خاطرات حسن روحانی از رهبر شهید
گروه سیاسی: حسن روحانی در گفتوگویی تفصیلی با مرور خاطراتی از آشنایی و همراهیاش با رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، شخصیتی را ترسیم میکند که به گفته او از نخستین سالهای نهضت اسلامی تا آخرین لحظات زندگی، آمادگی برای ایستادگی و فداکاری را حفظ کرد. روایت روحانی از سالهای مبارزه، زندان و تبعید آغاز میشود، به محافل علمی و فرهنگی مشهد میرسد، از روزهای رحلت امام خمینی(ره) عبور میکند و به روزهای پایانی زندگی رهبر شهید ختم میشود؛ پایانی که به تعبیر رئیسجمهور اسبق همانگونه رقم خورد که خود او آرزو داشت.
روحانی سخنان خود را با یادآوری شهادت رهبر شهید آغاز میکند و معتقد است، پایان زندگی رهبر شهید همان پایانی بود که همواره برای آن آماده بود؛ شهادت در مسیر دفاع از کشور، استقلال و مبارزه با استکبار. او برای توضیح این ویژگی، خاطرهای از نخستین ماههای پس از پیروزی انقلاب نقل میکند؛ زمانی که آیتالله خامنهای، عضو شورای انقلاب بود. به گفته روحانی، رهبر شهید تعریف کرده بود که در یکی از جلسات شورای انقلاب، هنگام بحث درباره احتمال شورش ضدانقلاب و سقوط نظام، گفته است اگر چنین روزی فرا برسد، اسلحه شخصی خود را برمیدارد، به خیابان میرود و تا پای جان میجنگد. روحانی نقل میکند که مهندس بازرگان پس از شنیدن این سخن گفته بود: «با این روحیه، این انقلاب صدمه نخواهد دید». به باور روحانی همین روحیه در سالهای بعد نیز ادامه یافت. او میگوید، رهبر شهید نهتنها در دوران جنگ تحمیلی در میدان حضور یافت بلکه در سختترین شرایط نیز حاضر به عقبنشینی نشد. روحانی با اشاره به فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی تأکید میکند، هدف آمریکا و دونالد ترامپ صرفاً پرونده هستهای نبود بلکه تسلیم کامل ایران و بازگرداندن کشور به شرایط پیش از انقلاب بود؛ فشاری که رهبر شهید در برابر آن ایستاد و حاضر نشد در برابر خواستههای آمریکا سر فرود آورد.
روایت ایستادگی از روزهای نخست انقلاب
روحانی در ادامه، بخش مهمی از خاطرات خود را به دوران مبارزات پیش از انقلاب اختصاص میدهد؛ سالهایی که به گفته او، آیتالله خامنهای از آغاز نهضت اسلامی در متن مبارزه بود و زندان و تبعید را تجربه کرد. او میگوید، دیدارهای هفتگی دوران ریاستجمهوری فرصتی بود تا خاطرات آن سالها را از زبان رهبر شهید بشنود؛ ازجمله روایت سه ماه رمضان متوالی در زندان و سختیهای آن دوران.
به گفته روحانی، آنچه رهبر شهید را از بسیاری از چهرههای سیاسی متمایز میکرد، تنها سابقه مبارزه نبود؛ او شخصیتی چندبعدی، خطیبی توانا، نویسندهای خوشقلم، محققی برجسته و استادی شناخته شده در حوزه علمیه مشهد بود. روحانی یکی از نخستین دیدارهای خود با ایشان را نیز به یاد میآورد؛ زمانی که در سال ۱۳۵۲ در دوران خدمت سربازی برای دیدار با آیتالله خامنهای به مشهد رفت و پیش از ملاقات در درس «مکاسب محرمه» ایشان شرکت کرد.
به گفته روحانی، آنچه رهبر شهید را از بسیاری از چهرههای سیاسی متمایز میکرد فقط سابقه مبارزه نبود. او شخصیتی چندبعدی داشت؛ خطیبی توانا، نویسندهای خوشقلم، محققی برجسته و استادی شناخته شده در حوزه علمیه مشهد. او همچنین از رابطه نزدیک آیتالله خامنهای با شهید آیتالله مطهری یاد میکند و میگوید، رهبر شهید در سالهای ریاستجمهوری، بارها خاطرات و مباحث علمی خود با شهید مطهری را برای او نقل کرده بود؛ روایتهایی که از پیوند فکری و علمی این دو شخصیت حکایت داشت.
از محافل علمی مشهد تا تربیت نسل انقلاب
روحانی در ادامه، خاطرات خود را به فضای فرهنگی و فکری مشهد در سالهای پیش از انقلاب میبرد؛ فضایی که به گفته او، آیتالله خامنهای یکی از چهرههای اثرگذار آن بود. او میگوید: از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ بارها در مشهد با رهبر شهید دیدار داشت و از دیدگاههای او بهره میبرد. یکی از این خاطرات به گفتوگویی درباره دکتر علی شریعتی بازمیگردد؛ زمانی که اختلافنظرهای فراوانی درباره آثار و اندیشههای شریعتی وجود داشت. روحانی میگوید که از سخنان آیتالله خامنهای چنین برداشت کرد که ایشان به دکتر شریعتی علاقهمند بود و حتی نقل کرده بود پس از مطالعه کتاب «سیمای محمد» شخصاً به منزل پدر دکتر شریعتی رفته و انتشار آن را تبریک گفته است. خاطره دیگری که روحانی نقل میکند به کتاب «بینوایان» اثر ویکتور هوگو مربوط میشود. او میگوید در سال ۱۳۵۳ رهبر شهید از او پرسید آیا این کتاب را خوانده است یا نه. وقتی پاسخ منفی شنید با تعجب توصیه کرد حتماً آن را مطالعه کند و گفت خود سه بار «بینوایان» را از ابتدا تا انتها خوانده است.
روحانی همچنین فضای خانه ساده رهبر شهید در مشهد را به تصویر میکشد؛ خانهای با اتاقی در طبقه بالا که محل دیدار دوستان و شاگردانش بود. او از صمیمیت و تواضع حاکم بر آن دیدارها یاد میکند و میگوید، گفتوگوها تنها سیاسی نبود بلکه درباره تاریخ، نهجالبلاغه، تفسیر قرآن، اندیشه اسلامی و خاطرات شخصیتهایی چون آیتالله طالقانی، شهید مطهری، شهید بهشتی، دکتر باهنر و آیتالله هاشمیرفسنجانی نیز ادامه مییافت. به گفته روحانی، رهبر شهید در کنار فعالیتهای علمی با برگزاری جلسات نهجالبلاغه و نشستهای ویژه طلاب جوان، نقش مهمی در تربیت نسل فعال انقلاب داشت.
از انتخاب رهبری تا شکلگیری شورای مشورتی
بخش دیگری از خاطرات رئیسجمهور اسبق به شب رحلت امام خمینی(ره) و جلسه تاریخی مجلس خبرگان رهبری در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ بازمیگردد. او فضای آن شب را سرشار از اندوه توصیف میکند و میگوید با دستور آیتالله هاشمیرفسنجانی، آمادهباش کامل برای ارتش و سپاه اعلام شد تا کشور در شرایط خلأ رهبری با تهدید امنیتی روبهرو نشود.
صبح روز بعد پس از قرائت وصیتنامه امام توسط آیتالله خامنهای، بحث درباره آینده رهبری آغاز شد. روحانی روایت میکند که در زمان تنفس جلسه با آیتالله خامنهای درباره ایده شورای رهبری و ترکیب احتمالی آن گفتوگو کرده بود و خود نیز شورای سهنفره را کارآمدتر از شورای پنجنفره میدانست. همزمان گزارشی از آمادگی ارتش عراق برای حمله به ایران و حرکت تانکها در منطقه عینخوش به دست او رسید که ابتدا به آیتالله خامنهای سپس به آیتالله هاشمیرفسنجانی ارائه شد. هاشمی نیز از روحانی خواست، متن گزارش را برای اعضای خبرگان قرائت کند. روحانی معتقد است، اعلام این گزارش با توجه به شرایط حساس امنیتی در تسریع تصمیم خبرگان مؤثر بود. در نهایت، پیشنهاد شورای رهبری رأی نیاورد و مجلس خبرگان، آیتالله خامنهای را بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب کرد. رئیسجمهور اسبق همچنین از نخستین دیدار خود با آیتالله خامنهای پس از انتخاب ایشان به رهبری یاد میکند و میگوید هنگام تبریک، چشمان ایشان پر از اشک بود و در دیدار هفته بعد نیز از دعای خود در روز ۱۴ خرداد سخن گفت؛ اینکه از خدا خواسته بود، مسئولیت رهبری بر دوش او قرار نگیرد؛ موضوعی که به گفته روحانی، جلوهای از تواضع و معنویت ایشان بود. روحانی در ادامه میگوید، رهبر جدید بر ضرورت مشورت در اداره کشور تأکید داشت و به همین دلیل شورای سیاسی-اجتماعی مشورتی را با حضور چهرههایی از گرایشهای مختلف سیاسی تشکیل داد که اعضای آن با نظر مستقیم آیتالله خامنهای انتخاب شدند. به گفته او ترکیب این شورا نشان میداد که در انتخاب مشاوران، وابستگیهای جناحی و سیاسی ملاک نبوده است؛ چهرههایی با گرایشهای مختلف از جمله سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی، میرحسین موسوی، عبدالله نوری، علیاکبر ناطقنوری، علیاکبر ولایتی، محمدرضا باهنر، حجازی، خود روحانی و پس از مدتی احمد خمینی و آیتالله احمد جنتی در جلسات این شورا حضور داشتند. نشستهای این شورا از خرداد تا زمستان ۱۳۶۸ ابتدا بهصورت هفتگی سپس هر دو هفته یکبار برگزار میشد. او همچنین به یکی از مباحث مطرح شده در این جلسات اشاره میکند که به تعبیر او، بازتابی از نگاه فراملی انقلاب اسلامی بود؛ استفاده از عنوان «رهبر جمهوری اسلامی» یا «رهبر انقلاب اسلامی». این موضوع پس از آن مطرح شد که شماری از نیروهای انقلابی در کشورهای اسلامی از جمله اعضای حزبالله لبنان در نامههایی تأکید کرده بودند، عنوان «رهبر جمهوری اسلامی» نمیتواند جایگاه رهبری انقلاب اسلامی را برای همه جریانهای وفادار به این آرمان بازتاب دهد. روحانی میگوید پس از بحث موافقان و مخالفان اکثریت اعضای شورای مشورتی به استفاده از عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» رأی دادند.
مجموع این خاطرات، تصویری واحد از رهبر شهید ارائه میدهد؛ شخصیتی که از سالهای مبارزه و زندان تا روزهای رهبری کشور، از جلسات علمی و فرهنگی تا تصمیمهای سرنوشتساز سیاسی همواره بر یک اصل پای فشرد؛ ایستادگی در راه آرمانی که به گفته حسن روحانی، سرانجام نیز جان خود را در همان مسیر فدا کرد.

