“حسن روحانی” در دیدار با جمعی از استانداران، معاونان استانداران و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم برای عبور کشور از یک «پیچ سخت» مطرح کرد:
⭕️ جنگ باید عزتمندانه پایان یابد
▫️ هم پهپاد از کشور دفاع میکند و هم مذاکره
▫️ بعضیها فکر میکنند اگر از دیپلماسی حمایت کنند، معنیاش این است که نمیخواهند از نیروهای مسلح حمایت کنند. مگر اینها با هم منافات دارند؟
▫️ هر کسی مسئول مذاکره است، فرق نمیکند. همه باید پشت سر او باشیم
▫️ انتقام باید به شیوه ائمه هدی باشد
▫️ ما باید ایستادگی کنیم، اما ایستادگی نباید با اصرار بر جنگ بیپایان،
یکی گرفته شود
▫️ هرمز نباید به «تنگه جنگ» تبدیل شود، بلکه باید «تنگه امنیت ما» و در عین حال «تنگه پررونق» باشد

جنگ، اگرچه با گلوله و موشک آغاز میشود اما پایانش روی میز سیاست، در نتیجه تصمیمات ملی و در نسبت میان مردم و حکومت رقم میخورد. شاید به همین دلیل است که حسن روحانی در سخنانی که میتوان آن را تلاش برای بازتعریف «منطق عبور از جنگ» دانست بر یک گزاره روشن تأکید میکند: «جنگ باید عزتمندانه پایان یابد»؛ نه بهمعنای عقبنشینی، نه بهمعنای نادیده گرفتن تهدید و نه بهمعنای کنار گذاشتن دفاع؛ بهمعنای انتخاب مسیری که پایان جنگ را به آغاز نوسازی، ثبات و امید گره بزند. روایت روحانی از شرایط امروز، روایتی است که در آن موشک و مذاکره، نیروهای مسلح و دیپلماسی، انتقام و عقلانیت و حتی رسانه و دولت، قرار نیست در برابر یکدیگر قرار بگیرند. مسئله پیدا کردن «اولویت» در هر مقطع است؛ اینکه کشور چگونه میتواند هم بایستد و هم راهی برای خروج از جنگ پیدا کند. روحانی روز دوشنبه ۹ شهریور در دیدار با جمعی از استانداران، معاونان استانداران و فرمانداران دولتهای یازدهم و دوازدهم از شرایط جنگی و اقتصادی کشور گفت و در عین حال تأکید کرد که ساختن آینده، بدون پایان دادن عزتمندانه به جنگ ممکن نیست. یکی از خطوط اصلی سخنان روحانی، مخالفت با دوگانهای است که در فضای سیاسی کشور بارها بازتولید شده است؛ دوگانه میان «مقاومت» و «مذاکره». او این دو را نه رقیب که مکمل یکدیگر میداند. روحانی صریح میگوید: «یکی فکر میکند اگر از دیپلماسی حمایت کند، معنیاش این است که نمیخواهد از نیروهای مسلح حمایت کند. مگر اینها با هم منافات دارند؟» و بعد، فهرست ابزارهای قدرت ملی را کنار هم میگذارد: «نیروی مسلح برای کشور کار میکند، دیپلماسی هم برای کشور کار میکند، موشک هم برای کشور کار میکند». در روایت او، حتی پهپاد و مذاکره نیز در دو سوی یک مرز قرار ندارند: «پهپاد هم از کشور دفاع میکند، مذاکره هم از کشور دفاع میکند».
روحانی میگوید: «اصلاً اینها اگر با هم نباشند، مسئله حل نمیشود». از همینجا هم به نقش مردم میرسد و ادامه میدهد: «دیپلماسی وقتی موفق است که طرف مقابل حس کند که کل ملت ایران، پشت سر آقایان است» و تأکید میکند: «هر که مسئول مذاکره است، فرق نمیکند، همه باید پشت سر آنها باشیم…کمااینکه پشت سر نیروهای مسلح هم باید باشیم».
روحانی در ادامه با اشاره به ایستادگی مردم و با انتقاد از عملکرد صداوسیما میگوید: «این مردم بزرگ که این همه کار بزرگ و عظیم انجام دادند، ما نباید به آنها احترام کنیم؟ یعنی باز هم یک اقلیت ناچیز محترمند؟ یک اکثریت بزرگ باز هم کنارند؟ یعنی صداوسیما نباید ملی شود؟ باز هم بعد از ۱۲ روز، نباید ملی شود؟ بعد از ۴۰روز هم، نباید ملی شود؟ همچنان گروهکی باقی بماند؟» روحانی معتقد است «رسانه را که میشود در اختیار همه گذاشت» و این کار را نه دشوار میداند و نه پرهزینه: «میشود این رسانه را در اختیار کل ملت ایران گذاشت، ملت ایران بیاید و حرف بزند، همه بیایند و حرف بزنند».
روحانی معتقد است، وقتی رئیسجمهور میگوید صداوسیما را نگاه نمیکنم، باید پرسید: «اصلاً چه کسی میتواند، نگاه کند؟ چه کسی حوصله دارد، نگاه کند؟ چه کسی اعصاب دارد که اینها را گوش کند؟» از نگاه او، رسانه ملی اگر بهجای ایجاد پیوند به مرکز اختلاف تبدیل شود، کارکرد اصلی خود را از دست داده است. روحانی با استناد به آیه «لَانْفَضّوا مِنْ حَوْلِکَ» هشدار میدهد که زبان خشن، حتی اگر از یک تریبون رسمی شنیده شود، در نهایت مردم را از آن تریبون دور میکند.
رئیس دولتهای یازدهم و دوازدهم، درباره مطالبه«انتقام» هم از اصل انتقام عبور نمیکند؛ از «شیوه و اولویت آن» سخن میگوید و معتقد است که انتقام باید به شیوه ائمه هدی باشد: «امام صادق، امام باقر و امام سجاد علیهمالسلام، اولین انتقام واقعی را از خون امام حسین گرفتند». او میان دو نوع انتقام تفکیک میکند: «یک انتقام، انتقام سطح پایین بود که توسط توابین گرفته شد و یک انتقام، انتقام واقعی بود که توسط ائمه هدی گرفته شد». به گفته روحانی، انتقام واقعی در یک حرکت تاریخی و فکری اتفاق افتاد: «با روشنگری و حرکتی که امام سجاد، امام باقر و امام صادق در جامعه بهوجود آوردند، کل حکومت بنیامیه را سرنگون کردند».
او این روند را محدود به یک مقطع نمیداند و از مراحلی سخن میگوید که در طول تاریخ ادامه پیدا کرده است؛ از حرکت امام رضا(ع) و شکلگیری موج اجتماعی «الرضا من آلمحمد» تا آنچه در نهایت به ظهور منجی و تحقق عدالت جهانی منتهی میشود. روحانی سپس به مسئله امروز بازمیگردد: «وسط بحث مذاکره، وسط این حرکت که راهی پیدا کنیم برای اینکه جنگ را عزتمندانه تمام کنیم، یک عده بلند شدند و گفتند که باید اول انتقام بگیریم». اما پاسخ او این است: «درست است که باید انتقام بگیریم، چگونه؟ به چه شکل؟ انتقام چندین مرحله دارد».
مهمترین پرسش روحانی از اولویتهاست: او میپرسد: «اساس بحث، همیشه مسئله اولویت است. اولویت در هر مقطعی چیست؟» و پاسخ میدهد: «امروز ما باید کاری کنیم که این جنگ عزتمندانه پایان بپذیرد… ما باید طبق نظر اکثریت قاطع مردم، جنگ را عزتمندانه پایان بدهیم تا بتوانیم کشور را بسازیم، تا بتوانیم صدمات وارده را جبران کنیم، تا سرمایهگذار بتواند سرمایهگذاری کند، تا به آینده امیدوار شود، تا جوان ما به آینده کشور خودش امیدوار شود». روحانی تصریح میکند، دشمن ممکن است پای میز مذاکره نیاید و در آن صورت «ما باید ایستادگی کنیم». اما ایستادگی، از نظر او، نباید با اصرار بر جنگ بیپایان، یکی گرفته شود.
روحانی برای دفاع از مذاکره، حتی به سیره پیامبر(ص) بازمیگردد: «پیغمبر اسلام(ص) که به مبدأ وحی وصل بود با مردم مشورت میکرد». او سپس از مخالفت برخی جریانها با مذاکره و توافق و از دوقطبیسازیهای نادرست انتقاد میکند: «ظاهراً بعضیها از پیمان بدشان میآید؛ از مذاکره بدشان میآید». اما سوال او ساده است: اگر طرف مقابل حاضر به تسلیم محض نشد، چه باید کرد؟ روحانی میگوید: «اگر طرف جبّار بود، چطور؟ اگر طرف قلدر بود، چطور؟ میگوییم ما باید ادامه بدهیم؟ تا چه زمانی باید ادامه بدهیم؟» راهحل او، تعریف روشن اهداف ملی و رجوع به مردم است: «اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم». همین نگاه در سخنان روحانی درباره تنگه هرمز نیز دیده میشود. او تأکید دارد که هرمز نباید به «تنگه جنگ» تبدیل شود؛ بلکه باید «تنگه امنیت ما» و در عین حال «تنگه پررونق» باشد. او میگوید: «تنگه بیکشتی به چه درد میخورد؟» از یکسو بر امنیت ایران و عمان تأکید دارد و از سوی دیگر میگوید ایران نمیخواهد، تجارت جهانی را بیرونق کند. معیار او «عبور بیضرر» است؛ یعنی امنیت ملی در کنار استفاده اقتصادی از یکی از مهمترین گذرگاههای استراتژیک جهان.
در پایان، روحانی دوباره به داخل کشور برمیگردد. او میگوید: «همه ما باید دولت را کمک کنیم» آن هم در شرایط فشار نظامی، فشار اقتصادی، تحریم، تورم، آسیب زیرساختها و جنگ اقتصادی. روحانی تأکید میکند، کمک به دولت الزاماً بهمعنای سکوت در برابر خطاها نیست؛ میتواند «کمک فکری» باشد، انتقال تجربه باشد یا حتی گفتن واقعیتها. چراکه در نهایت، مسئله یک دولت یا یک جناح نیست؛ مسئله عبور کشور از یک «پیچ سخت» است.

