ترامپ هم تهدید میکند، هم دنبال گرفتن عوارض از تنگه هرمز است

شعلههای انفجار هنوز در چند نقطه از جنوب ایران خاموش نشده بود که یک جمله از سوی دونالد ترامپ، معادلات خلیجفارس را وارد مرحلهای تازه کرد؛ «آمریکا نگهبان تنگه هرمز خواهد شد». جملهای که در ظاهر از امنیت کشتیرانی سخن میگفت اما در عمل با اعلام بازاعمال محاصره دریایی ایران، دور جدیدی از تقابل تهران و واشنگتن را کلید زد؛ تقابلی که تنها ظرف چند ساعت از میدان تهدیدهای سیاسی به صحنه حملات نظامی، پاسخهای موشکی و نبرد بر سر یکی از مهمترین آبراههای جهان کشیده شد. فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرد که هماهنگیهای نهایی برای اجرای طرح بازاعمال محاصره دریایی ایران انجام شده و این طرح از ساعت ۲۰ به وقت گرینویچ، یعنی ۲۳:۳۰ به وقت تهران، وارد فاز اجرایی خواهد شد. این اعلام تنها یک خبر نظامی نبود؛ بلکه پیامی روشن بود که نشان میداد، واشنگتن قصد دارد فشار بر ایران را از سطح تحریمهای اقتصادی فراتر برده و به عرصه کنترل دریایی منتقل کند.
از تهدید تا حمله
چند ساعت بیشتر از اعلام این تصمیم نگذشته بود که گزارشهایی از حملات آمریکا به نقاط مختلف جنوب ایران منتشر شد. سنتکام مدعی شد، عملیات پنجساعته نیروهای آمریکایی با هدف کاهش توان ایران برای حمله به کشتیهای تجاری انجام شده و طی آن مراکزی در بوشهر، بندرعباس، جاسک، کنارک، چابهار و جزیره ابوموسی هدف قرار گرفتهاند. در داخل ایران نیز گزارشهایی از وقوع انفجار در استانهای هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان و بلوچستان منتشر شد. اگرچه درباره میزان خسارت نظامی اطلاعات محدودی ارائه شد اما حملات تنها به تأسیسات نظامی محدود نماند. مدیرکل حفاظت محیطزیست هرمزگان اعلام کرد که در حمله موشکی به منطقه سیدجوذر شهرستان حاجیآباد یک پست محیطبانی و انبار علوفه مجاور آن هدف قرار گرفت و سه عضو یک خانواده شامل دو فرزند و عروس یک محیطبان، جان خود را از دست دادند؛ حادثهای که بار دیگر نشان داد، درگیریهای نظامی، حتی زمانی که با اهداف مشخص آغاز میشوند، میتوانند دامنهای فراتر از میدان نبرد پیدا کنند. همزمان مقامهای محلی از اصابت پرتابهها به آبادان، بندر امام خمینی، چهار نقطه در شهر بوشهر، مناطق غرب بندرعباس، ماهشهر، سربندر، سراوان و شهرستانهای جم و کنگان خبر دادند. هرچند در برخی مناطق، گزارشی از تلفات انسانی منتشر نشد اما گستردگی جغرافیایی حملات از تشدید دامنه درگیری حکایت داشت.
پاسخ تهران؛ گسترش میدان تقابل
واکنش ایران نیز چندان به تأخیر نیفتاد. سپاه پاسداران اعلام کرد که در پاسخ به حملات آمریکا، مرکز ارتباطات ماهوارهای و محل استقرار نیروهای آمریکایی در پایگاه جفیر بحرین را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. همچنین از حمله به چند انبار پشتیبانی تسلیحاتی و مراکز ارتباطی آمریکا در بحرین خبر داد. تقابل تنها به بحرین محدود نماند. ارتش اردن اعلام کرد، چهار موشک شلیک شده از سوی ایران را رهگیری و منهدم کرده است. ساعاتی بعد سپاه با تأیید این عملیات اعلام کرد هدف موشکهای بالستیک، یکی از پایگاههای هوایی آمریکا در خاک اردن بوده است. در همین حال جبهه دیگری نیز در آبهای خلیجفارس گشوده شد. امارات و بحرین از هدف قرار گرفتن نفتکشهایی در منطقه خبر دادند و اعلام کردند که در این حملات یک نفر کشته و ۸ نفر زخمی شدهاند. سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیهای مسئولیت حمله به کشتیهایی که «متخلف» توصیف کرد را بر عهده گرفت. وزارت دفاع بحرین نیز اعلام کرد، دو نفتکش این کشور در گذرگاه جنوبی تنگه هرمز و در آبهای سرزمینی عمان هدف موشکهای کروز ایران قرار گرفتهاند. همزمان نهادهای بینالمللی نظارت بر کشتیرانی نیز وقوع حمله به شناورها در منطقه را تأیید کردند؛ موضوعی که بار دیگر نگرانیها درباره امنیت عبور و مرور در این شاهراه انرژی را افزایش داد.
کوه کلنگ
ترامپ در آخرین حملات لفظی خود علیه ایران، اعلام کرد که قصد دارد، تاسیسات کوه کلنگ در ایران را نابود کند. تأسیساتی که اخبار رسمی کمی درباره آن وجود دارد اما در مواضع رسمی گفته میشود احتمالاً سومین مرکز غنیسازی ایران باشد که هنوز راهاندازی نشده است. سیانان به نقل از یک منبع ارشد در تهران گزارش داد که اگر ترامپ تهدید خود برای حمله به تأسیسات زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ» را عملی کند، ایران «پاسخی ویرانگر» خواهد داد. تهدید تازه ترامپ و هشدار تهران، بار دیگر توجهها را به یکی از حساسترین مراکز هستهای ایران جلب کرده؛ سایتی که به دلیل موقعیت و استحکام آن در سالهای اخیر به یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان جمهوری اسلامی و غرب تبدیل شده است.
جنجال بر سر «عوارض عبور»
اما شاید بحثبرانگیزترین بخش تحولات اخیر، سخنان دونالد ترامپ درباره دریافت ۲۰ درصد هزینه از تمامی کشتیهای عبوری از تنگه هرمز بود. او مدعی شد، آمریکا امنیت این آبراه را تأمین خواهد کرد بنابراین باید بابت این خدمت از کشتیها هزینه دریافت کند. این اظهارات با واکنش سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روبهرو شد. او با لحنی کنایهآمیز گفت، ایران همواره نگهبان تنگه هرمز بوده است و اگر قرار باشد کسی برای تأمین امنیت این مسیر پاداش بگیرد، ایران شایسته آن است؛ هرچند اضافه کرد، رقم ۲۰ درصد «بیش از حد زیاد» است. با این حال فارغ از جدال لفظی دو طرف، پرسش اصلی این است که آیا چنین طرحی اساساً قابلیت اجرا دارد؟
دیوار بلند حقوق بینالملل
پاسخ بسیاری از کارشناسان حقوق بینالملل منفی است. تنگه هرمز بر اساس اصل «عبور ترانزیت» در کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل اداره میشود؛ اصلی که حق عبور مستمر و سریع کشتیهای خارجی از تنگههای بینالمللی را تضمین میکند. بر پایه این قواعد، نه کشورهای ساحلی و نه قدرتهای خارجی حق ندارند صرف عبور کشتیها از یک آبراه بینالمللی، عوارض یا تعرفه اجباری دریافت کنند. حتی ایالات متحده نیز طی دهههای گذشته بارها بر همین اصل تأکید کرده و آزادی کشتیرانی را یکی از ارکان سیاست دریایی خود دانسته است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز تنها چند هفته پیش تصریح کرده بود که هیچ کشوری از نظر حقوقی مجاز به دریافت هزینه عبور از یک آبراه بینالمللی نیست. سازمان بینالمللی دریانوردی نیز با تأکید بر همین اصول اعلام کرده که هیچ مبنای حقوقی برای اعمال تعرفه اجباری بر کشتیهای عبوری از تنگه هرمز وجود ندارد. البته دریافت هزینه برای خدمات مشخصی مانند یدککشی، عملیات نجات یا اسکورت دریایی، آن هم در صورت درخواست مالک کشتی در حقوق بینالملل پذیرفته شده است؛ اما تحمیل تعرفهای عمومی بر همه شناورها، سابقهای در نظام حقوقی جهان ندارد. در چنین شرایطی بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پیشنهاد ترامپ بیش از آنکه یک برنامه اجرایی باشد، ابزاری برای افزایش فشار سیاسی و چانهزنی در مذاکرات آینده است؛ تلاشی برای تحت فشار قرار دادن ایران، شرکای اقتصادی آن و حتی کشورهای وابسته به انرژی خلیجفارس تا سهم بیشتری از هزینههای امنیت دریایی را برعهده بگیرند. در نهایت، خطر تنش نظامی تحت این سیاست به شدت بالاست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از دیرباز ادعای مدیریت حاکمیتی بر نیمه شمالی تنگه را داشته و هشدار داده که با هرگونه تلاش یکجانبه آمریکا برای کنترل یا پولی کردن این آبراه به شدت مقابله خواهد کرد. یک محاصره فعال از سوی ایالات متحده همراه با یک سیستم تهاجمی دریافت عوارض، بستر را برای اقدامات تلافیجویانه نامتقارن از سوی تهران فراهم میکند؛ اقداماتی که میتواند از حملات انبوه پهپادی و مینگذاری دریایی تا حملات موشکی مستقیم به نفتکشهای تجاری را در بر بگیرد.

