رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > جامعه : پیاده تا مصلی

پیاده تا مصلی

روایتی از صبح وداع در مصلای تهران

گروه اجتماعی:  تهران دیروز، از نخستین ساعات پس از طلوع آفتاب، حال‌وهوایی متفاوت داشت. هنوز ساعت به هشت صبح نرسیده بود که خیابان‌ها و بزرگراه‌های منتهی به مصلای امام خمینی(ره) با حجم بالای تردد خودروها و عابران روبه‌رو شدند. پیاده‌روها، ایستگاه‌های مترو و مسیرهای منتهی به مصلی، رفته‌رفته مملو از جمعیتی شد که برای شرکت در مراسم و اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید و همراهانش راهی این محل بودند. پلیس راهور تهران نیز از تکمیل ظرفیت پارکینگ‌های اطراف مصلی و افزایش کم‌سابقه حجم ترافیک در محورهای منتهی به این مجموعه خبر داد. در بخش‌هایی از مسیر، خودروها در حاشیه بزرگراه‌ها پارک شده بودند و بسیاری از مردم ادامه راه را پیاده طی می‌کردند. در طول مسیر، موکب‌های مردمی میان جمعیت آب و شربت توزیع می‌کردند؛ خدمتی که با توجه به گرمای هوا، مورد استقبال بسیاری از حاضران قرار گرفته بود. مقابل یکی از ورودی‌های متروی شهید مفتح، داوطلبان بطری‌های آب را میان مسافرانی که از قطارها پیاده می‌شدند، تقسیم می‌کردند. در میان جمعیت، چهره‌های متفاوتی به چشم می‌خورد. مردی با شال سبز و پرچم ایران در دست، بی‌آنکه سخنی بگوید، مسیر حرکت مردم را تماشا می‌کرد. کمی آن‌سوتر، مادری دست فرزند مبتلا به اوتیسم خود را گرفته بود و با حوصله از میان جمعیت عبور می‌کرد. برای او، حضور در این مراسم، با وجود دشواری‌های رفت‌وآمد، اهمیت ویژه‌ای داشت.

صفوف نماز و روایت‌های شخصی
هرچه زمان برگزاری نماز نزدیک‌تر می‌شد، تراکم جمعیت در صحن‌ها و محوطه‌های اطراف مصلی بیشتر می‌شد و عبور از برخی مسیرها با کندی انجام می‌گرفت. با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران، بخشی از حاضران هم‌صدا شدند و برخی نیز پرچم‌های ایران و بیرق‌هایی را که همراه داشتند، بالا بردند. فضای مراسم، آمیزه‌ای از سکوت، زمزمه و شعارهایی بود که در مقاطع مختلف از میان جمعیت شنیده می‌شد. در میان حاضران، زنی که خود را ساکن آلمان معرفی می‌کرد، می‌گفت برای حضور در این مراسم به ایران آمده است. او معتقد بود فارغ از تفاوت دیدگاه‌ها، چنین مراسمی برای او معنایی ملی دارد. کمی آن‌طرف‌تر، زنی میانسال با صدایی بغض‌آلود می‌گفت: «هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم روزی برسد که برای رهبرمان نماز بخوانیم.» در گوشه دیگری از محوطه، دختربچه‌ای یازده‌ساله، در گفت‌وگو با خبرنگار، از حسرت خود برای این دیدار سخن می‌گفت؛ جمله‌ای کوتاه که بازتابی از نگاه کودکانه او به این مراسم بود.

تهران در صبح یک مراسم بزرگ
از نقاط مرتفع اطراف مصلی، گستردگی جمعیت در خیابان‌های منتهی به محل برگزاری مراسم بیش از پیش دیده می‌شد. مسیرهای اصلی اطراف مصلی تا ساعت‌ها شاهد رفت‌وآمد پیوسته مردمی بود که از نقاط مختلف شهر و برخی استان‌ها خود را به تهران رسانده بودند.خودروهای امدادی و نیروهای انتظامی در مسیرها مستقر بودند و مأموران راهور تلاش می‌کردند جریان ترافیک را مدیریت کنند. معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس راهور تهران نیز اعلام کرد که با وجود حجم بالای مراجعات، تمهیدات لازم برای تسهیل تردد در ورودی‌های پایتخت پیش‌بینی شده است. پایان مراسم؛ خیابان‌هایی که هنوز خلوت نشده بودند. پس از پایان نماز نیز خیابان‌های اطراف مصلی تا ساعت‌ها مملو از جمعیتی بود که آرام‌آرام مسیر بازگشت را در پیش می‌گرفتند. بطری‌های آب و لیوان‌های یک‌بارمصرف در کنار پیاده‌روها، نشانی از ساعت‌ها حضور مردم در گرمای تابستان بود و نیروهای خدمات شهری کار پاکسازی مسیرها را آغاز کرده بودند. صبح امروز تهران، فارغ از نگاه‌ها و برداشت‌های متفاوت، شاهد برگزاری یکی از پرجمعیت‌ترین مراسم‌های خود در هفته‌های اخیر بود؛ مراسمی که از نخستین ساعات روز، چهره بخشی از پایتخت را تحت تأثیر قرار داد و برای حاضران، آخرین فرصت وداع با رهبر شهید و همراهانش بود.

sazandegi

پست های مرتبط

آغاز آئین وداع

روایت سازندگی از اولین روز خداحافظی با رهبر شهید در تهران گروه…

۱۴ تیر ۱۴۰۵

تهران؛ عزادار رهبر شهید

روایتی از پایتخت درآستانه وداع میلیونی گروه اجتماعی: پایتخت امروز حال و…

۱۳ تیر ۱۴۰۵

خزر ناپدید می‌شود!

کاهش ۲۴هزار کیلومتر مربع آب در ۳‌دهه بزرگ‌ترین پهنه آبی محصور در…

۱۱ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید