احمد میدری، علی ربیعی و محمدرضا زائری از احمد توکلی گفتند
گروه سیاسی: یک سال پس از درگذشت احمد توکلی، دوستان، همکاران و اعضای خانوادهاش بار دیگر دور هم جمع شدند تا از کارنامه و منش سیاستمداری بگویند که برای بسیاری با سه واژه عدالت، شفافیت و سادهزیستی شناخته میشد. عصر جمعه دوم مرداد، مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین تهران، میزبان چهرههای سیاسی، فرهنگی و نزدیکان عضو فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام بود؛ مراسمی که در آن از وزیر کار دولت چهاردهم تا همکاران، خانواده و دوستان قدیمی توکلی هر کدام از زاویهای بخشی از شخصیت او را روایت کردند؛ روایتی که از نقد سهمخواهیهای سیاسی آغاز شد و به خاطراتی از زندگی روزمره، نامههای خانوادگی و حتی نگرانی او برای معیشت یک پیک موتوری رسید.
شفافیت در برابر سهمخواهی
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی که پیشنهاد برگزاری این نشست را مطرح کرده بود، در بخشی از این مراسم گفت، احمد توکلی تجربیات گرانبهایی داشت که بخش زیادی از آنها ناگفته ماند و همین باعث میشود پس از رفتن مدیران، تحلیل عملکرد و بهرهگیری از تجربههایشان دشوار شود. او با بیان اینکه باید بتوان «بر دوش بزرگان ایستاد و افقهای دورتری را دید» بر ضرورت ثبت تجربههای مدیران و مسئولان تأکید کرد؛ تجربههایی که به گفته او در ایران کمتر ثبت و روایت میشوند. وزیر تعاون افزود، روایت زندگی ساده مسئولانی مانند توکلی، محاسبات رسانههای بیگانه را برهم میزند و نشان میدهد، ریشههای عمیقی میان مردم و مسئولان وجود دارد؛ ریشههایی که رسانههای بیگانه و حتی برخی رسانههای داخلی «که بر شاخه نشسته و بن میبرند» سعی در انکار آن دارند.
وزیر کار در بخش دیگری از سخنانش به یکی از آخرین گفتوگوهایش با احمد توکلی اشاره کرد؛ گفتوگویی که به گفته او، حول اختلافات سیاسی و پیامدهای آن برای کشور شکل گرفته بود. او روایت کرد که توکلی ریشه بسیاری از مشکلات را در همین کشمکشهای جناحی میدانست و با استناد به آیه «وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ» تأکید میکرد نزاعهای درونی، توان و شوکت کشور را از بین میبرد. به گفته میدری، توکلی برای توضیح این نگاه از دوران وزارت کار مثال میآورد و میگفت، نگاههای جناحی و تغییرات اتوبوسی مدیران، هم ثبات مدیریتی را برهم میزند و هم منابع کشور را بهجای توزیع عادلانه، قربانی سهمخواهیهای سیاسی میکند. وزیر تعاون با اشاره به شعار «وفاق ملی» دولت، تأکید کرد که خوشبختانه امروز دولت جدید با شعاری متفاوت روی کار آمده تا این اختلافات را کنار بگذارد.
میدری در ادامه با اشاره به پیشنهادهایی برای برگزاری جشنوارهای با محور «عدالت» به نام احمد توکلی، گفت میراث سالهای پایانی زندگی او بیش از هر چیز با «شفافیت» گره خورده است. به اعتقاد او بهجای پرداختن به مفهومی کلی مانند عدالت که سنجش آن دشوار است باید بر همان مسیری تمرکز کرد که توکلی سالهای آخر عمرش را صرف آن کرد. وزیر تعاون بر همین اساس پیشنهاد داد، ارزیابی شفافیت دستگاههای دولتی به نهادی مستقل از دولت سپرده شود و با همکاری خانواده و دوستان احمد توکلی، «جایزه شفافیت توکلی» پایهگذاری شود تا ارزیابی عملکرد دستگاهها از دل یک ساختار مستقل و غیردولتی انجام گیرد.
تفاوت عدالتخواهی توکلی با مدعیان امروز
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور نیز اگرچه در مراسم حضور نداشت اما با ارسال پیامی ویدئویی، وجه دیگری از شخصیت توکلی را به تصویر کشید. او گفت عدالتخواهی احمد توکلی هیچ شباهتی به برخی جریانهایی که امروز با همین عنوان فعالیت میکنند، نداشت. به روایت ربیعی، توکلی اگر با سیاستهای یک دولت یا رئیسجمهور اختلاف پیدا میکرد بهجای تخریب و جنجال، مسئولیت را کنار میگذاشت و میرفت. او همچنین با انتقاد از برخی مدعیان عدالتخواهی امروز که به گفته وی بیش از هر چیز در پی انتصاب افراد مورد نظر خود یا فشار برای استیضاحهای غیرضروری هستند، تأکید کرد عدالتخواهی توکلی از جنس قدرتطلبی نبود بلکه ریشه در دغدغهای واقعی برای اصلاح امور داشت.
اما تأثیرگذارترین بخش مراسم، روایتهای اعضای خانواده بود؛ خاطراتی که چهرهای کمتر دیده شده از احمد توکلی را پیش چشم حاضران گذاشت. مهدی توکلی، فرزند او، تعریف کرد روزی در دفتر سایت الف به دلیل تأخیر یک پیک موتوری با شرکت تماس گرفته بود تا شکایت کند. همان لحظه پدرش از اتاق بیرون آمد، با قاطعیت گفت: «قطعش کن» و رفت. وقتی دقایقی بعد علت این واکنش را پرسید، دید پدرش اشک میریزد. توکلی فقط یک جمله گفت: «داشتی نان این موتورسوار را قطع میکردی».
او خاطره دیگری هم از پدرش نقل کرد؛ روزی که خودروی خطی در میدان انقلاب از حرکت ایستاد و همه مسافران پیاده شدند اما احمد توکلی کنار راننده ماند، همراه او ماشین را هل داد و وقتی هم خودرو روشن نشد پیش از سوار شدن به ماشین دیگری از راننده عذرخواهی کرد. به گفته فرزندش، این رفتارها از روحیهای میآمد که همواره خود را جای مردم میگذاشت و حتی در سادهترین موقعیتهای روزمره، نمیخواست بار دیگری بر دوش کسی بگذارد.
احمد امیرآبادیفراهانی هم بر همین ویژگی دست گذاشت. نماینده مردم قم در مجالس نهم و دهم گفت که توکلی هنگام تأسیس «دیدهبان شفافیت و عدالت» از همه طیفهای سیاسی دعوت به همکاری کرده بود و این نهاد هر جا احساس میکرد، حقی در جریان خصوصیسازیها تضییع شده بدون ملاحظه پای دفاع از آن میایستاد. امیرآبادی سپس چند خاطره از حساسیت توکلی نسبت به حقوق مردم و رعایت قانون روایت کرد؛ از مخالفتش با ورود خودروی مجلس به خط ویژه و اصرارش بر حرکت در مسیر عادی تا تماس تلفنی یک هفته پیش از رفتن به کما که در آن از او خواسته بود، مراقب یکی از کارکنان افغان دیدهبان شفافیت و عدالت باشد.
معصومه توکلی، دختر مرحوم، تصویری خانوادگیتر از پدرش ارائه کرد. او گفت احمد توکلی نسبت به اسراف در مصرف انرژی، حساسیت ویژهای داشت و آن را تضییع حق دیگران میدانست و در رعایت آن سختگیر بود. از سوی دیگر دلبستگی عجیبی به شعر و نامه نوشتن داشت و نامههایی که از دوران اقامت در لندن برای خانواده میفرستاد را با شعر، روایت و حتی آزمایشهای علمی همراه میکرد تا خواندنشان به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل شود. او همچنین از خانهای گفت که اعضای خانواده به شوخی آن را «مهمانپذیر توکلی» مینامیدند؛ خانهای که در آن همیشه به روی مهمانان، نیازمندان و افراد بیپناه باز بود.
وجیهه حسینی، همسر احمد توکلی نیز با مرور ۵۵ سال زندگی مشترک، گفت که از همان ابتدای ازدواج، سختیهای راه را پذیرفته بود و او بارها تأکید میکرد که به دلیل فعالیتهای انقلابی، ممکن است هر لحظه بازنگردد. او همچنین از دوران سربازی و مبارزات انقلابی گفت تا دوره چهار ساله زندان او و ملاقاتهایی که با فرزند خردسالشان در سرمای هوا و شرایط دشوار انجام میشد.
حجتالاسلام محمدرضا زائری نیز با تأکید بر اینکه «مهم این است که تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون به آرمانها و راهمان وفادار باشیم»، گفت اگر قرار باشد، مهمترین ویژگی احمد توکلی را، در کنار پاکدستی و سادهزیستیاش، نام ببرد، آن ویژگی این است که «تا آخرین لحظه و روزها وفادار ماند، خدمت کرد و از پای ننشست». توصیفی که با فضای کلی مراسم نیز همخوان بود؛ مراسمی که بیش از مرور مسئولیتهای سیاسی احمد توکلی، تلاش داشت تصویری از شیوه زیست او ارائه دهد؛ از دانشجویی که به دلیل فعالیت علیه حکومت پهلوی از دانشگاه اخراج و بارها زندانی شد، بعدها اقتصاد خواند، وزیر کار، نماینده مجلس، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، مؤسس «الف» و «دیدهبان شفافیت و عدالت» شد و سرانجام، بیش از هر چیز با اصرار بر شفافیت، مبارزه با فساد و زندگی ساده در حافظه نزدیکانش ماندگار شد.

