رنگ‌زمینه

به قلم؛ خسرو دهناد؛ عضو هیأت علمی دانشگاه کلمبیای نیویورک

در مه ۲۰۲۴ (اردیبهشت ۱۴۰۳) فرصت سفر کوتاهی به کوبا دست داد. دیدن وضع اسفبار اقتصاد کوبا من را بر آن داشت که چند کلمه‌ای در این ‌باره برای هم‌میهنانم بنویسم. ایران و کوبا دو کشوری هستند که با شعارهای انقلابی، نظام جدیدی تأسیس کردند.
اقتصاد کوبا بیش از ۶ دهه تحریم به حال و روزی افتاده که زندگی بسیاری از مردم کوچه و بازار، تبدیل شده به تلاش برای زنده ماندن. به‌نظر می‌رسد اگر تحریم‌ها در مورد ایران هم ادامه یابد، بعید نیست از برخی جهات زندگی مردم ایران به حال و روز زندگی مردم کوبا دچار شود.
فرودگاه خوزه مارتی در هاوانا از بیرون شبیه فرودگاه‌های یک شهر متوسط آمریکا‌ست. تقریباً به‌اندازه فرودگاه امام خمینی. فرودگاه مدت‌ها‌ست مدرن نشده است. سالن استقبال از مسافران داخل ساختمان فرودگاه نبود و استقبال‌کنندگان در خارج ساختمان زیر سقف منتظر مسافر در هوای گرم و شرجی می‌ایستادند.
به‌نظر می‌رسد پس از انقلاب کوبا، رهبران اصلی انقلاب تحت‌تأثیر آموزش‌های مارکسیستی و سوسیالیستی تصمیم گرفتند، کاری کنند تا کارگران و کشاورزان دیگر توسط سرمایه‌داران استثمار نشوند و خون‌شان در شیشه نشود.
مایحتاج اصلی مردم به قیمت کم، شبیه کوپن به‌دست‌شان می‌رسد. فروشندگان کارمند دولت هستند. برایشان فرق نمی‌کند که فروش خوب باشد یا بد. به‌علاوه چون رقابت نیست، ویترین‌ها و نمایش‌های کالا بسیار بد، فروشندگان بی‌تفاوت و خدمات تقریباً هیچ. صف بنزین هم یکی دیگر از دیدنی‌های کوبا‌‌ست. هر راننده کارت بنزین دارد و صف‌های طولانی در جایگاه بنزین. در طول مسافرت به یک جایگاه بنزینی خلوت رسیدیم و راننده با شوق آنجا پیچید که بنزین بزند ولی مسئول جایگاه گفت برق نیست به‌خاطر همین جایگاه خلوت است.
خودروها هم مال عهد بوق، مثل لادای روسی و یا اشکودای چکسلواکی با مصرف بنزین بالا چون خیلی قدیمی هستند. البته تاکسی جدید چینی و ژاپنی هم در آنجا هست. این تاکسی‌ها مال دولت است و افراد برای مسافرکشی آن را از دولت اجاره می‌کند. وضع وسایل نقلیه عمومی هم خیلی درام است. در طول مسافرت در سایر ایالات می‌دیدیم که مردم با بچه در آفتاب منتظر اتوبوس و یا سایر وسایل نقلیه هستند. به‌نظر می‌رسید که وسایل نقلیه عمومی به‌طور کلی کم است. البته خودروهایی قدیمی آمریکایی دهه ۱۹۵۰ موجود در هاوانا برای توریست‌هاست.
با یکی از کارمندان هتل دوست شده بودم. او انگلیسی خوب حرف می‌زد. اسمش سرگئی بود به او گفتم که این اسم روسی است. گفت زمانی که اتحاد جماهیر شوروی سرپا بود و در کوبا خیلی حضور داشت اسم بسیاری از بچه‌ها روسی بود. او گفت، فقر شدید در کوبا نیست و هر کس مستقیم یا غیرمستقیم نان‌خور دولت است. برای همین افراد در مورد تغییرات اجتماعی خیلی محتاط هستند و معتقدند اگر این دولت برود چه کسی حقوق ما را خواهد داد و چه بر سر کوپن غذای ما می‌آید.
تورم در کوبا هست و با توجه به درآمد کم مردم، کمرشکن هم هست. نرخ بازار سیاه ارز هم سه‌ برابر نرخ رسمی است و بی‌شک تحریم یکی از عوامل این وضع است. منابع اصلی درآمد ارزی کوبا در حال‌حاضر تا حدی صادرات شکر و سیگار برگ و گردشگری است. شکر در زمانی به‌قدری ارزشمند بود که به آن می‌گفتند، طلای سفید و کوبا یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان شکر از نیشکر بود و مزارع بزرگ نیشکر داشت با چندین کارخانه تولید شکر. اما همین موضوع باعث رقابت شد و به‌علاوه چغندر قند هم رقیبی شد برای نیشکر. در نتیجه قیمت شکر خیلی پائین افتاد و حدود نیمی از کارخانجات تولید شکر کوبا تعطیل شدند. همین‌طور کشت نیشکر هم پائین افتاد. به‌دلیل عدم تعادل عرضه و تقاضا، قیمت کالاها بالاست. تورم حاصل این عدم تعادل است. در نتیجه ارزش پول نسبت به دلار کم می‌شود و این کم شدن ارزش پول تورم‌زا‌ست. وقتی تورم افسارگسیخته می‌شود مردم برای حفظ قدرت خریدشان به ارز، طلا و یا مستغلات روی می‌آ‌ورند. خرید و فروش مستغلات در کوبا از لحاظ قانونی کار ساده‌ای نیست یعنی به‌سرعت قابل تبدیل به پول نیست تا خریدار پیدا شود،یا پول کافی داشته باشد و یا بتواند قرض کند.
حقوق بازنشستگان و دستمزد کارگران چندان اضافه نشده است. به‌همین جهت تورم و سقوط پول ملی، نگرانی عمومی است. راهنما می‌گفت، اسکناس پزوی کوبایی معادل دستمال مستراح است!! تورم باعث شده، دستمزد کارگر در کوبا ارزان باشد. تحریم مانع سرمایه‌گذاری خارجی در کوباست.
سرگئی، کارمند هتل می‌گفت در عرض چند سال گذشته بیش از نیم میلیون جوان کوبایی مهاجرت کرده‌اند. بعضی به آمریکا و بعضی به سایر کشورهای آمریکای لاتین مانند مکزیک و یا نیکاراگوئه. او می‌گفت این جوان‌ها هستند که باید کار کنند و پول بازنشستگی من را در آینده بدهند. همانطور که من پول بازنشستگی افراد پیر را داده‌ام.
تحصیل در کوبا از سال اول دبستان تا سال آخر دانشگاه مجانی است. حالا با این خیل فارغ‌التحصیلان چه‌کار باید کرد، وقتی کارخانه و صنعت گردشگری در رکود است. شبیه این موضوع در ایران هم رخ داده است. این ‌همه دانشگاه‌ها و رشته‌های جورواجور با فارغ‌التحصیلانی که برایشان کار نیست. فارغ‌التحصیل یا باید شانس بیاورد و یا پارتی داشته باشد تا یک کار دولتی بی‌خودی پیدا کند.
در کوبا راننده تاکسی ما مهندس مکانیک بود و می‌گفت برای تخصص من کار نیست و اگر هم کار باشد، حقوق آن بخور و نمیر است و به‌مراتب از درآمد مسافرکشی کمتر است. این حالت وادادگی و عدم امید به آینده را در کوبا به‌وضوح می‌بینید. جوانان دست‌فروشی می‌کنند و یا در گوشه‌ای نشسته و محو گوشی موبایل‌شان هستند.
راهنمای ما می‌گفت، رهبران ما زندگی راحتی دارند و همه‌اش شعار می‌دهند که مردم با امپریالیسم مقابله کنید و در مقابل به مردم می‌گویند در سختی‌ها مقاومت کنید. یا مرگ یا سوسیالیسم!!
یکی دیگر از مشکلات کوبا، اشکالات قضایی است که حاصل تحریم است. بسیاری از ثروتمندان و مالکان کوبایی بعد از انقلاب با پول و یا بی‌پول به آمریکا فرار کردند. اغلب این افراد، اسناد مالکیت خانه‌ها، زمین‌ها، کارخانجات و… را با خود به آمریکا برده‌اند به امید روزی که به کوبا برگردند. بعد از بیش از ۶ دهه حضور در آمریکا با بچه‌ها و نوه‌هایشان حدود یک میلیون نفر هستند. چند سناتور و نماینده عضو کنگره آمریکا، کوبا‌یی‌تبار هم دارند. همان‌طور که می‌توان حدس زد، بسیاری از این افراد مخالف سرسخت حکومت کوبا هستند. فیدل کاسترو گفته است هرکس به کوبا برنگردد، خانه‌اش متعلق به ساکنین فعلی آن است. ساکنین فعلی حتی پولی نداشتند که اگر چیزی خراب شد آن را مرمت کنند. آن ساختمان‌های شیک و زیبا الان کلنگی و مخروبه شده‌اند و نمونه آنها در هاوانا بسیار است. زمان انقلاب، جمعیت کوبا حدود ۵/۶ میلیون نفر بود و در حال حاضر ۱۰‌ میلیون نفر است. اگر تحریم برداشته شود، صاحبان اصلی، املاک خود را مطالبه خواهند کرد و یا از دولت کوبا غرامت خواهند گرفت.
شبیه این موضوع برای ایران در مورد توافق الجزیره و گروگان‌های آمریکایی پیش آمد که بسیاری از دارایی‌های مسدود شده ایران به افراد مختلف پرداخت شد که ادعا می‌کردند از انقلاب ایران متضرر شده‌اند. بعید نیست با رفع تحریم‌های ایران، کشورمان چنین سرانجامی داشته باشد، به‌فرض‌ کسانی‌ که اموال‌شان بعد از انقلاب مصادره شده، خود و یا بازماندگانشان تقاضای غرامت کنند.
سرگئی می‌گفت در دوره اوباما، روابط قدری بهتر شد و چند کشتی مسافری گردشگر آوردند به کوبا، البته‌ هاوانا اسکله مناسبی برای پیاده کردن و سوار کردن گردشگران نداشت. رهبران انقلاب نوعاً به‌طرز دموکراتیک انتخاب می‌شوند. بدین‌ معنی که مردم کسی را به رهبری قبول کرده‌اند، البته نه از طریق صندوق رأی بلکه به‌طور خودجوش. این رهبران معمولاً‌ کاریزماتیک هستند مانند آیت‌الله خمینی و یا فیدل کاسترو. افراد از جان و مال خود برای این رهبران مایه می‌گذارند.
در آغاز انقلاب کوبا در میان شوق انقلاب مردم، کارگران و کشاورزان اسلحه به‌دست گرفتند تا از کشور و انقلاب‌شان دفاع کنند و رشادت‌های فراوانی کردند. در موزه‌ای که بیانگر این دفاع مردمی است، عکس جوانی هست که در دفاع از انقلاب و جنگ با مهاجمین کشته شده و هنگام مرگ روی دیوار با خون خود نوشته بود، فیدل (Fidel). این نشان می‌دهد که مردم چقدر رهبرشان فیدل کاسترو را دوست داشته‌اند و حاضر بوده‌اند برایش جان بدهند. لکن بعد از انقلاب وقتی رژیم جدید مستقر می‌شود، آن ‌وقت دستگاه اطلاعاتی، اداری و دیوان‌سالاری خودش را راه می‌اندازد. پس از رهبران اولیه انقلاب که مردم آنها را با علاقه و اراده به رهبری انتخاب کرده‌اند‌، رهبران بعدی از بین دیوان‌سالارها انتخاب می‌شوند و معمولاً مردم در این انتخاب، سهم مستقیمی ندارند. طبعاً این رهبران از محبوبیت کمتری برخوردارند و این را به وضوح در حزب کمونیست شوروی دیدیم. همین‌طور که نسل عوض می‌شود، جوانان خواسته‌های نو و متفاوت از نسل گذشته دارند.
به‌وقت بازگشت راننده تاکسی فرودگاه که او هم مهندس بود گفت، می‌دانم که ما در تحریم هستیم اما این بهانه‌ای شده که دولت همه ‌چیز را به‌گردن تحریم بیندازد: کمبود برق، نبودن دارو، ندانم‌کاری‌های اقتصادی و نتایج تصمیم‌های غلط. فشار اصلی تحریم‌ها بر دوش فقرا و طبقه متوسط است. همان‌طور که تحریم‌ها، زیربنای کوبا را از بین برد همین بلا هم ممکن است بر سر ایران بیاید.

sazandegi

«پست قبلی

پست های مرتبط

ترس عربی

مدارس ریاض غیر حضوری شد سخنگوی نیروهای مسلح یمن از شهادت و…

۵ مهر ۱۴۰۵

قمار آمریکایی

“ترامپ” توافق را رد کرد گروه بین‌الملل: در ظاهر، تهران و واشنگتن…

۵ مهر ۱۴۰۵

شکار دوم

ایران “ریموس۶۰۰” را شکار کرد گروه بین‌الملل: تنگه هرمز که در ماه‌های…

۵ مهر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید