۱۲ میلیون جوانی که نه شاغلاند و نه محصل، چه کاری میکنند؟

طبق برآورد مرکز آمار ایران در پاییز ۱۴۰۴ حدود ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر به کار اشتغال داشتهاند که ۵/۳۷ درصد از جمعیت در سن کار ۱۵ ساله و بیشتر را تشکیل میدهند. به عبارت دیگر ۵/۶۲ درصد از جمعیت در سن کار یا اصلاً وارد بازار کار نشدهاند یا اگر شدهاند، موفق به یافتن شغل نشدهاند. بخشی از جمعیت شاغل، درآمدی که تأمینکننده حداقل معاش باشد را کسب نمیکنند و به همین دلیل نسبتهای فقر در ایران سطوح بالایی را تجربه میکنند. از همین تعداد، افراد شاغل نیز حدود دو میلیون نفر دارای اشتغال ناقص بودهاند، یعنی با وجود توان و تمایل به کار تماموقت یعنی ۴۴ ساعت در هفته، موفق به یافتن چنین شغلی نشده و کمتر از آن مشغول به کار بودهاند.
اگر جمعیت ۱۸ تا ۳۵ساله را حدود ۲۳ میلیون نفر تخمین بزنیم تقریباً مطابق با تازهترین گزارش سیمای جمعیتی ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۴ میلیون نفر از این افراد به کلی خارج از بازار کار بوده و از ۹ میلیون نفر حاضر در بازار کار نیز حدود ۵/۱ میلیون نفر بیکار محسوب میشوند. به این ترتیب وضع نسبت اشتغال در این گروه سنی بهمراتب بدتر از کل است. یعنی حدود ۳۳ درصد در مقایسه با حدود ۳۸ درصد. وضع نرخ بیکاری نیز در این گروه سنی ۹/۱۵ درصد بهمراتب وخیمتر از کل کشور است که ۸/۷ درصد برآورد میشود. اگر همین آمار را به تفکیک وضع جنسی نگاه کنیم، متوجه شرایط بدتر زنان در مقایسه با مردان نیز میشویم بهنحوی که نرخ بیکاری برای زنان ۱۸ تا ۳۵ ساله کشور به ۹/۲۷ درصد میرسد. این درحالی است که اصولاً نرخ مشارکت زنان در ایران پایین است و بخش قابلتوجهی از زنان اصلاً وارد بازار کار نمیشوند. حدود ۱۲ میلیون جوان نه شاغلاند و نه محصل و این موضوع واقعاً نگرانکننده است.
یکی دیگر از شاخصهای اقتصادی هشداردهنده نسبت هزینههای خوراک و مسکن به کل هزینههای خانوار است که ارتباط نزدیکی با هرم مازلو دارد. این شاخص رفاهی، نشان میدهد که خانوارها چه سهمی از درآمدشان را به نیازهای اولیه اختصاص میدهند و طبیعتاً هرچه این نسبت بالاتر باشد، نشاندهنده رفاه پایینتر خانوار است. متأسفانه این نسبت در ایران و در مقایسه با سایر کشورهای جهان بهطور قابلتوجهی بالاست. مخارج مسکن به تنهایی حدود نیمی از درآمد خانوارهای ایرانی را میبلعد و حدود ۲۰ درصد دیگر از منابع خانوار نیز صرف هزینه خوراک میشود. روشن است جوانانی که میدانند در صورت تشکیل خانواده و زیر فشار تأمین هزینه مسکن و خوراک باید از نیازهای دیگر چشمپوشی کنند؛ در این وضع، حتی نمیدانند چه رویکردی در برابر ازدواج و فرزندآوری داشته باشند.

