یک سال پس از افتتاح رسمی، شهرداری تهران حکم تخلیه موزه کار را گرفت

یک روز گرم تابستان وقتی گذرت به خیابان اجارهدار و کوچه گلپایگانیها نزدیک کوچه دقت برسد، در میانه کوچه گلپایگانیها باغی توجهات را جلب میکند، باغی که به پارکی بدل شده و اهالی در آن مشغول ورزش و پیادهروی و گپوگفت هستند. اما در گوشه شمالی باغ، ساختمانی جلوهگری خاصی میکند، ساختمانی شبیه ساختمانهای شادروان لرزاده. روی بخشی از کاشیهای آن با خط خوش شعری با این مضمون حک شده است: در این خانه هر کس که پا مینهد/ قدم بر سر و چشم ما مینهد. وقتی داخل پارک میشوی، آنچه وسوسهات میکند، تابلو سرامیکی آبی رنگی است که با خط خوشنویسی روی آن نوشته شده: «موزه ملی کار» و دست بر قضا در توضیحات تابلوی دیگر تأکید شده حدود یکصد سال پیش با طرحی از زندهیاد استاد معماری حسین لرزاده این ساختمان و باغ ساخته شده است.
داخل پارک میشوم. با یکی از اهالی محله که زیر یکی از درختان داخل پارک نشسته سر صحبت را باز میکنم، میگوید: قدیمیها این باغ را متعلق به پاشاخان از نزدیکان دربار پهلوی میدانند. بعدها اینجا را به آقای میرشکار، مالک کارخانه مبل دقت، که از سرشناسان محله خواجه نظامالملک بوده، فروخته است. اینجا همه ملک را بهنام خانواده دقت (میرشکار) میشناسند. او ادامه میدهد: یک وقتی خبر رسید، میخواهند باغ و ساختمانش را تخریب کنند، اهالی محله هم دست به دامن شهرداری شدند که نگذارد این باغ خراب شود. سال ۸۵ شهرداری تهران در دوره محمدباقر قالیباف، اینجا را خرید. شهرداری باغ و ساختمان را مرمت کرد و در اختیار بنیاد امیرکبیر و موزه دکتر حسن حبیبی گذاشت. او با اشاره به اینکه سال ۱۴۰۰ در دوره شهرداری پیروز حناچی، یک ساختمان دیگر در تجریش در اختیار موزه حبیبی و بنیاد امیرکبیر قرار گرفته، میافزاید: شهرداری منطقه ۷ بار دیگر باغ دقت را تحویل گرفت و پس از آمادهسازی طی سه سال، ساختمان واقع در بخش شمالی باغ در سال ۱۴۰۳ تبدیل به موزه ملی کار کرد. به گفته این معلم بازنشسته ظاهراً فقط ساختمان در اختیار موزه است و باغ جلوی آن در اختیار فضای سبز شهرداری است. با همه این تفاسیر، اهالی محله از احداث این موزه خیلی خوشحال بودند و کودکان و نوجوانان به این موزه میآمدند تا با مشاغل مختلف آشنا شوند اما مشخص نیست چرا موزه مدتهاست (از دیماه ۱۴۰۴) بسته شده و باز نمیشود. آن هم در تابستان که بچهها تعطیل هستند و میتوانند، اوقات مفیدی را در این موزه بگذرانند. این معلم میگوید: باید حتماً به این موزه سر بزنید، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد از تاریخچه صنعت معدن، کشاورزی، چاپ، عکاسی، آشپزی، نجاری، آهنگری، نساجی، خیاطی و پزشکی و… تا اسناد مختلف در این موزه یافت میشود و بچهها همیشه با شوق و ذوق از موزه خارج میشوند و حال خوبی دارند.
به گزارش سازندگی، موزه ملی کار در اواخر دولت دوازدهم با دستور «محمد شریعتمداری» وزیر وقت تعاون پایهگذاری و به ثبت رسید و از وزارتخانه میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مجوز اولیه راهاندازی گرفت. پس از آن پیرو مذاکرهای که با شهردار وقت صورت گرفت از اردیبهشت ۱۴۰۰ ساختمان کنونی برای ایجاد موزه ملی کار در اختیار مدیریت آن قرار گرفت و این واگذاری از سوی شورایشهر وقت تهران نیز مورد تأیید قرار گرفت. اگر به فهرست کتابچه راهنمای گردشگری تهران که توسط شهرداری به چاپ رسیده نگاه کنیم، باغ موزه قصر، موزه ملی کار، موزه خوشنویسی، موزه عکاسخانه شهر و موزه رضا عباسی از جمله جاذبههای موزهای این منطقه هستند.
موزهای که بیصدا تعطیل شد
تعطیلی موزه از دیماه تاکنون چندان جای تعجبی ندارد آن هم با توجه به حوادث تلخ دیماه و جنگ ۴۰ روزه، کما اینکه موزههای میراث فرهنگی هم در این مدت تعطیل بودند اما گفتوگو با چند نفر دیگر در پارک به یک حقیقت تلخ ختم میشود که شهرداری منطقه ۷ حکم تخلیه ملک موزه را صادر کرده و برخی کارکنان موزه هم رفتهاند! حتی میراث فرهنگی برای جلوگیری از این واگذاری، نامهای به شهرداری ارسال کرده است!
با پیگیری از وزارت میراث فرهنگی مشخص میشود در تاریخ ۲۸ بهمن سال گذشته، نامهای از سوی سیدرضا صالحیامیری خطاب به علیرضا زاکانی، شهردار تهران ارسال و تأکید شده: «استقرار و فعالیت موزه ملی کار در محل فعلی از بدو شکلگیری تاکنون با حمایت شورای اسلامی و شهرداری تهران همراه بوده که این همراهی و نگاه حمایتی شایسته تقدیر و قدردانی است و انتظار میرود در راستای تداوم مأموریت فرهنگی و اجتماعی موزه این حمایت ارزشمند استمرار یابد».
در بخشی از این نامه آمده است: «حسب گزارشهای واصله این موزه به موجب دستور صادره از سوی شهرداری منطقه ۷ تهران با موضوع تخلیه محل استقرار مواجه شده است. این درحالی است که با توجه به ماهیت کاملاً فرهنگی و آموزشی هزینههای انجام شده در راستای آمادهسازی، تجهیز، ساماندهی و معرفی موزه و نیز اهمیت جانمایی فعلی آن، که در محدوده منطقه، موزهای با این موضوع و کارکرد تخصصی پیشبینی و جانمایی نشده، تداوم فعالیت موزه در مکان موجود، اهمیت ویژهای دارد. بر این اساس با عنایت به وظایف و اختیارات قانونی شهرداری تهران بزرگ در حمایت از فضاها و فعالیتهای فرهنگی و عمومی شهر خواهشمند است، دستور فرمایید ضمن بررسی موضوع ترتیبی اتخاذ شود تا امکان تمدید مدت بهرهبرداری موزه ملی کار در محل فعلی، مطابق روال گذشته و بدون اخذ اجارهبها فراهم شود تا این مجموعه بتواند بدون وقفه به فعالیتهای فرهنگی آموزشی و تخصصی خود ادامه دهد».
اجارهای که از توان یک موزه خارج است
این درحالی است که اهالی محله میگویند، شهرداری خواهان اجاره چند ۱۰ میلیونی از موزهای است که یک مکان فرهنگی بهشمار میرود و یک سال بیشتر قدمت ندارد و قیمت بلیت آن برای بزرگسالان ۳۰ هزار تومان و برای دانشآموزان و دانشجویان و بازنشستگان و کارمندان شهرداری نصف همین قیمت است. به عبارتی موزه حتی درآمد ۱۰ میلیونی هم در ماه ندارد چه برسد به اینکه بخواهد، اجارهای چند ۱۰ میلیونی پرداخت کند آن هم موزهای که بیشتر مخاطبانش، دانشآموزان راهنمایی و دبیرستانی هستند که قرار است با تاریخچه مشاغل آشنا شوند و بتوانند برای آینده شغلی خود بهتر تصمیم بگیرند! این درحالی است که سرای محله هم با موزه در تعامل بوده و بازدیدکنندگانی را راهی موزه میکرده یا به موزه هنگام حضور بازدیدکنندگان کمک میکرده است. اهالی محله حالا نگرانند که نکند این موزه برای همیشه بسته شود. آنها میگویند، آقای دقت و خانوادهاش اهل کار خیر بودند و حیف است و شهرداری نباید بگذارد اینجا بسته شود. سه شخصیت حقوقی شامل وزرای وزارتخانههای تعاون، کار و رفاه اجتماعی، میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، هیأت امنای این موزه هستند و شاید ضروری است، شهرداری هم عضو این هیأت امنا باشد.
ظاهراً نامهای از سوی رئیس موزه ملی کار در ۲۶ فروردین ۱۴۰۲ به مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران و علیرضا زاکانی، شهردار تهران ارسال و درخواست شده، مراحل قانونی جهت عضویت شهرداری و شورای شهر تهران در هیأت امنای این موزه فراهم شود. امری که تا زمان نگارش این گزارش بیپاسخ مانده است. این درحالی است که ساختمان موزه ملی کار جزو فهرست املاک قابل واگذاری حق بهرهبرداری مصداق بند ۶ ماده ۵۵ قانون شهرداری است و امضای رئیس وقت شورایشهر و اعلام آن به شهردار وقت را دارد.
شهرداری نه لنگ اجاره گرفتن از یک موزه است، نه وجهه خوبی برای کارنامه شهرداری دارد که یک مرکز فرهنگی، آموزشی-موزهای که بخشی از هویت فرهنگی تاریخی کشور را در خود مستتر دارد، ببندد.

