رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : خطای تجرد

خطای تجرد

یک خطای آماری چگونه جمعیت مجردان ایران را چند ده برابر نشان داد؟

تصور کنید در خیابانی قدم می‌زنید که تقریباً از هر چهار نفری که از کنارتان می‌گذرند یک نفر بالای ۴۵ سال است و هرگز در زندگی ازدواج نکرده است. در اداره‌ها، فروشگاه‌ها، مترو، مهمانی‌های خانوادگی و محله‌ها نیز باید همین تصویر تکرار شود. اگر خبری که این روزها با عنوان وجود «بیش از ۱۸ میلیون مجرد قطعی بالای ۴۵ سال» در ایران منتشر شده، درست باشد باید با یکی از عجیب‌ترین دگرگونی‌های جمعیتی تاریخ معاصر ایران مواجه باشیم؛ جمعیتی تقریباً به اندازه مجموع جمعیت چند استان بزرگ کشور که به میانسالی رسیده‌اند بی‌آنکه هرگز ازدواج کرده باشند. در کنار این عدد، ادعای دیگری هم مطرح شده است: «بیش از ۲۴ میلیون نفر نیز به دلیل طلاق یا فوت همسر مجرد هستند.» جمع این دو عدد از ۴۲ میلیون نفر عبور می‌کند. یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت ایران باید یا در تجرد قطعی باشند یا بر اثر طلاق و فوت همسر بدون همسر مانده باشند. کافی است، اعداد را با ساختار جمعیتی کشور مقایسه کنیم تا اولین علامت سوال بزرگ شکل بگیرد. بررسی داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد که چنین تصویری با واقعیت فاصله بسیار زیادی دارد. یک جمعیت‌شناس در بررسی این ادعا می‌گوید: «این آمار صحیح به نظر نمی‌رسد و با داده‌های جمعیتی ایران سازگار نیست. رقم ۱۸ میلیون مجرد قطعی بالای ۴۵ سال بسیار اغراق‌آمیز است و رقم ۲۴ میلیون مطلقه یا همسر‌فوت‌شده نیز با ساختار جمعیت کشور همخوانی ندارد.» به گفته او احتمالاً در نقل خبر، ارقام یا مفاهیم مربوط به وضعیت تأهل با یکدیگر خلط شده‌اند. برای فهم بزرگی خطا کافی است به آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن، یعنی سرشماری سال ۱۳۹۵ مراجعه کنیم. براساس داده‌های آن سرشماری حدود ۳۹۰ هزار ایرانی بالای ۴۵ سال هرگز ازدواج نکرده بودند. حدود ۶۲ درصد این افراد زن و ۳۸ درصد مرد بودند. حال این رقم را کنار ادعای ۱۸ میلیون نفر قرار دهید. برای درست بودن خبر باید تعداد افراد بالای ۴۵ سالی که هرگز ازدواج نکرده‌اند طی حدود یک دهه از ۳۹۰ هزار نفر به بیش از ۱۸ میلیون نفر رسیده باشد؛ یعنی بیش از ۴۶ برابر شده باشد. چنین جهشی از نظر جمعیت‌شناختی قابل توضیح نیست. تغییرات جمعیتی، به‌ویژه در گروه‌های سنی بالا، معمولاً با سرعتی قابل پیش‌بینی رخ می‌دهند. حتی افزایش سن ازدواج و کاهش تمایل برخی نسل‌ها به ازدواج نمی‌تواند، ظرف یک دهه چنین انفجاری در جمعیت مجردان قطعی ایجاد کند. افرادی که امروز بالای ۴۵ سال دارند یک دهه پیش نیز عمدتاً در سنین بزرگسالی قرار داشته‌اند و وضعیت ازدواج آنها تا حدود زیادی در داده‌های سرشماری قابل مشاهده بوده است.
بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ حدود ۳۹۰ هزار نفر از ایرانیان بالای ۴۵ سال هرگز ازدواج نکرده بودند که ۶۲ درصد آنها زن و ۳۸ درصد مرد بودند. بنابراین ادعای وجود ۱۸ میلیون «مجرد قطعی بالای ۴۵ سال» با داده‌های جمعیتی سازگار نیست. همچنین در همان سرشماری حدود سه میلیون و ۸۴۰ هزار نفر به دلیل طلاق یا فوت همسر بدون همسر بودند که ۸۱ درصد آنها زن و ۱۹ درصد مرد بودند. از این‌رو ادعای وجود ۲۴ میلیون فرد بی‌همسر بر اثر طلاق یا فوت نیز نمی‌تواند درست باشد زیرا مستلزم بیش از ۶ برابر شدن این جمعیت طی حدود یک دهه است. نکته مهم دیگر این است که «تجرد قطعی» با «بدون همسر بودن» تفاوت دارد. تجرد قطعی در ادبیات جمعیت‌شناسی به افرادی اطلاق می‌شود که تا سنین بالاتر، معمولاً حوالی ۴۵ تا ۵۰ سالگی، هرگز ازدواج نکرده‌اند. افراد مطلقه یا کسانی که همسرشان فوت کرده است، هرچند در زمان سرشماری بدون همسر هستند، مجرد قطعی محسوب نمی‌شوند. بنابراین خبر صحیح، افزایش نگرانی درباره تجرد در سنین بالاتر است نه وجود ۱۸ میلیون مجرد قطعی در ایران.
از زاویه دیگری هم می‌توان ادعا را آزمود. بر اساس آمار منتشر شده در سالنامه آماری زنان و خانواده برای سال ۱۴۰۳ کل جمعیت ۴۵ ساله و بیشتر کشور حدود ۲۵.۴ میلیون نفر بوده است؛ حدود ۱۲.۹ میلیون زن و ۱۲.۵ میلیون مرد. اگر ۱۸ میلیون نفر از این جمعیت «مجرد قطعی» باشند، معنایش این است که حدود ۷۱ درصد کل ایرانیان ۴۵ ساله و بیشتر هرگز ازدواج نکرده‌اند. چنین نسبتی آشکارا با ساختار خانواده و ازدواج در ایران ناسازگار است. برای مقایسه، در سرشماری ۱۳۹۵ شاخص تجرد قطعی حدود ۳.۷ درصد برای زنان و ۲.۳ درصد برای مردان گزارش شده است. البته باید در استفاده از این درصدها احتیاط کرد. شاخص تجرد قطعی معمولاً وضعیت ازدواج را در حوالی ۵۰ سالگی اندازه می‌گیرد و نمی‌توان این درصد را مستقیماً در کل جمعیت بالای ۴۵ سال ضرب کرد و تعداد مجردان قطعی را به دست آورد. با این حال فاصله میان نسبت‌های چنددرصدی شناخته‌ شده در داده‌های جمعیتی و ادعای ۷۱ درصدی آن‌قدر زیاد است که اصل ادعا را عملاً ناممکن می‌کند. اما خطای خبر فقط در بزرگی عدد نیست. مشکل مهم‌تر، خلط چند مفهوم متفاوت است. در زبان روزمره،«مجرد» ممکن است برای هر فردی که در حال حاضر همسر ندارد به کار رود؛ خواه هرگز ازدواج نکرده باشد، خواه طلاق گرفته باشد یا همسرش فوت کرده باشد. در جمعیت‌شناسی اما این گروه‌ها یکی نیستند. وضعیت تأهل معمولاً میان افرادی که هرگز ازدواج نکرده‌اند، افراد دارای همسر، افراد بی‌همسر بر اثر طلاق و افراد بی‌همسر بر اثر فوت همسر تفکیک می‌شود. «تجرد قطعی» مفهوم مشخص‌تری دارد. این اصطلاح برای کسانی به کار می‌رود که تا سنین بالاتر، معمولاً حوالی ۴۵ تا ۵۰ سالگی، هرگز ازدواج نکرده‌اند. بنابراین زن ۵۰ ساله‌ای که در ۲۵ سالگی ازدواج کرده و بعدها طلاق گرفته، مجرد قطعی نیست. مرد ۶۰ ساله‌ای که همسرش فوت کرده نیز در گروه مجردان قطعی قرار نمی‌گیرد. این افراد در زمان آمارگیری «بدون همسر» هستند اما سابقه ازدواج دارند. همین تمایز ساده برای فهم خطای خبر، اهمیت زیادی دارد. عدد دوم خبر نیز با داده‌های موجود فاصله چشمگیری دارد. ادعا شده بیش از ۲۴ میلیون نفر به دلیل طلاق یا فوت همسر مجرد هستند. بر اساس داده‌های سرشماری ۱۳۹۵ مجموع افرادی که به دلیل فوت همسر یا طلاق بدون همسر بودند حدود سه میلیون و ۸۴۰ هزار نفر بود. حدود ۸۱ درصد این جمعیت را زنان و ۱۹ درصد را مردان تشکیل می‌دادند. برای رسیدن این جمعیت از ۳.۸۴ میلیون نفر به ۲۴ میلیون نفر در فاصله حدود یک دهه باید تعداد افراد بی‌همسر بر اثر طلاق یا فوت بیش از ۶ برابر شده باشد. این تحول نیز تقریباً ناممکن است. حتی افزایش طلاق، سالمند شدن جمعیت و افزایش تعداد زنان و مردانی که همسر خود را از دست می‌دهند، نمی‌تواند در چنین مدت کوتاهی جمعیت این گروه را بیش از ۲۰ میلیون نفر افزایش دهد. اگر واقعاً ۲۴ میلیون ایرانی به دلیل طلاق یا فوت همسر بدون همسر بودند، آثار چنین تغییر عظیمی باید در همه شاخص‌های جمعیتی، خانوار، ازدواج، طلاق و سالمندی کشور دیده می‌شد.
احتمالاً منشأ خطا، جایی در جابه‌جایی عنوان‌ها و اعداد قرار دارد. ممکن است عدد مربوط به کل افراد هرگز ازدواج ‌نکرده در گروه‌های سنی مختلف به اشتباه به افراد بالای ۴۵ سال نسبت داده شده باشد. ممکن است «جمعیت مجرد» با «تجرد قطعی» سپس با تعریفی نادرست بازنشر شده باشند. بدون دسترسی به منبع اولیه عدد نمی‌توان با قطعیت مسیر تولید خطا را مشخص کرد اما می‌توان با اطمینان گفت، صورت منتشر شده خبر با داده‌های جمعیتی سازگار نیست. این البته به معنای انکار تغییرات مهم در الگوی ازدواج ایران نیست. سن ازدواج افزایش یافته، بخشی از جوانان ازدواج را به تعویق انداخته‌اند، مشکلات اقتصادی هزینه تشکیل خانواده را بالا برده و طلاق نیز به یکی از متغیرهای مهم تحولات خانواده تبدیل شده است. افزایش تعداد افرادی که در دهه چهارم زندگی هنوز ازدواج نکرده‌اند نیز موضوعی واقعی و شایسته بررسی است. اما وجود یک روند واقعی هر عددی را که به آن نسبت داده شود، معتبر نمی‌کند. اتفاقاً خطر آمارهای اغراق‌آمیز همین‌جاست. وقتی یک مسئله واقعی اجتماعی با عددی غیرواقعی توصیف می‌شود به جای کمک به شناخت مسئله، تصویری تحریف‌شده از جامعه می‌سازد. تفاوت میان ۳۹۰ هزار نفر و ۱۸ میلیون نفر یک اختلاف کوچک آماری نیست؛ تفاوت میان دو روایت کاملاً متفاوت از جامعه ایران است. براساس داده‌های در دسترس بنابراین می‌توان دو نتیجه نسبتاً روشن گرفت: ادعای وجود ۱۸ میلیون مجرد قطعی بالای ۴۵ سال بی‌اساس است و ادعای وجود ۲۴ میلیون فرد بی‌همسر بر اثر طلاق یا فوت همسر نیز با ساختار جمعیتی کشور سازگار نیست. علاوه بر این افراد مطلقه و همسر‌فوت‌شده اصولاً نباید در تعریف «تجرد قطعی» قرار گیرند. ایران با تغییرات جدی در ساختار خانواده روبه‌روست و بررسی افزایش سن ازدواج، کاهش ازدواج، طلاق و تجرد در سنین بالاتر اهمیت زیادی دارد. اما برای شناخت این تحولات بیش از هر چیز به آمار دقیق نیاز داریم. جمعیت‌شناسی حوزه‌ای است که حتی جابه‌جایی یک تعریف می‌تواند، میلیون‌ها نفر را به یک گروه اضافه یا از آن کم کند. در این مورد خاص نیز به نظر می‌رسد مسئله نه ظهور ناگهانی میلیون‌ها مجرد قطعی بلکه اتفاقی بسیار ساده‌تر باشد: چند عدد و چند مفهوم جمعیتی در مسیر تبدیل شدن به خبر، جای یکدیگر نشسته‌اند.

sazandegi

پست های مرتبط

میراث شوم و رستاخیز

۵۰ سالگی فیلم «شطرنج باد» ساخته محمدرضا اصلانی ۵۰ سال از ساخت…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

رد توافق غزه

نتانیاهو طرح ترامپ را پس زد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل طرح ۱۵…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

دیدار رئیس‌جمهور با رهبر انقلاب

“مسعود پزشکیان” همزمان با شروع سومین سال ریاست‌جمهوری با “آیت‌الله سیدمجتبی حسینی‌خامنه‌ای”…

۱۹ مرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید