در میانه تهدیدهای خارجی و فشار اقتصادی، لغو کنسرت و تذکر حجاب کدام مسئله کشور را حل میکند؟
بهقلم؛ عمادالدین باقی؛ جامعهشناس و پژوهشگر حقوق بشر

وقتی دشمن دارد از نابودی ایران میگوید و دشمنیاش را حتی تا هخامنشیان در ۲۵۰۰ سال پیش هم عقب میبرد ولی دغدغه یک سردار، بیحجابی و دغدغه یک مسئول روحانی، ممانعت از کنسرت مجاز است، گویی درد بینوایی و پیشنهاد زردک، مشکل مکرر ماست. درباره ضربالمثل «زنی میمرد از درد بینوایی، یکی میگفت خانم زردک میخواهی» حکایت کردهاند؛ زن تهیدستی که همسرش بر اثر بیماری از دنیا رفته بود و عهدهدار اداره خانه و فرزندان شده بود چون ناتوان از کار کردن شد، صاحبخانه بهخاطر ندادن اجاره، این زن و فرزندانش را از خانه بیرون کرد. زن کنار وسایلش در کوچه نشسته بود و ناله میکرد، یک دستفروش که از آنجا عبور میکرد، گفت: «خانم، زردک میخواهی؟». امثال و حکم دهخدا آن را زرک خوانده (جلد۴ ص ۲۰۶۲) و برخی هم آوردهاند یکی میگفت، آقا زردک میخواهی ولی اینها موضوع بحث ما نیست. این ضربالمثل درباره شکاف فقیر و غنی و واقعیتها و تلخیهای معیشت و بیانگر ذهنیت هپروتی بعضی سیاستمداران و مدیران است.
اخیراً درست در فاصله خیلی کوتاهی چند اتفاق رخ داد؛ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ ترامپ گفت: «حالا که تنگه تحت کنترل آمریکاست باید نام تنگه هرمز را به TRUMP STRAIT تغییر دهیم؟ مانند خود آمریکا، «گرمتر» از همیشه خواهد بود! با تشکر از توجه شما به این موضوع». در زمان دیگری ترامپ مدعی شد: «اقتصاد ایران بهطور کامل در حال فروپاشی است. آنها فقط دارند، اتفاق اجتنابناپذیر را به تعویق میاندازند. مردم ایران کی قرار است، قیام کنند و مبارزه کنند؟»
وزیر خزانهداری آمریکا هم اظهار کرد: «ایران با ۳ گزینه روبهروست: یا سپاه پاسداران دچار فروپاشی درونی شود، یا مردم علیه آن قیام کنند یا تهران به میز مذاکرات بازگردد». نتانیاهو نیز گفت: «ما نظام حکومت ایران را سرنگون خواهیم کرد، این نظام سقوط خواهد کرد. تمام نهادهای ما در حال تلاش برای سرنگونی این نظام هستند. اگر آنها به ما حمله کنند، این آخرین حمله آنها خواهد بود». و دو روز پیش، روبیو وزیر امور خارجه آمریکا سخنرانیاش را در یونان با حمله خشایارشا به آتن در ۴۸۰ سال پیش از میلاد شروع کرد و گفت، گروهی از آتنیها در آکروپولیس ماندند و در برابر مهاجمان ایرانی مقاومت کردند، اما در نهایت پارسیان معابد را غارت کردند، زیارتگاهها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند. البته پیش از او نیز رئیسجمهور آمریکا چند بار از تصمیم خود برای نابودی تمدن ایران سخن گفته بود و نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل هم در ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ از دشمنی ۲۵۰۰ سال پیش گفته بود.
هرچند همواره چه در شرایط صلح و چه در جنگ، حقوق شهروندی، حق شادی و حق زندگی از حقوق تغییرناپذیر است، اما در چنین اوضاع و زمانهای پرواضح است که اولویتها چیست و هر مسئولی در هر ردهای باید دغدغهاش حفاظت از کشور در برابر جنگ و تجاوز و حفاظت از شهروندان در برابر تورم و فقر جانکاهی باشد که در شرایط جنگ تشدید شده است.
اما درست در همان زمان خبر میآید که برخی کنسرتها در شهرهای مختلف کشور لغو شدهاند. کنسرتهای مسعود صادقلو در رشت، سامان جلیلی در اهواز، حیدو هدایتی در بندرعباس، عرفان طهماسبی در تهران، بردیا مهرآرا در تهران و کنسرت لری احسان عبدیپور و کنسرت علیرضا قربانی در مشهد ازجمله اجراهایی هستند که لغو شدهاند. جالب این است که اینها نه کنسرتهای لسآنجلسی بلکه کنسرتهایی هستند که در چارچوب رعایت قوانین و هنجارهای مورد قبول مجوز اجرا گرفتهاند اما آنچه به حق شادی مشروع و حق زندگی مردم مربوط میشود بهسادگی محدود یا منهدم میشود.
همچنین خبر اظهارات سرداری منتشر میشود که میگوید: «وضعیت حجاب بسیار اسفناک است؛ باید کار فرهنگی کنیم. وزارتخانهها و بانکها چرا کاری نمیکنند؟ کارمندان هم حتی بدحجاب هستند». سردار دیگری هم در یکی از میادین سخنرانی میکند و میگوید: «شهدا گفتهاند به مردم حاضر در خیابانها غبطه میخوریم. ظهور امام زمان بهخاطر حضور مردم در خیابان جلو افتاده است».
اگر از این سخن عجیب که شهدا به آنان که در خیابان هستند، غبطه میخورند، بگذریم و از اینکه روایات فراوانی تعیینکنندگان وقت ظهور را کذاب معرفی میکند هم بگذریم، گوینده این سخنان به نهادهایی تعلق دارند که وظیفه حرفهایشان، فعالیت نظامی و دفاع از کشور است نه منبر رفتن و سخنرانی مذهبی، آن هم با این نوع و محتوا! هرچند ممکن است این فعالیت را وظیفه قرارگاه جهاد تبیین بدانند که ۳۶۰۰ میلیارد تومان بودجه دارد اما اولاً جهاد تبیین وظیفهای مدنی است نه حکومتی ثانیاً در شرایطی که حقوق نیروهای مسلح جوابگوی نیازشان نیست و تأمین غذای رزمندگان در میدان جنگ، حیاتیتر و مقدم بر آن است، این نوع سخنان شبیه پیشنهاد زردک دادن به آنانی است که در اولویت تأمین نیازهای فوریتر قرار دارند.
این نوع مواضع و سخنان، نگرانیهای بزرگی را برای آینده برمیانگیزد و جامعه میاندیشد، کسانی که در شرایط یک جنگ وجودی نسبت به اولویتها و حقوق عمومی بیمبالاتی دارند، در صورت گذر از این شرایط و تثبیت موقعیت خود، چه وضعیتی را رقم خواهند زد؟ به همین دلیل است که این نوع رفتارها و موضعگیریها نقش ضدانگیزهای در مشارکت عمومی چه برای امروز و چه در صورت تشدید جنگ دارد.
فکر کنید به نسل بعد که وقتی این خبرها را میبیند، چشمهایش گرد میشود از اینکه در یک دوره قبل، چنین روشهای کنترلیای برای جامعهای با آن تاریخ کهن فرهنگ و تمدنش وجود داشته اما نه! همین جامعه امروز هم چشمانش گرد و عصبانی میشود چون بارها اکثریت پای صندوقهای رأی دست رد به سینه این تفکر و دیدگاه زده و خواستار روشهای معقولتری بودهاند اما ابزار تصمیمسازی و اعمال قدرت دست آن اقلیت بوده است. گویی در کره زمین فقط در ایران کنسرت برگزار میشود. آنها به تجربه دهها کشور دیگر در دنیا ازجمله بسیاری از کشورهای اسلامی هم نیم نگاهی ندارند. بگذریم که همین کنسرتها در ایران از همه جای دنیا منزهتر است ولی این دستورالعملهای سخیف در موردش صادر میشود که خیلی بدتر از زردکی است که به آن بینوا پیشنهاد شد.

