رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > تیتر یک و سیاست : مسیر گره‌گشایی

مسیر گره‌گشایی

▫️مسعود پزشکیان: جنگ همیشه راه‌حل نیست
▫️محمدباقر قالیباف: مذاکره هر زمان لازم باشد باید انجام شود
▫️سخنگوی سپاه: اگر آمریکا به تفاهم‌نامه بازگردد، می‌توانیم تنگه هرمز را باز کنیم

در تهران، همزمان با بالا گرفتن بحث‌ها درباره تفاهم اخیر و نسبت مذاکره با مقاومت، روز گذشته از دولت تا مجلس و سپاه بر یک گزاره مشترک تأکید کردند؛ اینکه مذاکره لزوماً به‌معنای عقب‌نشینی نیست. پیام این بود که تهران راه گفت‌وگو را باز می‌گذارد اما مذاکره را از موضع قدرت و در کنار مقاومت تعریف می‌کند. رئیس‌جمهور گفت: «جنگ همیشه راه‌حل نیست» و بنای دولت «تفاهم و حل مسائل از طریق تعامل و مذاکره» است اما همزمان تأکید کرد که ایران در برابر فشار اقتصادی خواهد ایستاد و اگر پیمانی بسته شد باید «در برابر پیمان‌شکنی» ایستاد. رئیس مجلس نیز در پاسخ به انتقادها، مرز مذاکره و سازش را مشخص کرد و گفت «تعامل با دنیا، با وابستگی و تسلیم، تفاوتی بنیادین دارد و مذاکره هر زمان لازم باشد باید انجام شود». او همچنین تأکید کرد که نباید هر تلاشی برای گرفتن حق ملت را سازش و انفعال خواند. سخنگوی سپاه هم از پشتوانه سخت این سیاست پرده برداشت و با بیان اینکه «تنگه در اختیار ایران است» گفت که «اگر آمریکا کارشکنی را کنار بگذارد و به تفاهم‌نامه بازگردد، می‌توانیم در چارچوب تفاهم انجام‌ شده، تنگه هرمز را باز کنیم».

گره را با دست باز کنیم
مسعود پزشکیان در بیست‌ویکمین جشنواره شهید رجایی با بیان اینکه جنگ، اگرچه یک گزینه است اما الزاماً راه‌حل همه مشکلات نیست، گفت: «بنای ما تفاهم و حل مسائل از طریق تعامل و مذاکره است» اما بلافاصله بخش دوم این گزاره را هم اضافه کرد؛ ایستادگی در برابر فشار اقتصادی. به باور پزشکیان مذاکره و مقاومت دو مفهوم متضاد نیستند. ایران می‌تواند هم پای میز گفت‌وگو بنشیند و هم در برابر فشار کوتاه نیاید. او برای توضیح این رویکرد به یک تعبیر ساده متوسل شد: «گرهی که می‌توان با دست باز کرد را نباید با دندان باز کرد». پزشکیان در واقع تلاش کرد، دوگانه‌ای که در روزهای اخیر درباره تفاهم شکل گرفتهبود را کنار بزند؛ اینکه دفاع از این تفاهم آیا به‌معنای اعتماد به طرف مقابل یا عقب‌نشینی از مواضع پیشین است؟ پاسخ او روشن بود: «اعتماد نداریم اما تلاش خواهیم کرد با تدبیر از این بحران خارج شویم». رئیس‌جمهور حتی به تجربه صلح در نگاه امیرالمؤمنین(ع) استناد کرد و گفت صلحی که دشمن پیشنهاد می‌کند و در آن رضایت خداوند وجود دارد نباید رد شود؛ هرچند پس از آن باید هوشیاری را حفظ کرد. در ادامه همین نگاه، پزشکیان به وفای به‌عهد رسید؛ اصلی که به گفته او پس از هر تفاهمی تعیین‌کننده است. رئیس‌جمهور گفت: «وقتی پیمانی بسته شد باید گردن را در گرو پیمان گذاشت و در برابر پیمان‌شکنی ایستاد». این جمله در کنار تأکید او بر بی‌اعتمادی به طرف مقابل، معنای مشخصی پیدا می‌کند؛ تهران اگر پای تفاهمی می‌نشیند، انتظار دارد طرف مقابل نیز به تعهداتش پایبند بماند و اگر پیمان شکسته شود، ایران مسیر ایستادگی را انتخاب خواهد کرد.

پزشکیان البته یک مخاطب دیگر هم داشت؛ منتقدانی که مدافعان تفاهم را به وادادگی متهم می‌کنند. او گفت کسانی‌ که از تفاهم دفاع کرده‌اند «به فکر عزت و سربلندی کشور هستند» و «افراد واداده‌ای نیستند»؛ بلکه کسانی هستند که خود در میدان جنگ حضور دارند و زندگی‌شان را در این میدان گذاشته‌اند. رئیس‌جمهور همچنین گفت همه اعضای شورای‌عالی امنیت ملی، به‌‌جز یک مورد، از تفاهم‌نامه حمایت کرده‌اند؛ نکته‌ای که می‌تواند، پاسخی مستقیم به مخالفان داخلی این توافق باشد.
پزشکیان اما سخنانش را فقط به سیاست خارجی محدود نکرد. او در ابتدای سخنرانی با اشاره به تصویری که پشت جایگاه قرار داشت به غیبت نیمی از جامعه در آن تصویر اشاره کرد و گفت: «در این تصویر، عکس ۵۰‌ درصد از مردم این سرزمین وجود ندارد؛ زنان، دختران و مادران ما کاری کارستان کردند و اگر نقش زنان بیشتر از مردان نباشد، کمتر نیست».

مذاکره تابو نیست
محمدباقر قالیباف، رئیس ‌مجلس هم این ‌بار در پاسخ به نامه‌ای که حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، نوشته بود، تلاش کرد، خطی میان دو مفهوم که در فضای سیاسی ایران در برابر هم قرار گرفته‌اند یعنی مذاکره و سازش بکشد. شریعتمداری در نامه خود ضمن تأکید بر سابقه و مواضع انقلابی قالیباف، هشدار داده بود که برخی مواضع اخیر او، دست‌کم در ظاهر، با جریان‌های غربگرا همسویی پیدا کرده است و مدعی شد که برخی جریان‌های غربگرا و شماری از مدعیان اصلاحات در تلاش‌ هستند، پایگاه اجتماعی قالیباف را از «توده‌های عظیم و فداکار مردم» به سمت خود منتقل کنند و همزمان با تحریف یا تقطیع برخی مواضع او این تصور را بسازند که پایگاه سیاسی رئیس مجلس تغییر کرده است. او البته تأکید کرده بود که این برداشت ممکن است صرفاً یک احتمال باشد اما همزمان از قالیباف خواسته بود برای جلوگیری از چنین برداشتی، مرزبندی خود با این جریان‌ها و مواضع انقلابی‌اش را صریح‌تر بیان کند.
قالیباف اما در پاسخ نوشت: «مذاکره در نگاه اینجانب، نه ارزش ذاتی دارد و نه تابو است؛ نه مطلقاً خیر است و نه مطلقاً شر». او تأکید کرد: «مذاکره هنگامی معنا می‌یابد که ابزار پیشبرد منافع ملی، احقاق حقوق ملت، رفع ظلم و تثبیت دستاوردهای مقاومت باشد». به همین دلیل هم رئیس مجلس معتقد است: «هر اقدام عقلانی از موضع انقلابی، هر گفت‌وگوی مقتدرانه یا هر تلاش برای گرفتن حق ملت از دشمن نباید به نادرست در ذیل سازش و انفعال تعریف شود».
قالیباف در بخش دیگری از نامه، مسئولیت مذاکره با دشمن را از زاویه‌ای شخصی‌تر توصیف کرد و نوشت که مسئولیت مذاکره با دشمن برای او «امتیاز» نیست بلکه «امتحانی سنگین و امانتی خطیر» است. او سپس تعریف خود از مذاکره را صریح‌تر کرد: «گفت‌وگو اگر لازم باشد همان میدان مبارزه و مقاومت است؛ نه جایگزین آن و نه نشانه عقب‌نشینی از آن». رئیس مجلس حتی تعبیر «مذاکره مجاهدانه» را به کار برد و نوشت: «نباید اجازه داد، تفسیرهای شتاب‌زده و فضاسازی‌های سیاسی، باعث تضعیف سربازان این مرز و بوم در صورتی از جهاد یعنی مذاکره مجاهدانه و خدشه به وحدت، اعتماد و اعتقاد به نیروهای وفادار به امامین انقلاب و رهبری گردد».
قالیباف در ادامه به منتقدانی اشاره کرد که در این شرایط منتظرند هر دستاورد تیم مذاکره‌کننده را «خیانت» بنامند و نوشت: «در این مقطع زمانی نیز شانه از زیر بار مسئولیت مذاکره با دشمن خالی کردن و به کمین نشستن تا هر دستاورد تیم مذاکره‌کننده را خیانت نامیدن عین عافیت‌طلبی است. باید شانه زیر بار مسئولیت داد، از ابزارهای قدرت حراست و حفاظت کرد تا بتوان دستاوردهای جنگ را تثبیت کرد و کشور را از بلایای خطیری که دشمنان برای آن نقشه کشیده‌اند به سلامت عبور داد».
اما دامنه نامه قالیباف از مذاکره فراتر رفت و به تعریف او از انقلابی‌گری و دایره نیروهای انقلاب رسید. او از «عقلانیت انقلابی» گفت؛ عقلانیتی که به تعبیر او باید «عدالت و معنویت و عقلانیت» را کنار هم بنشاند. او در این چارچوب مردم‌باوری، خداباوری و خودباوری را سه پایه موفقیت دانست و تأکید کرد: «باید هسته سخت انقلاب را ۹۰‌ میلیون بدانیم». قالیباف همین نگاه را به مفهوم ولایت‌پذیری نیز تعمیم داد و تأکید کرد: «ولایت‌پذیری، انتخاب گزاره‌های دلخواه از سخنان ولی‌فقیه نیست؛ بلکه التزام عملی به منظومه رهنمودهای ایشان است»؛ منظومه‌ای که به گفته او، هم مقاومت در برابر دشمن را دربرمی‌گیرد و هم حفظ انسجام ملی و پرهیز از دوقطبی‌سازی‌های زیان‌بار را.
رئیس مجلس در پایان از ضرورت تغییر اولویت‌ها گفت؛ در شرایطی که به گفته او کشور با مسائل بزرگ و پیچیده و دشمنی آشکار و چندلایه روبه‌روست نباید توان مسئولان صرف جدال‌های داخلی شود. قالیباف نوشت: «وظیفه ما این است که توان و وقت خود را صرف حل مسائل مردم، افزایش اقتدار ایران، پاسداری از دستاوردهای مقاومت و ناکام گذاشتن دشمن کنیم؛ نه آنکه سرمایه محدود مسئولیت را در پاسخگویی به همه برداشت‌ها و داوری‌های غیردقیق بیش از اندازه هزینه کنیم».

شرط ایران برای بازگشایی هرمز
اگر پزشکیان از میز مذاکره گفت و قالیباف از ضرورت گفت‌وگو از موضع قدرت، سخنان سخنگوی سپاه نشان داد این قدرت قرار است بر چه اهرم‌هایی تکیه کند. سردار حسین محبی درباره آخرین وضعیت تنگه هرمز گفت: «تنگه در اختیار ایران است و هیچ شناور نظامی دشمن، داخل خلیج فارس حضور ندارد». به گفته او، «شناورهای جنگی دشمن دست‌کم ۴۰۰ کیلومتر از تنگه فاصله گرفته‌اند» و عبور از این آبراه «بدون اجازه و مدیریت ایران امکان‌پذیر نیست».
محبی در ادامه به مذاکره با عمان اشاره کرد؛ جایی‌ که روایت سپاه از هرمز به همان موضوع تفاهم و مذاکره گره می‌خورد. به گفته سخنگوی سپاه، ایران حدود یک ماه پیش با عمان وارد مذاکره شده و دو طرف درباره میزان سهم خود از آب‌های تنگه و درآمدهای آن به توافق‌هایی رسیده‌اند. اما به گفته او مشکل نه اصل تفاهم بلکه مداخله آمریکاست. محبی گفت، آمریکا در این مسیر کارشکنی می‌کند و همین مسئله روند کار را به تأخیر انداخته است و در ادامه، شرط تهران را روشن‌تر بیان کرد: «اگر آمریکا کارشکنی را کنار بگذارد و به تفاهم‌نامه بازگردد، می‌توانیم در چارچوب تفاهم انجام ‌شده، تنگه هرمز را باز کنیم».
یعنی همان جایی ‌که پزشکیان از تفاهم و قالیباف از مذاکره مقتدرانه سخن می‌گفتند، سخنگوی سپاه از یک اهرم عینی قدرت حرف زد؛ تنگه‌ای که اهمیت آن فقط به جغرافیا محدود نیست و هر تصمیم درباره آن، پیامدهای اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای دارد. سه موضع در نهایت تأکید دارند که مذاکره قرار نیست به‌تنهایی سیاست ایران باشد. پزشکیان از گفت‌وگو برای حل مسئله می‌گوید، قالیباف از مذاکره به‌عنوان ابزاری برای گرفتن حق ملت دفاع می‌کند و سپاه از اهرمی سخن می‌گوید که می‌تواند، پشت میز مذاکره، وزن تصمیم ایران را افزایش دهد. در چنین روایتی، تفاهم آغاز مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن ایران می‌خواهد همزمان دو تصویر را حفظ کند: کشوری که راه گفت‌وگو را نبسته و کشوری که اگر طرف مقابل پیمان‌شکنی یا کارشکنی کند، ابزارهای فشار خود را کنار نگذاشته است.

sazandegi

پست های مرتبط

دردی که بعد از بیمارستان آغاز می‌شود

تفاهم‌نامه انجمن ققنوس و جراحان پلاستیک برای حمایت از بیماران سوختگی گروه…

۵ شهریور ۱۴۰۵

ماجرای جنگ آمریکا با ایران

ترامپ به مشورت‌ها گوش نکرد وال‌استریت ژورنال در گزارشی درباره روند تصمیم‌گیری…

۵ شهریور ۱۴۰۵

پایان قسد

فعالیت نیروهای دموکراتیک سوریه پایان یافت گروه بین‌الملل: مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای…

۵ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید