“حسن روحانی” در جمع اعضای دولت خود تاکید کرد:
ادامه تجاوز، شر مطلق است
گروه سیاسی: روایت حسن روحانی از مخالفت رهبر انقلاب با جنگ، این بار با افشای خاطرهای از مخالفت ایشان با ساخت جایگاهی برای سخنرانی امام زمان(عج) در یکی از میادین بزرگ تهران همراه شد؛ روایتی که رئیسجمهور پیشین آن را در امتداد انتقاد از جریانهایی مطرح کرد که به گفته او با این ادعا که «جنگ، ظهور را نزدیک میکند» به دنبال ادامه جنگ و تشدید درگیریها هستند. روحانی با بیان اینکه رهبر انقلاب در مقاطع مختلف مانع ورود ایران به جنگ شدهاند، تأکید کرد دفاع در برابر تجاوز وظیفه است اما اگر بتوان جنگ را حتی یک روز زودتر و با حفظ عزت به پایان رساند باید چنین کرد.
رئیسجمهور اسبق طی روزهای اخیر در دیدار جمعی از وزیران و معاونان دولتهای یازدهم و دوازدهم، تلاش کرد تصویری از یک راهبرد سیاسی ارائه دهد؛ راهبردی که از نگاه او بر پرهیز از جنگ، جلوگیری از گسترش بحران و تکیه بر خواست مردم استوار است. او با انتقاد از جریانی که سالهاست با برداشتهایی غیرواقعی از مفهوم انتظار، جامعه را به سمت جنگطلبی سوق میدهد، گفت: «ما دنبال چه هستیم؟ باید روشن بشود برای مردم. البته در جامعه ما گاهی یک اقلیتی هستند که حرفهای عجیب و غریب میزنند. یک اقلیتی هستند میگویند اگر این جنگ تشدید شود و گسترش بیابد، امام زمان زودتر ظهور میکند! برای ظهور امام باید جنگ را تشدید کنیم». او سپس این نگاه را نه برخاسته از آموزههای اسلامی دانست و نه سازگار با مبانی مهدویت و برای رد این نگاه به روایت مشهور امام صادق(ع) استناد کرد و یادآور شد که آن حضرت سه بار فرمودهاند: «کذب الوقاتون»؛ یعنی هرکس برای ظهور زمان تعیین کند، دروغ گفته است. از نگاه روحانی، کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح میکنند «یک عده دروغگو هستند و متأسفانه عدهای را هم دنبال خود میکشانند».
اما مهمترین بخش سخنان روحانی، روایت خاطرهای بود که نشان میداد، نگاه رهبر انقلاب نیز در نقطه مقابل این برداشتهای آخرالزمانی قرار داشته است. روحانی گفت: «من در سال ۸۳ رفتم خدمت رهبری برای یک موضوعی، بحثی پیش آمد در آنجا، ایشان به مناسبت فرمودند که فلان آقا، اسم بردند، آمده بود پیش من و از من سوال کرد که میخواهد، یک جایگاه بزرگی درست کند در یک میدان بزرگ در تهران. گفتم جایگاه بزرگ برای چه؟ گفت برای اینکه وقتی امام زمان آمد و خواست سخنرانی کند یک جایگاه مناسب و باعظمتی باشد در شأن ایشان و به فکر این هستم که سیستم صوتی مجهزی را هم طراحی کنم که همه مردم تهران بتوانند، سخنان امام را بشنوند».
به گفته روحانی، پاسخ رهبر شهید به این پیشنهاد، پاسخی روشن و تعیینکننده بود. او نقل کرد که رهبری خطاب به آن فرد گفتهاند: «امام زمان ممکن است ۳۰۰ سال دیگر بیاید؛ ما چه میدانیم چه زمانی ظهور میکند از حالا میخواهید، بروید جایگاه درست کنید؟» روحانی تأکید کرد این تعبیر «۳۰۰ سال» عین عبارت رهبر انقلاب بوده است و این خاطره را شاهدی بر مخالفت ایشان با نگاههای زمانگذارانه و هیجانزده درباره ظهور دانست. او در ادامه نیز هشدار داد: «یک عدهای بودند و هستند که یا از روی جهالت یا از روی شیادی برای اینکه که مردم را گمراه کنند، کارهایی میکنند».
روحانی سپس دایره نقد خود را فراتر برد و گفت تنها کسانی که از منظر اعتقادی به استقبال جنگ میروند، محل انتقاد نیستند؛ او از «کاسبان تحریم» نیز یاد کرد و گفت: «یک عده هم هستند که دنبال کاسبی هستند، همان کاسبان تحریم در واقع. آنها هم ممکن است، خوشحال باشند که جنگ و آشفتگی ادامه پیدا کند. افرادی هم هستند که ممکن است یک تفکراتی داشته باشند که ما باید برویم، جهان را بگیریم و تصرف کنیم و همه را به اصطلاح هدایت کنیم».
مخالفت رهبری با جنگ
پس از این مقدمه، رئیسجمهور پیشین مهمترین استدلال خود را مطرح کرد؛ او گفت برخلاف برخی روایتها، تجربه چند دهه همکاری نزدیکش با رهبری نشان میدهد که ایشان همواره تلاش کردهاند، کشور از جنگ دور بماند و هر زمان احتمال ورود ایران به یک درگیری بزرگ وجود داشته، مسیر دیگری را انتخاب کردهاند.
روحانی برای اثبات این ادعا، چند مقطع تاریخی را کنار هم قرار داد. نخست به سال ۱۳۶۹ و بحران اشغال کویت اشاره کرد و گفت در آن مقطع با وجود حضور گسترده آمریکا در منطقه به منظور آزادسازی این کشور، رهبری اجازه ندادند ایران وارد جنگ شود. سپس از حادثه مزارشریف در سال ۱۳۷۷ یاد کرد؛ زمانی که به گفته او فضای عمومی کشور به شدت تحتتأثیر شهادت دیپلماتهای ایرانی قرار داشت و عدهای خواستار ورود نظامی به افغانستان بودند اما باز هم کشور وارد جنگ نشد. روحانی ادامه داد: «در ۷۸ که داستان خُبَر بود و آمریکاییها طراحی کرده بودند برای زدن موشک به ایران، رهبری راهی را نشان داد که از آن طریق، مسئله حل شد و از آن عبور کردیم. در سال ۸۲ اگر برنامهریزی نمیشد برای یک نوع مذاکرات که آن مذاکرات بتواند راهحلی باشد، برنامه جنگ آمریکا علیه ایران زمینهاش فراهم شده بود. آنجا هم رهبری ایستادگی کرد».
رئیسجمهور پیشین سپس به پشت پرده آغاز مذاکرات با سه وزیر اروپایی در سال ۱۳۸۲ پرداخت و گفت این تصمیم نیز با نظر مستقیم رهبر انقلاب اتخاذ شد. به گفته او، زمانی که در جلسهای احتمال نپذیرفتن دعوت تهران از سوی وزیران خارجه سه کشور اروپایی مطرح شد، پیشنهاد شد هیأت ایرانی برای مذاکره راهی اروپا شود و رهبر انقلاب نیز همان جا به او مأموریت دادند این مذاکرات را انجام دهد. روحانی مدعی شد، حاصل آن گفتوگوها موضعی کمسابقه از سوی دو وزیر خارجه اروپایی بود؛ به طوری که به گفته او، وزیران خارجه فرانسه و انگلیس اعلام کردند اگر آمریکا بخواهد، پرونده ایران را به شورای امنیت ببرد از حق وتوی خود علیه واشنگتن استفاده خواهند کرد. او این مذاکرات را عاملی دانست که به گفته خودش، ایران را از بحران آن مقطع عبور داد.
روحانی در ادامه به دو مقطع دیگر نیز اشاره کرد و گفت: «در ۹۲ هم ما رفتیم تا مرز جنگ ولی عبور کردیم، باز هم رهبری دستور داد که مذاکره با آمریکا در مسقط شروع شود، این دستور خود رهبری بود. در ۹۸ هم دوبار تا مرز جنگ پیش رفتیم». او در جمعبندی این بخش تأکید کرد که از تجربه ۲۴ سال همکاری نزدیک با رهبر انقلاب، چه در دوران دبیری شورایعالی امنیت ملی و چه در دوران ریاستجمهوری به این نتیجه رسیده که ایشان «همیشه مخالف جنگ بودند و هیچوقت موافق با جنگ نبودند».
از مهار دشمن تا مهار هیجان دوستان
بخش دیگر سخنان روحانی بر این ایده استوار بود که امنیت ملی نه با گسترش میدانهای درگیری بلکه با کاهش تعداد دشمنان و جلوگیری از همگرایی آنان تأمین میشود. از نگاه او سیاست خارجی موفق، سیاستی است که میان مخالفان ایران فاصله ایجاد کند نه اینکه آنان را در برابر تهران به یک جبهه واحد تبدیل کند.
روحانی در تشریح این رویکرد، نخست تعریف خود از وظیفه حکومت را بیان و تأکید کرد: «وظیفه ما حفظ کشور است. تمامیت ارضی ایران است. امنیت ملی است. زندگی و معیشت مردم است. ما وظیفه برای کل جهان نداریم که بخواهیم تمام جهان را تصرف کنیم و بگیریم و همه را به راهی که میپسندیم، بکشانیم. ما برای هر کاری باید از مردم بپرسیم و طبق نظر اکثریت مردم عمل کنیم».
او سپس برای تبیین این نگاه به سیره پیامبر اسلام(ص) استناد کرد و گفت، پیامبر حتی در میدان جنگ نیز تلاش میکرد، صف دشمنان را از هم جدا کند و مانع اتحاد آنان شود. او هشدار داد: «متأسفانه امروز بعضی طوری حرف میزنند که بین دشمنان وحدت ایجاد میشود. یعنی اگر اروپا و آمریکا فاصلهای با هم دارند یک جوری حرف میزنند که اینها را به هم نزدیکتر کنند. اگر فرض بگیریم یک جایی آمریکا با اسرائیل هم فاصلهای دارد یک جوری حرف میزدند که اینها را هم به یکدیگر نزدیکتر کنند».
روحانی در ادامه بار دیگر به موضوع جنگ بازگشت و این بار درباره مفهوم آتشبس سخن گفت؛ مفهومی که به گفته او نباید با نگاهی مطلق درباره آن قضاوت کرد. او گفت: «در این ایستادگی و مقاومت، حرفهایی که در جامعه زده میشود، تصمیماتی که گرفته میشود بسیار اهمیت دارد. اینکه ما بگوییم که آتشبس خوب است یا بد است؟ آتشبس بر این مبناست که کشور به اهدافش برسد یا نرسد؟ آتشبس ممکن است هم خوب باشد هم بد باشد. اگر آتشبس بخواهد، فرصت درست کند برای دشمن بسیار بد است. اگر آتشبس بخواهد، زمینهای درست کند برای مذاکره و آن مذاکره زمینهای درست کند برای یک توافق و آن توافق، توافق عزتمندانه و شرافتمندانه باشد خیلی خوب است. این وابسته به این است که چه جور آتشبسی و با چه هدفی و با چه شرایطی باشد و چگونه مذاکره کنیم؟»
روحانی در ادامه بار دیگر به نگاه رهبر انقلاب درباره جنگ اشاره کرد و گفت، تجربه همکاری طولانی مدتش نشان میدهد که ایشان هیچگاه آغازگر یا خواهان جنگ نبودهاند. روحانی تصریح کرد: «میگویند جنگ را ادامه بدهیم خوب است یا بد است؟ آنچه ما از افکار رهبر شهیدمان دریافت کردیم، رهبری هیچوقت دنبال جنگ نبودند، در هیچ مقطعی. هر جایی هم که دشمن میخواست یا دوست نادان میخواست، یا دیگران میخواستند آتش جنگی را شعلهور کنند، ایشان با صلابت میایستاد. این صلابت و شجاعت فقط در برابر دشمن نبود. گاهی در برابر هیجانات و احساسات دوست هم بود. گاهی ممکن است هیجان دوست هم، کار دست کشور بدهد و رهبری آنجا هم باید هیجان را مهار کند. همان طوری که باید دشمن را مهار کرد، گاهی هم باید دوست را هدایت کرد».
در بخش پایانی این محور، رئیسجمهور پیشین میان «دفاع» و «ادامه جنگ» تفکیک قائل شد. او گفت اگر جنگی به ایران تحمیل شود، مقاومت و ایستادگی نه تنها حق بلکه وظیفه است؛ اما این به معنای مطلوب بودن ادامه جنگ نیست. روحانی با تمجید از رفتار مردم در ماههای اخیر تأکید کرد، آنچه محاسبات دشمن را بر هم زد نه صرفاً توان نظامی بلکه تابآوری جامعه ایران بود. او گفت با وجود شهادت فرماندهان، مشکلات اقتصادی و فشارهای گسترده، مردم آرامش خود را حفظ کردند، به فروشگاهها هجوم نبردند و رفتاری از خود نشان دادند که به تعبیر او «افتخارآفرین» بود.
روحانی نتیجه گرفت: «اگر آنکه در برابر توطئه دشمن توانست بایستد و نگذارد دشمن پیروز شود، ملت بزرگ ایران بود ما باید با همه توانمان برای راحتی این ملت، برای معیشت این مردم، تلاش کنیم. معلوم است در شرایط جنگ در ۱۴ ماه جنگ حالا یا جنگ، یا «نه جنگ، نه صلح» و «نه جنگ، نه صلح» هم مثل جنگ است، فرق نمیکند. ۱۴ ماه این مردم مقاومت کردند، ایستادگی کردند، ما باید کمک کنیم به این مردم. ما اگر راهی داریم برای پایان عزتمندانه جنگ باید انجام بدهیم. ادامه تجاوز و ویرانی اساساً برای جامعه شر مطلق است. گاهی آدم چارهای ندارد چون جنگ تحمیل شده باید مقابله و ایستادگی کرد. البته مقاومت و دفاع خیر است و لازم. بازدارندگی خیر است و ضروری. ایستادگی در برابر مهاجم وظیفه است. اما اگر بتوانیم، جنگ را یک روز زودتر تمام کنیم بهتر است». سپس این نگاه را با سخن پیشین رهبر انقلاب درباره تحریم مقایسه کرد و گفت: «همانطور که رهبری یکبار فرمودند که درباره تحریم، اگر بتوانیم یک روز زودتر تحریم را تمام کنیم باید آن را انجام دهیم».
راهبرد روحانی برای عبور از بحران
روحانی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به روابط ایران و کشورهای جنوبی خلیجفارس گفت: «ما باید با همسایگانمان در آینده، روابط صمیمانه و برادرانه داشته باشیم. حالا امروز یک مسئلهای و حوادثی پیش آمده در تنگه هرمز و اقداماتی انجام شده؛ بنا نیست تا قیامت با همسایگانمان اختلاف داشته باشیم».
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم تأکید کرد، جمهوری اسلامی باید به سمت روابطی «صمیمانه و برادرانه» حرکت کند اما در عین حال «باید به آنها گذشته را یادآوری کنیم». مهمترین انتقاد روحانی در این بخش، متوجه دولتهای عربی بود که به گفته او اجازه دادند، آمریکا از پایگاههای نظامی مستقر در خاکشان علیه ایران استفاده کند. او گفت، تهران بارها از مسئولان این کشورها شنیده بود که چنین اجازهای به آمریکا داده نخواهد شد اما در عمل این تعهد رعایت نشد. روحانی با لحنی انتقادی پرسید: «خب حالا چرا گذاشتند؟» و تأکید کرد اگر کشورهای منطقه واقعاً قدردان رفتار ایران در دهههای گذشته بودند نباید اجازه میدادند از خاک آنان علیه جمهوری اسلامی استفاده شود.
با وجود این انتقادها، روحانی تأکید کرد که راهبرد مطلوب ایران همچنان بر توسعه روابط با همسایگان استوار است. او یادآور شد که در سال ۱۳۹۸ در مجمع عمومی سازمان ملل طرح «ائتلاف امید» یا HOPE، (Hormoz Peace Endeavor) را ارائه کرده بود؛ طرحی که هدف آن ایجاد سازوکار همکاری میان کشورهای حاشیه خلیجفارس بود. او توضیح داد که در این ابتکار، ایران پیشنهاد کرده بود هیچ کشوری اجازه ندهد از خاکش علیه همسایه دیگر استفاده شود، دولتها در امور داخلی یکدیگر دخالت نکنند و همکاریهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی گسترش یابد. روحانی همچنین گفت پس از ارائه این طرح برای سران ۶ کشور شورای همکاری خلیجفارس نیز نامه نوشته و آنان را به مشارکت در این ابتکار دعوت کرده بود. او تأکید کرد: «ما میخواهیم تنگه هرمز، تنگه جنگ نباشد؛ تنگه هرمز، تنگهای باشد برای ایجاد امنیت کامل در منطقه خلیجفارس».
دفاع روحانی از عملکرد دولت در ۱۴ ماه گذشته
روحانی سپس به شرایط داخلی کشور پرداخت و از عملکرد دولت در ماههای گذشته دفاع کرد. او گفت: «ما باید حواسمان باشد در نحوه سخن گفتن و در اظهارنظر کردن. بعد هم یاری کنیم به همه آنهایی که امروز دارند برای این کشور تلاش میکنند. نیروی مسلح که از کشور حراست میکنند. آنها که فعالیت سیاسی میکنند و آنها که برای زندگی مردم در ایران شبانهروز تلاش میکنند، یعنی دولت. خب در این ۱۴ ماه دولت کار بزرگی کرده است. درست است مشکلات وجود دارد، گرانی و تورم هست اما در عین حال، قحطی نشده، کالا به اندازه کافی هست. مردم اگر چیزی بخواهند در فروشگاهها وجود دارد. بهرغم اینکه امروز ما در محاصره هستیم و این محاصره بیسابقه بوده است».
رئیسجمهور اسبق در جمعبندی سخنانش بار دیگر بر ضرورت پایان دادن به جنگ، رفع تحریمها، کنترل تورم و بازگشت آرامش روانی به جامعه تأکید کرد و گفت: «باید کاری کنیم که تجاوز دشمن زودتر خاتمه یابد. روابط با همسایگان که باید برادرانه شود و به آن روابط برادرانه زودتر برسیم. تحریم از سر مردم برداشته شود. تورم مهار شود، مردم از لحاظ ذهنی و فکری آرامش بیشتری پیدا کنند. این جزو وظیفه همه ماست و باید در این راه تلاش کنیم. و آنچه که رهبر شهیدمان در تمام طول زندگی دنبال آن بودند که کشور ایران عظمت داشته باشد، کشور جایگاه بلندی در جهان داشته باشد، مردم در آسایش باشند؛ ما همان راه و همان مسیر را ادامه بدهیم انشاءالله. و بتوانیم به نقطهای برسیم که مطلوب ملت و خواست مردم است».
او با بیان اینکه «بدانیم برای ادامه جنگ یا پایان جنگ و شرایط آینده کشور، تصمیمگیر اصلی ملت بزرگ ایران است» به یکی از نامههای امام خمینی(ره) در جریان بازنگری قانون اساسی استناد کرد و گفت: «همانطور که امام در یکی از آخرین نامههای خود در نهم اردیبهشت سال ۶۸ به شورای بازنگری قانون اساسی، خطاب به آیتالله مشکینی نوشت و در آنجا گفت که من از اول هم نظرم این بود که اگر یک فردی مجتهد باشد و اعضای خبرگان به او رأی بدهند که چون خبرگان را مردم انتخاب کردهاند، آنگاه آن مجتهد شود ولیّ منتخبِ مردم. و وقتی منتخب مردم شد آنگاه حکمش نافذ میشود؛ یعنی بالاترین مقام کشور ما که رهبری است، طبق بیان امام این رهبری با رأی مردم با آرا مردم میشود ولیّ منتخبِ ملت. و چون ولی منتخب مردم میشود لذا حکمش نافذ میشود. این تعبیر صریحِ امام است. بنابراین نظام ما، برنامه ما، از روزِ اول بر مبنای خواست مردم بوده، نظر مردم بوده است».
روحانی بر همین اساس، تأکید کرد: «امروز هم ما امیدواریم آنچه خواست مردم و نظر مردم هست طبق همان عمل کنیم و شورایعالی امنیت ملی، دولت، مقامات نظامی و همه مقامات انشاءالله آنچه خواست مردم هست، بتوانند به آن جامه عمل بپوشانند».

