تصرف خانه ظلالسلطان توسط استانداری اصفهان
گروه اجتماعی: نام «مسعود میرزا ظلالسلطان» در حافظه تاریخی مردم اصفهان، ملازم با لودر بیرحم تخریب میراث صفوی است؛ حاکمی مستبد که کاخ آینهخانه، عمارت نمکدان و بخشهای وسیعی از باغ هفتدست و سعادتآباد را به توبره کشید تا اثری از عظمت پایتخت کهن صفویان باقی نماند. حالا با گذشت بیش از یک قرن از آن ویرانیهای سیستماتیک، عمارت رکیبخانه یا همان «خانه ظلالسلطان» بار دیگر به کانون یک مناقشه بزرگ میان افکار عمومی و ساختار سیاسی تبدیل شده است. این بار اما سخن از لودر و کلنگ در میان نیست؛ بلکه یک «تصرف اداری» تحت لوای اضطرار جنگی، دو موزه حیاتی شهر را تعطیل و تالارهای تاریخی را به دفتر کار استاندار تبدیل کرده است.
غرش موشک در نقشجهان؛ آوار بر سر دولتخانه صفوی
بحران از ظهر روز ۱۸ اسفندماه سال گذشته آغاز شد. در شرایطی که تجمع مردمی در میدان نقشجهان جریان داشت اصابت موشک به هسته اداری و تاریخی شهر، موجی از انفجار و آسیب را به همراه آورد. این حمله اگرچه تلفات انسانی بر جای نگذاشت اما بنای اصلی استانداری اصفهان را تا مرز تخریب گسترده پیش برد و ترکشهای آن بر پیکر ۱۱ بنای نفیس تاریخی منطقه فرود آمد. تالار اشرف، کاخ چهلستون، عمارت رکیبخانه و موزه هنرهای معاصر همگی در دایره این آسیبهای ساختاری قرار گرفتند. در پی این حادثه، ساختمان اصلی استانداری به دلیل حجم بالای ویرانی عملاً از چرخه خدمترسانی خارج شد. در شرایطی که افکار عمومی انتظار داشت، مقامات ارشد استان در یک مجتمع اداری جایگزین مستقر شوند یا فوراً روند بازسازی مقر اصلی را کلید بزنند، سناریوی دیگری در پشت درهای بسته رقم خورد. با چراغ سبز و همکاری همهجانبه امیر کرمزاده، مدیرکل غیراصفهانی ادارهکل میراث فرهنگی استان، گروههای فنی تحتعنوان «مرمت اضطراری» وارد دو بنای رکیبخانه (موزه هنرهای تزئینی) و موزه هنرهای معاصر شدند. هدف این پروژه اما نه بازگشایی موزه برای گردشگران بلکه آمادهسازی سریع تالارها برای استقرار میز و صندلیهای مدیریتی استانداری بود.
بدعت «منت مرمت» و تصرف گنجینه زیرزمینی
انتشار تصاویر رسمی از افتتاح دفتر کار مهدی جمالینژاد، استاندار اصفهان، در قلب عمارت رکیبخانه، موجی از انتقاد کارشناسان و فعالان میراث فرهنگی را به همراه داشت. پاسخ و توجیه دستگاههای دولتی در قبال این اقدام غیرکارشناسی بهنوعی «عذر بدتر از گناه» تعبیر میشود. استانداری و نهادهای حامی آن اکنون با اتکا به یک فرار رو بهجلو مدعی هستند که اگر تصمیم استاندار برای نقل مکان به این بناها نبود، بودجه و ارادهای برای مرمت سریع این دو اثر تاریخی آسیبدیده از جنگ وجود نداشت.
این تصرف عدوانی، دو خطای استراتژیک را در خود جای داده است: نخست، هویتزدایی از یک بنای ثبت ملی و تبدیل آن به یک فضای بروکراتیک و امنیتی؛ و دوم، خروج دو موزه مرجع از چرخه فرهنگی کلانشهر اصفهان که مشخص نیست چه زمانی دوباره به روی عموم گشوده خواهند شد. دغدغه بزرگتر کارشناسان، وضعیت مخزن و گنجینه ارزشمندی است که دقیقاً در زیر ساختمان رکیبخانه قرار دارد و با استقرار لایههای متکثر اداری و حفاظتی استانداری، امنیت و دسترسی به آن در هالهای از ابهام قرار گرفته است. این بیتوجهیها در شرایطی رخ میدهد که منتقدان پیش از این نیز از دستورات همین مدیریت ارشد برای پیشبرد خط دو متروی اصفهان در بافت تاریخی گلهمند بودند.
«تماما دروغ است»
در مواجهه با این بحران حقوقی و میراثی، مقامات ارشد اصفهان راهبرد سکوت را برگزیدهاند. پیگیریهای رسانهای از جمالینژاد (استاندار)، خسروی (معاون استاندار) و مشگلانی (مدیر روابط عمومی استانداری) با عدم پاسخگویی مواجه شده و دفتر علی دارابی، معاون وزیر میراث فرهنگی نیز با سلب مسئولیت از خود، توپ را به زمین ادارهکل استان انداخته است.
تنها صدای مدافع این طرح، علیمحمد فصیحی، مدیر روابط عمومی میراث فرهنگی اصفهان است که با توجیه شرایط «جنگ تحمیلی سوم» میگوید: «استانداری مهمترین رکن اداری استان است و به ساختمان موقت نیاز داشت. هیچ استانداری به اندازه آقای جمالینژاد علاقهمند به میراث نیست و ایشان زحمت کشیدند و بنا را مرمت کردند! موزهها بهخاطر شرایط جنگی تعطیل بودند و بعد از بازسازی مکان قبلی، موزه را حتی بهتر از قبل مرمت میکنیم و تحویل میدهیم».
با این حال زمزمههای جدی از راهروهای استانداری حاکی از آن است که مأموریت حضور در این بافت تاریخی چندان هم موقت نیست و برنامهریزیها برای ماندگاری در ساختمان پشت استانداری (واقع در محدوده رکیبخانه) انجام شده است. از سوی دیگر منابع آگاه در استانداری برای مشروعیتبخشی به این اقدام، مدعی شدهاند که در اواخر دهه ۶۰ و دوران شهرداری و استانداری غلامحسین کرباسچی نیز این دو بنا محل استقرار استانداری بوده است. ادعایی که با پاسخ مواجه شد؛ غلامحسین کرباسچی در واکنشی صریح، کوتاه و قاطع به این توجیه تاریخی اعلام کرد: «تماماً دروغ است».

