دلیل تکرار زیاد انهدام برنامه هستهای ایران از سوی رئیسجمهور آمریکا
بهقلم؛ عمادالدین باقی؛ جامعهشناس و پژوهشگر حقوق بشر

مباحث سیاسی و نظامی جنگ مورد توجه و مطالعه نگارنده بودهاند اما اولویت من در موضعگیری نیستند، در عین حال چون در جمعی از دانشآموزان نخبه سمپاد در نشست و گفتوگویی مجازی در تاریخ ۶ تیر ۱۴۰۵ پرسشی در مورد اینکه آیا جنگ به سود ایران بود یا به زیان آن؟ پاسخی دادم که بخشی از آن را مستقلاً در این یادداشت میآورم:
جنگ تجاوزکارانه
هنگامی که تعبیر جنگ تجاوزکارانه را بهکار میبریم، برخی آن را در چارچوب گفتمان تبلیغی یا سیاسی و ادبیات حکومتی تلقی میکنند، درحالی که چنین نیت و کاربست عنوان جنگ تجاوزکارانه درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دقیقاً یک تعبیر حقوقی و مستند به اسناد بینالمللی است. شما چه موافق و چه مخالف حکومت ایران باشید، حمله آمریکا و اسرائیل مصداق تجاوز است و این را دبیرکل سازمان ملل و برخی دولتها هم اعلام کردهاند. البته برخی از دولتهای غربی هم با تعبیر «جنگ غیرضروری» از آن یاد کردهاند تا از لحاظ حقوقی بهنفع ایران سخنی نگفته باشند اما با این کار واقعیت عوض نمیشود. استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در کشورهای منطقه هم ولو در چارچوب پیمانی که با آن کشور دارند هم مصداق تجاوز است. به جملات قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی که خود همین کشورها امضا کردهاند، دقت کنید که بهصراحت میگوید در اختیار گذاشتن سرزمین توسط یک دولت در جهت استفاده دولت ثالث برای انجام تجاوز علیه کشور دیگر، تجاوز محسوب میشود. قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل درباره تعریف تجاوز در ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ با اجماع به تصویب رسید. درباره جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، دو مسئله مهم وجود دارد؛ ۱- آغازگر جنگ کیست؟ که این موضوع پیامدهای حقوقی گسترده دارد و متجاوز را ملزم به پرداخت خسارت میکند. ۲- کشورهای خلیجفارس و حملات ایران به پایگاههای آمریکایی از نظر قانونی موجه است یا ناموجه؟
قطعنامه مذکور، پاسخ هر دو سوال را به روشنی داده است. در ماده ۱ میگوید: تجاوز عبارت است از کاربرد نیروی مسلح توسط یک دولت علیه حاکمیت، تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی دولت دیگر یا به هر شیوه دیگری که با منشور سازمان ملل متحد ناسازگار باشد، آنگونه که در این تعریف آمده است. (منظور از ناسازگار با منشور ملل متحد این است که در منشور تنها در صورتی که شورای امنیت سازمان ملل آن هم پس از طی فرآیندی مشخص و تعریف شده، مجوز حمله به کشوری را بدهد از این ماده مستثنا خواهد بود). در ماده ۳ نیز میگوید: هر یک از اعمال زیر، بدون توجه به اعلام جنگ، مشروط و طبق مقررات ماده ۲ دارای کیفیت عمل تجاوز خواهد بود:
(الف) تهاجم یا حمله نیروهای مسلح یک دولت به سرزمین دولت دیگر، یا هرگونه اشغال نظامی، هرچند موقت، ناشی از چنین تهاجم یا حملهای یا هرگونه ضمیمهسازی با استفاده از زور از سرزمین دولت دیگر یا بخشی از آن؛
(ب) بمباران توسط نیروهای مسلح یک دولت علیه سرزمین دولت دیگر یا کاربرد هر نوع سلاحی توسط یک دولت علیه سرزمین دولت دیگر؛
(ج) محاصره بنادر یا سواحل یک دولت توسط نیروهای مسلح دولت دیگر؛
(د) حمله نیروهای مسلح یک دولت به نیروهای زمینی، دریایی یا هوایی، یا ناوگان دریایی و هوایی دولت دیگر؛
(ه) کاربرد نیروهای مسلح یک دولت که با توافق دولت پذیرنده در سرزمین دولت دیگر حضور دارند، خلاف شرایط پیشبینی شده در توافق یا هرگونه تمدید حضور آنها در چنین سرزمینی پس از پایان توافق؛
(و) اقدام یک دولت در اجازه دادن به سرزمین خود که آن را در اختیار دولت دیگری قرار داده است تا توسط آن دولت دیگر برای ارتکاب عمل تجاوز علیه دولت سوم مورد استفاده قرار گیرد؛
(ز) فرستادن توسط یا از طرف یک دولت، گروههای مسلح، نامنظم یا مزدوران که اعمال نیروی مسلح علیه دولت دیگر انجام دهند به حدی که معادل اعمال فهرست شده بالا باشد، یا دخالت قابل توجه آن دولت در چنین اعمالی؛
بنابراین در ماده ۳ (مصادیق): اقداماتی نظیر تهاجم، بمباران، محاصره دریایی، حمله به نیروهای نظامی دولت دیگر، نقض توافقنامه استقرار نیرو، در اختیار گذاشتن خاک برای حمله به کشور ثالث و اعزام مزدوران را مصداق تجاوز میداند.
بند (و) ناظر بر استفاده آمریکا از پایگاه کشورهای دیگر است که طبق این مصوبه، مصداق تجاوز بوده و آنها را به هدف مشروع تبدیل میکند و (ز) هم طبق اظهارات مکرر ترامپ مبنی بر تحویل سلاح به گروههای مسلح مخالف برای جنگ با ایران، مصداق پیدا میکند.
به همین دلیل است که ترامپ دائماً از خطر سلاح هستهای ایران حرف میزند تا از این جرم و جنایت جنگی فرار کند و دولتهای اروپایی (بهجز اسپانیا و ایرلند که آن را تجاوزکارانه خواندند) با علم به اینکه چنین جنگی خلاف قواعد بینالمللی بوده و مجرمانه است و آمریکا باید غرامت بدهد، آن را محکوم نکرده و صرفاً بهعنوان جنگی غیرضروری از آن یاد کردهاند. البته اگر آنها در هدف خود از جنگ موفق شده بودند، دیگر کسی به خاطر این جرم، گریبان آنها را نمیگرفت.
دلیل تکرار ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد
چون بیشتر پستهای منتشر شده و مصاحبهها و سخنرانیهای ترامپ را در طول جنگ ذخیره کرده بودم، میخواستم آمار بگیرم و با عدد بگویم چند بار این جمله را گفته است که ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد اما نیازی ندیدم زیرا در اکثر موضعگیریهای منتشر شدهاش جمله «ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد» یا «مانع شدیم که سلاح هستهای داشته باشد» و نظایر آن وجود داشت.
چند روز پس از این سخنرانی، دیدم خانم مارجری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره و متحد سابق ترامپ نوشته است: ایران کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکردند را بمباران کرد بنابراین رئیسجمهور آمریکا، ایران را بمباران و قیمت نفت دوباره شروع به افزایش میکند و بازار سهام سقوط میکند و فرصتهای خرید دوباره فراهم میشوند. سپس دوباره میگوید که ایران را بمباران کرده است زیرا «ایران نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد». تا امروز حداقل ۶۰ بار است این را در مطبوعات تکرار میکند. من نمیدانستم که برنامه هستهای ایران در تنگه هرمز است و نفت را کنترل میکند!
دلیل این تکیهکلام ترامپ چیست؟ بدون شک این همه تکرار و تأکید، دلیل خاصی دارد چون دو، سه بار گفتن میتوانست کفایت کند ولی اینکه آنقدر این جمله را در مصاحبهها و سخنرانیها تکرار میکند که دیگر به یک تکیهکلام تکراری تبدیل شده حتماً دلیل خاصی دارد. ممکن است برخی فکر کنند، او میخواست با این کار اهمیت موضوع سلاح هستهای یا نگرانی از آن را نشان دهد و اینکه او بهخاطر امنیت و صلح جهانی حاضر شده چنین جنگی را بهعهده بگیرد این حرف را میزند اما دلیل واقعیتر این است که آنها از اینکه یک کشور خاورمیانهای، سلاح اتمی داشته باشد و موجودیت اسرائیل تهدید شود، نگرانند. کندی، نامزد انتخاباتی در رقابت دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ در سخنرانی انتخاباتیاش خیلی صریح گفت: اسرائیل ارتش نیابتی و ناوگان نظامی غرب در منطقه است و اگر اسرائیل نبود، غرب نمیتوانست بر منابع نفتی خاورمیانه مسلط باشد.
اما دلیل دیگر حرف تکراری ترامپ (درباره ادعای جعلی ممانعت از سلاح هستهای ایران) که دلیل اصلی بود و با تحقق این دلیل قاعدتاً دلیل قبلی (امنیت اسرائیل) هم تأمین میشد این بود که آنها با جنگ دنبال ساقط کردن نظام ایران و تسخیر ایران بودند و آنقدر از دستیابی این هدف اطمینان داشتند که در روزهای نخست جنگ، آشکارا آن را بیان کردند اما وقتی ناکام ماندند برای کمرنگ کردن شکست گفتند ما دنبال تغییر رژیم نبودیم و روی فراموشی دیگران حساب کردند. خود ترامپ هم بارها گفت، دنبال تکرار مدل ونزوئلا در ایران و تصاحب نفت آن بودهاند. اساساً موفقیت آنها در ونزوئلا فریبشان داده بود.
بنابراین دلیل اینکه ترامپ دائماً میگوید، ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد یا توافق کردیم نداشته باشد، این است که حقیقتاً هدف اصلی از جنگ تحمیلی، برنامه هستهای نبود زیرا هیچ دلیلی وجود نداشت که ایران دنبال سلاح اتمی است. بهجز فتوای رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر حرام بودن ساخت سلاح هستهای، ایران عضو انپیتی بود و آژانس هم تأیید میکرد که ایران به دنبال سلاح هستهای نیست یا تا رسیدن به آن خیلی فاصله دارد. غنیسازی ۶۰ درصد هم واکنشی به خیانت آژانس و قطعنامه غربیها با هدف اعمال فشار سیاسی بود اما چون هدف از جنگ آمریکا و اسرائیل ساقط کردن حکومت و تسخیر ایران بود و شکست خورد از اینرو پیوسته ترامپ آدرس غلط میدهد تا ادعایی را جا بیندازند که شکست در هدف اصلی را پنهان کند.
البته از صداها و نظراتی که پس از حمله آمریکا و اسرائیل آن هم در میانه مذاکرات و با اعلام هدف سرنگونی حکومت، شنیده میشود بهنظر میرسد، گرایش به ساخت سلاح هستهای در لایههای مختلف اجتماعی، سیاسی و نظامی در ایران تشدید شده است. این درحالی است که انتظار میرفت، دنیا بهسوی خلعسلاح هستهای برود که آرزوی صلحطلبان جهان بود اما متأسفانه اکنون با جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل دنیا به سوی رقابت هستهای حرکت میکند.

