وجود ۱۶کتاب از محمود دولتآبادی در کتابخانۀ نوبل آیا نشانهای از شانس او برای دریافت این جایزه است؟
درحالی که به معرفی برندۀ نوبل ادبیات ۲۰۲۶ نزدیک میشویم، بار دیگر گمانهزنیها درباره سازوکارهای دخیل در انتخاب برندۀ مهمترین جایزه دنیای ادبیات افزایش یافته است. به فاصلۀ کمتر از دو هفته تا اعلام برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۶ بار دیگر توجهها به نام نویسندگانی جلب شده که طی سالهای گذشته در محافل ادبی بینالمللی بهعنوان گزینههای احتمالی این جایزه مطرح بودهاند. در میان نویسندگان ایرانی، محمود دولتآبادی یکی از نامهایی است که سابقۀ طولانیتری در این گمانهزنیها دارد.
چرا دولتآبادی نوبل نگرفته؟
اگر چه نوبل ادبیات، از مهمترین جوایز ادبی دنیاست، اما حتی نویسندگان بزرگی چون لئو تولستوی، مارسل پروست، توماس هاردی، آنتوان چخوف، مارک تواین، خورخه لوییس بورخس و کارلوس فوئنتس هم موفق به گرفتن آن نشدند و این به این معناست که نمیتوان آن را معیار اصلی برای اهمیت جهانی یک نویسنده دانست.
محمود دولتآبادی که از بزرگترين نامها در ادبيات داستانی ايران است و با رمان «كليدر» به شهرتی كم نظير در ادبيات معاصر ايران دست پيدا كرد، دو دهه پیش در گفتوگویی دربارۀ اینکه آیا نویسندگان ایرانی از نظر جهانی در جایگاهی هستند که امکان دریافت نوبل ادبیات را داشته باشد؟ گفته بود: «شخصاً اطلاع دقيق دارم كه در سال ۱۳۶۵-۱۳۶۴ محمود دولتآبادی از ايران كانديداتوریاش روی آنتنها رفت و از آن زمان هم، يكی، دو-سه بار من رفتم تا پای نوبل ولی به هر حال، به ديگری تعلق گرفت. من شخصاً مدعیام كه من از بسياری از نويسندگانی كه نوبل گرفتند، نويسندهتر هستم». به گفتۀ دولتآبادی، زمانی که او به دعوت دانشگاه میشیگان در آمریکا بهسر میبرد، «کلیدر» نامزد جایزه نوبل ادبیات شد.
آنها به دولتآبادی پیشنهاد بورس ۹ ماهه و ۳۰ هزار دلاری دادند و گفتند در صورتی که بماند تا کلیدر به انگلیسی ترجمه شود، قطعاً این رمان نوبل ادبیات را دریافت خواهد کرد، ولی او این پیشنهاد را نپذیرفت و برای تمام کردن کتاب «روزگار سپریشدۀ مردم سالخورده» که بهزعم او فقط باید در ایران نوشته میشد، به ایران برگشت. پس از آن دبیر کانون نویسندگان سوئد به او پیشنهاد اقامت در سوئد را داد و به دولتآبادی گفت: «در اینجا بمان، خانوادهات را هم میآوریم، جنگ است، ما جنگ را تجربه کردهایم، کنار گوشمان بوده است، جنگ یعنی جهنم!» دولتآبادی در جواب لبخندی میزند و میگوید: «بله، اما من هم جهنمی هستم!»
یکی از نشانههای توجه آکادمی سوئد به نویسندگان
کتابخانۀ نوبل متعلق به آکادمی سوئد، کتابخانهای عمومی است که سال ۱۹۰۱ افتتاح شده و عموم مردم امکان امانت گرفتن مجموعه کتابهای آن را دارند. این کتابخانه از ابتدا با هدف پشتیبانی از کار ادبی مرتبط با جایزۀ نوبل شکل گرفت و برای تأمین منابع مورد نیاز «کار روی جایزۀ ادبیات» ایجاد شد و مجموعۀ آن عمدتاً شامل ادبیات مدرن، آثار مربوط به تاریخ ادبیات، زبانشناسی، تاریخ، فلسفه و منابع مرجع است.آکادمی سوئد نیز در توضیح تاریخ کتابخانه تأکید میکند اگرچه جایزۀ نوبل همچنان محور اصلی فعالیت آن است، مجموعۀ کتابخانه صرفاً به آثاری که برای کار نوبل لازم هستند، محدود نیست. این مجموعه اکنون بیش از ۲۰۰ هزار جلد دارد و در سالهای اخیر حدود ۲ هزار عنوان در سال به آن افزوده شده است. فهرست منتشرشده در برخی منابع مدعی است که تعداد کتابهای موجود از نویسندگان مختلف در کتابخانۀ نوبل، میتواند یکی از نشانههای مورد توجه آکادمی سوئد باشد و تعداد نسخههای موجود از آثار در کتابخانه نیز میتواند میزان علاقۀ آکادمی به یک نویسنده را نشان دهد. اما انتخاب برندۀ نوبل پیچیدهتر از اینهاست و در حالی که کتابخانه نوبل واقعاً در فرآیند بررسی نامزدها نقش دارد، اما هیچ مدرک رسمی در دست نیست که تعداد کتابهای یک نویسنده در این کتابخانه، بهتنهایی یا بهصورت یک معیار کمّی، شانس او برای دریافت جایزه را تعیین کند. در برخی منابع اینترنتی، در کنار فهرستی از نویسندگان مطرح برای کسب نوبل ادبیات، تعداد کتابهای موجود از هر نویسنده در کتابخانۀ نوبل نیز ذکر شده است. این صفحه همچنین مدعی شده که تعداد نسخههای موجود میتواند میزان علاقه آکادمی سوئد به یک نویسنده را مشخص کند. آکادمی سوئد در توضیح رسمی فرآیند انتخاب برندۀ نوبل ادبیات میگوید که پس از دریافت نامزدیها، کمیتۀ نوبل ادبیات فهرستی اولیه را بررسی میکند. این فهرست معمولاً حدود ۲۰۰ نام را دربرمیگیرد و سپس تعداد نامزدها کاهش مییابد. در این مرحله، کمیته از کمک کتابخانه نوبل استفاده میکند؛ از جمله برای فراهم کردن منابع، گزارشهای کارشناسی و ترجمههایی که برای بررسی آثار لازم هستند. پس از تهیه فهرست کوتاه نیز اعضای آکادمی باید آثار نویسندگان باقیمانده را با دقت مطالعه کنند. آکادمی صریحاً اشاره کرده که در این مرحله اعضا باید تا حد امکان با آثار نویسندگان منتخب آشنا شوند و گزارشهای مفصلی دربارۀ هر نامزد تهیه کنند. محمود دولتآبادی که سابقهای طولانی در ادبیات معاصر فارسی دارد و آثاری مانند «کلیدر»، «جای خالی سلوچ» و «کلنل» باعث شدهاند آثار او در خارج از ایران نیز مورد توجه قرار گیرند و اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانۀ نوبل نگهداری میشوند.
جای خالی نوبل
محمود دولتآبادی، متولد ۱۰ مرداد ۱۳۱۹ در دولتآباد بيهق است. بعد از گذراندن تحصیلات ابتدایی در این روستا، دوران راهنمایی را در سبزوار سپری کرد و بعد برای کار به مشهد رفت و ترک تحصیل کرد. در آنجا بود که با نمایش و سینما آشنا شد و برای تکمیل دانش سینمایی خود به تهران آمد و در تئاتر پارس مشغول به کار شد. او از کودکی علاقه زیادی به شنیدن و خواندن داستان و حکایت و دیدن نمایش، داستانهای شمایلگردانها، درویشهای دورهگرد، ملّای ده و مطربها، نقل اشعار و امثال زنان روستا در شبنشینیها و صحبتهای پیرمردها و نقل آوسنهها (افسانهها) در قهوهخانه و تعزیه، از خود نشان میدهد. بعدها جهت اخذ دیپلم در کلاسهای متفرقه در تهران شرکت میکند اما بهدلیل مشغله کاری، نوشتن، کارکردن و تئاتر، انصراف میدهد. دولتآبادی در اینباره میگوید: «زندگی هنری من در آغاز با تئاتر شروع شد، با دیدن تعزیه در روستا در کودکی و بازی در نقشهایی در تعزیه در دوران نوجوانی. بعدها با دیدن تئاتری در مشهد عاشق صحنه تئاتر و بازیگری شدم».
دولتآبادی پس از ورود بهتهران فعالیت هنری را بهطور جدیتری دنبال میکند و با پیوستن به گروه تئاتر ملی بهسرپرستی عباس جوانمرد کار تئاتر را بهصورت حرفهای پی میگیرد و کارگردانی را نیز تجربه میکند. پس از آن بههمراه سعید سلطانپور، محسن یلفانی و ناصر رحمانینژاد، «انجمن تئاتر ایران» را تشکیل میدهند. بازی در فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی، نخستین تجربه بازیگری او در سینماست. او که در این سالها با افرادی چون احمد شاملو، جلال آلاحمد، سهراب سپهری، غلامحسین ساعدی و… آشنا میشود، از تئاتر فاصله گرفته در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشغول بهکار شده و بهصورت حرفهایتر به امر نوشتن میپردازد. نخستین اثری که منتشر کرد، یک داستان کوتاه بهنام «ته شب» بود که سال ۱۳۴۱ در بولتن تئاتر منتشر شد و اولين مجموعه داستان او با نام «لايههای بيابانی» در سال ۱۳۴۷ منتشر شد. دولتآبادی در طول زندگی ۸۶ سالۀ خود وقایع تاریخی زیادی را به چشم دیده است. زندگیاش پر از داستانهای جنگ جهانی دوم، انقلاب اسلامی و روزگار جنگ است. شرح زندگی خود او میتواند کتاب قطوری باشد و اوضاع اجتماعی ایران را در دورههای مختلف تفسیر کند. دولتآبادی در دهۀ ۱۳۵۰ چند مرتبه به زندان افتاد. پس از زندان نگارش «کلیدر» را آغاز کرد که ۱۵ سال طول کشید و در ۱۰ جلد آن را به چاپ رساند و از این نظر بلندترین رمان ایران نامیده شده است. این رمان آینهای است که حقیقت زندگی روستانشینان خراسان را نشان میدهد.
بسیاری از آثار دولتآبادی به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی، سوئدی، چینی، کردی، عربی، هلندی، عبری و آلمانی ترجمه شدهاند و در طول سالها فعالیت فرهنگی خود موفق شد تا جوایز متعددی دریافت کند، ازجمله این جوایز میتوان به لوح زرین ۲۰ سال داستاننویسی برای کلیه آثار، دریافت جایزۀ یلدا برای یک عمر فعالیت فرهنگی، برندۀ جایزۀ ادبی واو، دریافت جایزۀ ادبیات بینالمللی خانۀ فرهنگهای جهان برلین، نامزد دریافت جایزۀ ادبی آسیایی برای رمان «زوال کلنل»، نامزد دریافت جایزۀ مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور، برندۀ جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت، برندۀ جایزۀ ادبی یان میخالسکی سوئیس، نامزد جایزۀ بهترین کتاب ترجمه در آمریکا و نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه اشاره کرد. باید منتظر ماند و دید آیا سرانجام، با دریافت نوبل ادبیات، کلکسیون جوایزش کاملتر میشود؟

