است. در این نگاه، انسان موجودی عقلایی است که اگر اطلاعات کافی در اختیارش قرار گیرد، بهترین تصمیم ممکن را خواهد گرفت. اما چهار دهه پژوهش در اقتصاد رفتاری نشان داده که مسئله بسیار عمیق‌تر از این است. انسان نه ماشین حساب است و نه کامپیوتر. او تحت‌تأثیر احساسات، تجربیات گذشته، فشارهای اجتماعی و محدودیت‌های ذهنی تصمیم می‌گیرد. به همین دلیل است که حتی افراد تحصیل‌کرده، مدیران حرفه‌ای و سرمایه‌گذاران باتجربه نیز بارها مرتکب اشتباه‌های مالی می‌شوند.
مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۶ در *Journal of Economics, Finance and Administrative Science* منتشر شده و بیش از ۷ هزار مقاله علمی منتشرشده میان سال‌های ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده است، نشان می‌دهد اقتصاد رفتاری امروز به یکی از جریان‌های اصلی علم اقتصاد تبدیل شده است. این مطالعه نشان می‌دهد که پژوهش‌های این حوزه از بررسی چند خطای شناختی ساده فراتر رفته و اکنون به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، فین‌تک، رمزارزها، سرمایه‌گذاری پایدار و شبکه‌های اجتماعی رسیده‌اند. با وجود این تحول، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چرا انسان‌ها با وجود دسترسی به اطلاعات بیشتر هنوز تصمیم‌های مالی اشتباه می‌گیرند؟
یکی از مهم‌ترین پاسخ‌ها را دنیل کانمن و آموس تورسکی در نظریه چشم‌انداز ارائه کردند. آنها نشان دادند، انسان‌ها سود و زیان را به یک اندازه تجربه نمی‌کنند. درد ناشی از، از دست دادن ۱۰۰ هزار تومان بسیار شدیدتر از لذت به‌ دست آوردن همان مقدار پول است. این پدیده که «زیان‌گریزی» نام دارد، باعث می‌شود افراد در بسیاری از مواقع تصمیم‌هایی بگیرند که از نظر اقتصادی بهینه نیست. سرمایه‌گذاری که حاضر نیست، سهام زیان‌ده خود را بفروشد به امید آنکه شاید روزی قیمت آن بازگردد، یا فردی که تنها برای جلوگیری از احساس شکست، یک پروژه زیان‌ده را ادامه می‌دهد هر دو قربانی همین سوگیری هستند. نظریه چشم‌انداز نشان داد، انسان‌ها نه براساس ثروت مطلق بلکه براساس احساس سود و زیان نسبت به یک نقطه مرجع تصمیم می‌گیرند.
اما زیان‌گریزی تنها یکی از ده‌ها خطای ذهنی است. یکی دیگر از رایج‌ترین خطاها، «اعتمادبه‌نفس بیش از حد» است. بیشتر افراد تصور می‌کنند از دیگران باهوش‌تر، آینده‌نگرتر و موفق‌تر هستند. این پدیده در بازارهای مالی به شکل معامله بیش از حد، پذیرش ریسک‌های غیرضروری و نادیده گرفتن هشدارها ظاهر می‌شود. بسیاری از معامله‌گران گمان می‌کنند، می‌توانند بازار را پیش‌بینی کنند، درحالی ‌که پژوهش‌ها بارها نشان داده، عملکرد بلندمدت آنها معمولاً از شاخص بازار ضعیف‌تر است. مطالعات جدید نیز نشان می‌دهد حتی سرمایه‌گذاران دارای دانش مالی بالا از این سوگیری مصون نیستند. خطای دیگر «رفتار گله‌ای» است. انسان موجودی اجتماعی است و تمایل دارد، تصمیم‌های خود را با رفتار دیگران هماهنگ کند. در نتیجه وقتی قیمت یک دارایی افزایش می‌یابد و همه درباره آن صحبت می‌کنند، افراد بیشتری وارد بازار می‌شوند نه به دلیل تحلیل اقتصادی بلکه صرفاً به این دلیل که دیگران نیز همین کار را انجام می‌دهند. این رفتار در شکل‌گیری حباب‌های مالی، از بازار سهام گرفته تا رمزارزها و مسکن، نقش مهمی داشته است. مطالعه کتاب‌سنجی سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد، رفتار گله‌ای همچنان یکی از پرارجاع‌ترین موضوعات پژوهش‌های مالی رفتاری است و در کنار زیان‌گریزی و اعتمادبه‌نفس بیش از حد، هسته اصلی این رشته را تشکیل می‌دهد. یکی دیگر از دلایل تصمیم‌های مالی اشتباه، استفاده از میانبرهای ذهنی یا «هیوریستیک‌ها» است. مغز انسان برای کاهش هزینه پردازش اطلاعات از قواعد ساده استفاده می‌کند. برای مثال، اگر فردی اخیراً خبر سقوط بورس را شنیده باشد احتمال وقوع بحران را بیش از اندازه واقعی برآورد می‌کند. اگر قیمت یک خانه ابتدا بسیار بالا اعلام شود، قیمت بعدی هرچند همچنان گران باشد، در ذهن او منطقی‌تر به‌نظر می‌رسد. این پدیده که به «اثر لنگر» معروف است یکی از رایج‌ترین خطاهای تصمیم‌گیری در بازارهای مالی و بازار کالاهاست.
اقتصاد رفتاری همچنین نشان داده که انسان‌ها معمولاً افق زمانی کوتاهی دارند. بسیاری از مردم منافع کوتاه‌مدت را بر منافع بلندمدت ترجیح می‌دهند. به همین دلیل پس‌انداز برای دوران بازنشستگی را به تعویق می‌اندازند، بدهی‌های پرهزینه ایجاد می‌کنند یا سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت را رها می‌کنند. این پدیده که به «حال‌گرایی» مشهور است یکی از مهم‌ترین دلایل پایین بودن نرخ پس‌انداز در بسیاری از کشورهاست. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد، فناوری نیز این خطاها را کاهش نداده بلکه گاهی آنها را تشدید کرده است. شبکه‌های اجتماعی، سرعت انتشار اطلاعات و شایعات را افزایش داده‌ است. سرمایه‌گذاران امروز در معرض حجم عظیمی از اخبار، تحلیل‌ها و توصیه‌های متناقض قرار دارند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی نیز معمولاً محتواهایی را برجسته می‌کنند که هیجان بیشتری ایجاد می‌کنند نه الزاماً اطلاعات دقیق‌تر. در نتیجه، ترس، طمع و هیجان با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته میان سرمایه‌گذاران منتشر می‌شود. به همین دلیل پژوهش‌های سال‌های اخیر اقتصاد رفتاری توجه ویژه‌ای به نقش رسانه‌های اجتماعی، فین‌تک و هوش مصنوعی در شکل‌گیری رفتار مالی انسان‌ها داشته است. نکته جالب آن است که افزایش سواد مالی نیز همیشه به تصمیم‌های بهتر منجر نمی‌شود. پژوهش‌های فراتحلیلی اخیر نشان داده‌ حتی سرمایه‌گذاران حرفه‌ای و افراد دارای تحصیلات مالی نیز گرفتار همان سوگیری‌های شناختی و احساسی می‌شوند. دانستن اینکه نباید تحت‌تأثیر رفتار گله‌ای قرار گرفت لزوماً به این معنا نیست که فرد در عمل بتواند در برابر فشار جمع مقاومت کند. همین موضوع نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری مالی صرفاً یک مسئله دانشی نیست بلکه به نحوه عملکرد مغز انسان مربوط می‌شود.
یکی از مهم‌ترین یافته‌های مرور کتاب‌سنجی سال ۲۰۲۶ این است که اقتصاد رفتاری، وارد مرحله جدیدی شده است. اگر نسل نخست پژوهش‌ها می‌پرسید «چرا انسان اشتباه می‌کند؟» نسل جدید می‌پرسد «چگونه می‌توان با کمک فناوری این اشتباه‌ها را کاهش داد؟». پژوهشگران اکنون روی موضوعاتی مانند استفاده از هوش مصنوعی برای بهبود تصمیم‌گیری، طراحی پلتفرم‌های سرمایه‌گذاری که سوگیری‌های شناختی را کاهش دهند و استفاده از داده‌های بزرگ برای شناسایی الگوهای رفتاری سرمایه‌گذاران کار می‌کنند. هوش مصنوعی می‌تواند، هشدار دهد که سرمایه‌گذار بیش از حد معامله می‌کند، تنها سهام زیان‌ده خود را نگه داشته است یا تحت‌تأثیر هیجان بازار تصمیم می‌گیرد. البته خود هوش مصنوعی نیز ممکن است، سوگیری‌های موجود در داده‌های انسانی را بازتولید کند؛ به همین دلیل این موضوع به یکی از داغ‌ترین حوزه‌های پژوهشی اقتصاد رفتاری تبدیل شده است.
بنابراین پاسخ این پرسش که چرا مردم هنوز تصمیم‌های مالی اشتباه می‌گیرند، در ناآگاهی یا کمبود اطلاعات خلاصه نمی‌شود. انسان‌ها در محیطی سرشار از عدم قطعیت تصمیم می‌گیرند، ظرفیت پردازش اطلاعات آنها محدود است، احساسات بر قضاوتشان اثر می‌گذارد و محیط اجتماعی و فناوری نیز این خطاها را تقویت می‌کند. اقتصاد رفتاری نشان داده که اشتباه‌های مالی، استثنا نیستند؛ بلکه بخشی از نحوه عملکرد ذهن انسان‌ هستند.
شاید مهم‌ترین دستاورد این رشته آن باشد که نگاه ما را از سرزنش افراد به طراحی بهتر محیط تصمیم‌گیری تغییر داده است. اگر بدانیم انسان‌ها همواره در معرض خطاهای شناختی هستند، به ‌جای انتظار برای تصمیم‌های کاملاً عقلایی باید نهادها، بازارها و فناوری‌هایی طراحی کنیم که احتمال این خطاها را کاهش دهند. به همین دلیل آینده اقتصاد رفتاری نه صرفاً در شناسایی سوگیری‌های جدید بلکه در یافتن راه‌هایی برای کمک به انسان‌ها در اتخاذ تصمیم‌های مالی بهتر تعریف خواهد شد؛ تصمیم‌هایی که شاید هرگز کامل نباشند اما بتوانند، هزینه اشتباه‌های اجتناب‌ناپذیر ذهن انسان را کاهش دهند.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

حمایت قم از توافق

▫️”مسعود پزشکیان”، رئیس‌جمهور در سفر به قم و دیدار با مراجع تقلید…

۹ تیر ۱۴۰۵

جراحی بزرگ بازار پول

آیا سیاست‌گذاران بانکی ناگزیر به افزایش نرخ بهره بانکی هستند؟ در هفته‌های…

۸ تیر ۱۴۰۵

زلزله در هاوانا

کوبا چگونه سوسیالیسم را زیر پا گذاشت؟ دولت کوبا در یکی از…

۲ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید