رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : به‌کام عراق

به‌کام عراق

اختلال در تنگه هرمز چه فرصتی را برای همسایگان ایران فراهم کرده است؟

بصره هنوز نفت دارد اما راه همیشگی‌اش دیگر امن نیست. نفتکش‌ها برای خروج از خلیج فارس باید از تنگه‌ای عبور کنند که جنگ آن را به پرریسک‌ترین نقطه تجارت انرژی جهان تبدیل کرده است. مسئله اصلی پیدا کردن راهی است که نفت را به بازار برساند حتی اگر هرمز بسته یا ناامن باشد. همین نیاز، مسیرهایی که سال‌ها حاشیه‌ای و پرهزینه به‌نظر می‌رسیدند را دوباره مهم کرده است. جیحان در ترکیه، بانیاس در سوریه و حتی عقبه در اردن. جنگ، جغرافیای تجارت را دوباره ارزش‌گذاری کرده است. مسیری که دیروز گران و ناکارآمد بود، امروز ممکن است به‌دلیل امنیت بیشتر ارزشمند شود. عراق یکی از نخستین کشورهایی است که این تغییر را تجربه می‌کند. صادرات نفت این کشور در ماه آگوست افزایش یافته و بغداد همزمان تلاش می‌کند، وابستگی خود به مسیر خلیج فارس را کاهش دهد. در آن سوی ماجرا، ایران با کاهش شدید صادرات نفت روبه‌روست. این همان پارادوکس جنگ است. به این معنی که اختلال در یک مسیر لزوماً تجارت را نابود نمی‌کند، تجارت راه دیگری پیدا می‌کند. اما در این جابه‌جایی، بعضی کشورها بازار از دست می‌دهند و بعضی دیگر بندر، خط لوله و مسیر ترانزیتی تازه‌ای به دست می‌آورند. پرسش اصلی این است که آیا بحران هرمز فقط یک شوک موقت است یا آغاز بازطراحی نقشه تجارت انرژی خاورمیانه؟

مزیت بزرگ برای همسایگان
جنگ می‌تواند یک مسیر تجارت را ببندد اما همیشه موفق نیست و گاهی آن را جابه‌جا می‌کند. وقتی یک تنگه، بندر یا کریدور تجاری ناامن می‌شود، کالاها الزاماً از بازار حذف نمی‌شوند. بازرگانان، شرکت‌های کشتیرانی و دولت‌ها به‌دنبال مسیرهای دیگری می‌گردند و همین جابه‌جایی می‌تواند در مدت کوتاهی بازندگان و برندگان تازه‌ای بسازد. بحران تنگه هرمز نمونه روشنی از همین فرآیند است. ایران درحالی بخشی از درآمد نفتی و ظرفیت تجارت خارجی خود را از دست داده که در آن سوی مرز، عراق، اردن، ترکیه و حتی سوریه در تلاشند از تغییر نقشه تجارت منطقه سهم بگیرند. تازه‌ترین نمونه عراق است. صادرات نفت این کشور در ماه آگوست به حدود ۲.۳۴ میلیون بشکه در روز رسید. درحالی که در ماه ژوئیه حدود ۱.۳۵ میلیون بشکه در روز بود. این جهش به‌معنای بازگشت کامل عراق به شرایط پیش از جنگ نیست چون صادرات این کشور پیش از بحران بیش از ۳.۳ میلیون بشکه در روز بود. اما افزایش نزدیک به یک میلیون بشکه‌ای صادرات در یک ماه نشان می‌دهد، بغداد توانسته بخشی از شوک اولیه ناشی از اختلال هرمز را مدیریت کند. ایران نیز اجازه عبور برخی نفتکش‌های عراقی را داده و همین موضوع برای عراق مزیتی ایجاد کرده که بسیاری از دیگر تولیدکنندگان خلیج فارس از آن برخوردار نیستند. این افزایش البته رایگان به دست نیامده است. شرکت بازاریابی نفت عراق، «سومو» برای جذب خریداران تخفیف‌های سنگینی ارائه کرده که در مواردی به ۲۵ تا ۳۰ دلار در هر بشکه رسیده است. همین تخفیف‌ها دوباره خریداران چینی و هندی را به نفت عراق جذب کرده‌اند. پتروچاینا، ریلاینس هند و دیگر پالایشگران آسیایی خرید نفت عراق را افزایش داده‌اند. بنابراین عراق در مقطع فعلی نه یک برنده مطلق بلکه کشوری است که با کاهش قیمت فروش و استفاده از امتیازهای جغرافیایی توانسته، بخشی از بازار خود را حفظ کند. اما اهمیت تجربه عراق فراتر از افزایش صادرات یک ماه است. جنگ ایران یک ضعف قدیمی اقتصاد عراق را دوباره آشکار کرده است: کشوری که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان است، بخش عمده صادراتش را به یک مسیر جغرافیایی وابسته کرده بود. بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ تمام صادرات دریایی نفت عراق از پایانه‌های جنوبی خلیج فارس انجام می‌شد. حدود ۷۲ درصد نفت صادراتی این کشور نیز راهی آسیا بود و چین و هند به تنهایی ۶۲ درصد صادرات نفت عراق را جذب می‌کردند. یعنی هم مبدأ صادرات و هم مقصد آن، عراق را به عبور امن از هرمز وابسته کرده بود. تا زمانی که هرمز باز و امن بود این وابستگی هزینه چندانی نداشت. صادرات از بصره کوتاه‌ترین و اقتصادی‌ترین مسیر برای انتقال نفت عظیم میادین جنوب عراق به بازار آسیا بود. اما جنگ نشان داد، کارایی جغرافیایی با تاب‌آوری جغرافیایی یکسان نیست. مسیری که در روزهای عادی ارزان‌ترین گزینه است، ممکن است در زمان بحران به بزرگ‌ترین نقطه آسیب‌پذیری تبدیل شود. همین مسئله باعث شده، بغداد با سرعت بیشتری به دنبال راهی برای فرار باشد. یکی از این راه‌ها ترکیه است. عراق و ترکیه در ابتدای آگوست یک توافق یک ‌ساله برای ادامه استفاده از خط لوله عراق-ترکیه امضا کردند. این توافق امکان انتقال تا ۷۵۰هزار بشکه نفت در روز را فراهم می‌کند هرچند جریان واقعی فعلی بسیار کمتر است و در هفته‌های اخیر حدود ۱۳۰ تا ۱۷۰ هزار بشکه در روز گزارش شده است. بغداد امیدوار است در آینده صادرات از این مسیر را به یک میلیون بشکه در روز برساند. مقصد نهایی، بندر جیحان در ساحل مدیترانه است؛ یعنی نفت عراق بدون عبور از هرمز مستقیماً به بازار مدیترانه، دسترسی پیدا می‌کند. راه دیگر، سوریه است. عراق از زمان شدت گرفتن بحران، انتقال نفت و فرآورده از مسیر زمینی سوریه به بندر بانیاس را آغاز کرده است. برنامه بغداد شامل صادرات حدود ۵۰ هزار بشکه نفت خام در روز از این مسیر و افزایش حمل فرآورده‌هایی مانند نفتا و نفت کوره است. سوریه نیز ظرفیت بندر بانیاس را برای پذیرش صدها کامیون نفتکش در روز افزایش داده و صحبت از احیای خط لوله قدیمی با ظرفیت احتمالی ۳۰۰ هزار بشکه در روز مطرح است. این مسیر در مقایسه با صادرات دریایی از بصره گران و پیچیده است اما در اقتصاد جنگی، ارزش یک مسیر فقط با قابلیت استفاده در زمان بحران سنجیده می‌شود که خودش یک دارایی اقتصادی است. اردن نیز از همین تغییر جغرافیای تجارت سود برده است. حتی اگر منفعت اصلی آن فعلاً از تجارت کالایی دیگر باشد نه صادرات نفت عراق. حجم کالاهای ترانزیتی از بندر عقبه در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از ۱۵۵ درصد افزایش یافته است. بخشی از کالاهایی که پیش از این از بنادر جنوبی عراق وارد می‌شدند اکنون در عقبه تخلیه و حدود ۷۶۰کیلومتر با کامیون به عراق منتقل می‌شوند. نتیجه آن است، بحرانی که فعالیت بنادر خلیج فارس را محدود کرده برای شرکت‌های بندری و حمل‌ونقل اردن، کسب‌وکار تازه ساخته است. بغداد حتی به این راه‌حل‌های موقت اکتفا نکرده است. دولت عراق به دنبال ایجاد شبکه‌ای است که میادین جنوبی بصره را از طریق خط لوله به شمال و غرب کشور متصل کند و امکان صادرات از ترکیه، سوریه و در مرحله‌ای دیگر از عقبه در اردن را فراهم آورد. وزیر نفت عراق در آگوست اعلام کرد، طرح خط لوله جدید بصره به فیش‌خابور و شاخه‌ای از حدیثه به بانیاس در دست بررسی است و مرحله دیگر نیز مسیر اردن را دربر می‌گیرد. هدف روشن است: عراق دیگر نمی‌خواهد تمام نفت جنوبش، گروگان یک تنگه باشد. این تغییر فقط مختص عراق نیست. عربستان سعودی و امارات نیز سال‌هاست برای کاهش وابستگی به هرمز سرمایه‌گذاری کرده‌اند. عربستان از خطوط انتقال به دریای سرخ برخوردار است و امارات خط لوله حبشان-فجیره را در اختیار دارد که نفت ابوظبی را به ساحل دریای عمان، بیرون از هرمز، منتقل می‌کند. جنگ اخیر ارزش این زیرساخت‌ها را به ‌شدت افزایش داده و پروژه‌های توسعه خطوط لوله و بنادر جایگزین در منطقه شتاب گرفته‌اند. در مقابل، کشورهایی مانند قطر و کویت که امکان دور زدن هرمز برای بخش بزرگی از صادرات‌شان محدودتر است، آسیب‌پذیری بیشتری نشان داده‌اند. بنابراین جنگ یک درس اقتصاد جغرافیایی مهم دارد. این‌که زیرساخت اضافی که در زمان صلح ممکن است پرهزینه و حتی غیرضروری به نظر برسد، در زمان بحران به بیمه تبدیل می‌شود. برای ایران این تحول معنایی دوگانه دارد. از یک سو، موقعیت جغرافیایی ایران، امکان اثرگذاری بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت انرژی جهان را فراهم کرده است. تنگه هرمز همچنان آنقدر مهم است که کاهش تردد از آن می‌تواند، قیمت جهانی نفت را بالا ببرد و بازارهای جهانی را نگران کند. هفته گذشته قیمت برنت با رشد ۷.۶ درصدی روبه‌رو شد و محدود شدن تردد کشتی‌ها یکی از عوامل اصلی افزایش «صرف ریسک ژئوپلیتیک» بود. اما از سوی دیگر همین جغرافیا می‌تواند علیه ایران عمل کند. ایران نیز برای صادرات نفت، واردات کالا و دسترسی به شبکه تجارت دریایی به خلیج فارس وابسته است. هر اندازه دیگر کشورهای منطقه مسیرهای جایگزین بیشتری ایجاد کنند، قدرت ناشی از گلوگاه هرمز کمتر انحصاری می‌شود. اگر عراق بتواند یک میلیون بشکه نفت را از ترکیه صادر کند، امارات ظرفیت فجیره را افزایش دهد، عربستان صادرات دریای سرخ را گسترش دهد و کالاهای عراق از عقبه وارد شوند، بخشی از تجارت منطقه برای همیشه از هرمز فاصله خواهد گرفت. اینجاست که جنگ ممکن است، اثری بلندمدت‌تر از خسارت‌های فوری ایجاد کند. شرکت‌ها و دولت‌ها پس از تجربه یک شوک بزرگ معمولاً حاضرند برای کاهش ریسک، پول بیشتری خرج کنند. مسیری که پیش از جنگ به دلیل هزینه بالاتر اقتصادی نبود پس از جنگ ممکن است توجیه‌پذیر شود. یک خط لوله چندمیلیارد دلاری دیگر فقط با تفاوت هزینه حمل نفت مقایسه نمی‌شود. ارزش «اطمینان از صادرات در روز بحران» نیز وارد محاسبه می‌شود. به همین دلیل اختلال در تجارت الزاماً به معنای نابودی تجارت نیست و اغلب به معنای بازآرایی تجارت است. مسیرها عوض می‌شوند، بنادر تازه رونق می‌گیرند، خطوط لوله جدید ساخته می‌شوند و کشورهایی که جغرافیای متنوع‌تری دارند، سهم بیشتری از بازار می‌گیرند. قاعدتا عراق هنوز فاصله زیادی با تبدیل‌ شدن به برنده بحران دارد. صادراتش پایین‌تر از دوره پیش از جنگ است، تخفیف سنگینی برای فروش نفت می‌دهد و مسیرهای جایگزین آن هنوز ظرفیت محدودی دارند. اما آنچه در بغداد، جیحان، بانیاس و عقبه در حال رخ دادن است یک پیام روشن دارد: منطقه در حال قیمت‌گذاری دوباره «ریسک هرمز» است. در نهایت، بازنده و برنده جنگ فقط با تعداد بشکه‌های امروز تعیین نمی‌شوند. برنده بلندمدت، کشوری است که بتواند سریع‌تر خود را با جغرافیای تازه تجارت تطبیق دهد. عراق اکنون در تلاش است از کشوری وابسته به یک مسیر صادراتی به کشوری با چند دروازه تبدیل شود. اگر این طرح‌ها عملی شوند ممکن است، مهم‌ترین میراث اقتصادی بحران هرمز نه مقدار نفتی باشد که چند ماه صادر نشد بلکه نقشه تازه‌ای باشد که تجارت منطقه برای فرار از تنگه ترسیم می‌کند.

sazandegi

پست های مرتبط

شروع بد

به بهانه پخش سریال «مرد سه‌هزار چهره» ساخته مهران مدیری یک شروع…

۱۵ شهریور ۱۴۰۵

چهار قاب از یک مسیر

از شورای اطلاع‌رسانی تا تجربیات پزشکیان ۱. با استقرار نظام جمهوری اسلامی،…

۱۵ شهریور ۱۴۰۵

روایت جنایت و سقوط

گزارش رویترز از حمله آمریکا به کوهستک که ده‌ها غیرنظامی را در…

۱۴ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید