رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست و یاداشت روز : در آستانه یک انتخاب راهبردی

در آستانه یک انتخاب راهبردی

فرصت تاریخی تنش‌زدایی؛ مسئولیت مشترک حکومت و جامعه
به‌قلم؛ جهانبخش خانجانی؛ عضو شورای مرکزی و رئیس کمیته اجتماعی حزب کارگزاران سازندگی ایران

در سیاست، برخی لحظات تنها یک رویداد روزمره نیستند؛ بلکه نقطه‌عطفی هستند که می‌توانند، مسیر یک کشور را برای سال‌ها تغییر دهند. با شکل‌گیری تفاهم میان ایران و آمریکا اکنون جمهوری اسلامی ایران در برابر یکی از همین لحظات تاریخی قرار گرفته است. چه موافق باشیم و چه مخالف، واقعیت آن است که چهار دهه منازعه مستمر میان تهران و واشنگتن هزینه‌های سنگینی بر همه طرف‌ها تحمیل کرده است. اما بیش از همه، مردم ایران هزینه این وضعیت را در قالب تحریم، تورم، کاهش سرمایه‌گذاری، فرار سرمایه انسانی و محدودیت‌های اقتصادی پرداخت کرده‌اند. به همین دلیل هرگونه گشایش در روابط خارجی و کاهش تنش‌های ساختاری باید نه به‌عنوان یک موضوع جناحی بلکه به‌عنوان یک مسئله ملی مورد ارزیابی قرار گیرد.

چرا مخالفان تفاهم فعال خواهند شد؟
هر فرآیند صلح و تنش‌زدایی در جهان مخالفان خود را دارد. تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که هرگاه دشمنی‌های طولانی به سمت تفاهم حرکت کرده‌اند گروه‌هایی که منافع خود را در استمرار بحران تعریف کرده بودند برای شکست آن وارد عمل شده‌اند. در پرونده ایران و آمریکا نیز چنین وضعیتی دور از انتظار نیست. برخی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی طی دهه‌های گذشته، نظم امنیتی مطلوب خود را بر پایه استمرار خصومت تهران و واشنگتن بنا کرده‌اند. طبیعی است که هرگونه توافق پایدار، محاسبات آنان را برهم بزند. اما خطر مهم‌تر، مخالفت‌های داخلی است. در همه کشورها، گروه‌هایی وجود دارند که سرمایه سیاسی، اقتصادی یا هویتی خود را از فضای تقابل و بحران کسب می‌کنند. این گروه‌ها ممکن است هرگونه مصالحه را به ‌معنای عقب‌نشینی تعبیر کنند؛ درحالی ‌که در دنیای امروز، هنر حکمرانی نه در تولید بحران بلکه در مدیریت آن است.

ضرورت اجماع ملی
تجربه موفق کشورهایی چون چین، ویتنام و حتی عربستان سعودی نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی بدون کاهش تنش‌های خارجی بسیار دشوار است. هیچ کشوری نمی‌تواند همزمان درگیر رویارویی دائمی با قدرت‌های بزرگ باشد و در عین‌ حال به رشد اقتصادی پایدار، جذب سرمایه و جهش فناورانه دست یابد. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروز مسئله اصلی این نیست که چه کسی مذاکره می‌کند یا کدام دولت به توافق می‌رسد؛ مسئله این است که آیا نظام سیاسی ایران می‌تواند حول یک راهبرد ملی برای عبور از بحران‌های مزمن اقتصادی و بین‌المللی به اجماع برسد یا خیر. اگر توافق احتمالی به میدان رقابت جناحی تبدیل شود نه‌تنها فرصت‌های جدید از دست خواهد رفت بلکه شکاف‌های داخلی نیز تعمیق خواهد شد.

نقش رهبری در عبور از مرحله حساس
در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی هیچ پروژه راهبردی بدون اجماع در سطوح عالی نظام به سرانجام نمی‌رسد. از این‌رو مهم‌ترین عامل موفقیت هر روند تنش‌زدایی، ایجاد همگرایی میان نهادهای اصلی تصمیم‌گیری کشور است. رهبری معظم انقلاب همانند مقاطع حساس پیشین، نقش محور وحدت و انسجام ملی را ایفا می‌کند و مانع از آن می‌شود که منافع بلندمدت کشور، قربانی رقابت‌های کوتاه‌مدت سیاسی شود. در چنین شرایطی حمایت از یک راهبرد ملی به ‌معنای حمایت از یک دولت یا یک جناح نیست؛ بلکه حمایت از آینده ایران است.

وظیفه دولت؛ شفافیت و اعتمادسازی
دولت نیز برای موفقیت این مسیر باید از تجربه‌های گذشته درس بگیرد. توافق‌هایی که صرفاً در سطح نخبگان باقی بمانند و افکار عمومی نسبت به اهداف و دستاوردهای آنها آگاهی نداشته باشد، در برابر بحران‌های سیاسی بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود. اعتماد عمومی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند، نتیجه دیپلماسی در زندگی روزمره آنان قابل مشاهده است؛ از کاهش تورم و ثبات بازار ارز گرفته تا رونق تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری.

مسئولیت رسانه‌ها و نخبگان
رسانه‌ها، دانشگاهیان و فعالان سیاسی نیز باید از دوگانه‌های کاذب فاصله بگیرند. نه هر توافقی خیانت است و نه هر توافقی معجزه. نگاه واقع‌بینانه اقتضا می‌کند که ضمن دفاع از حقوق و منافع ملی، فرصت‌های موجود برای کاهش هزینه‌های کشور نیز مورد حمایت قرار گیرد. جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، گفت‌وگو و آینده‌نگری نیاز دارد؛ نه به بازتولید ترس‌ها و شکاف‌های سیاسی. ایران امروز در برابر یک انتخاب مهم قرار دارد. می‌توان در گذشته ماند و همچنان در چرخه بی‌پایان بحران‌ها حرکت کرد، یا می‌توان با حفظ اصول از فرصت‌های جدید برای بازسازی اقتصاد، افزایش رفاه عمومی و تقویت جایگاه منطقه‌ای کشور بهره گرفت.
تفاهم فعلی میان ایران و آمریکا نه پایان همه مشکلات خواهد بود و نه آغاز یک آرمان‌شهر؛ اما می‌تواند، نقطه آغاز عبور از بسیاری از بن‌بست‌هایی باشد که سال‌هاست، توسعه کشور را با مانع مواجه کرده است. تاریخ معمولاً فرصت‌های بزرگ را بارها تکرار نمی‌کند. هنر ملت‌ها و دولت‌ها در آن است که این فرصت‌ها را پیش از آنکه از دست بروند به دستاوردی پایدار برای نسل‌های آینده تبدیل کنند. تجربه تاریخی ملت‌ها نشان می‌دهد که قدرت واقعی نه در تداوم منازعه بلکه در توانایی تبدیل فرصت‌های سیاسی به دستاوردهای پایدار ملی نهفته است. امروز نیز ایران بیش از هر زمان دیگری به اجماع، عقلانیت و آینده‌نگری نیاز دارد. حفظ منافع ملی مستلزم آن است که همه جریان‌های سیاسی، فارغ از تفاوت دیدگاه‌ها از هر فرصتی که به تقویت امنیت، رفاه و توسعه کشور منجر می‌شود، حمایت کنند.

sazandegi

پست های مرتبط

ژنو زیر آتش تندروها

درباره انتقاد برخی چهره‌های اصولگرا به سفر هیئت ایرانی به سوئیس گروه…

۱ تیر ۱۴۰۵

در آستانه استعفا

استارمر هم رفتنی شد؟ گروه بین‌الملل: گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های بریتانیایی از…

۱ تیر ۱۴۰۵

پشت درهای بسته

تیم‌های مذاکره‌کننده ایران و آمریکا به ریاست محمدباقر قالیباف و جی‌دی ونس،…

۱ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید