مهدی تاج ۱۴۰میلیاردتومان از پاداش۳۵۰میلیاردتومانی اهدایی رئیسجمهور را به امیر قلعهنویی داد. این درحالی است که تیم ملی ایران برای حضور در جام جهانی، حدود ۱۰میلیوندلار نیز از فیفا دریافت خواهد کرد. هنوز مشخص نیست که فدراسیون فوتبال چه برنامهای برای این مبلغ در نظر دارد. آیا این پول خرج مسائل کلان فوتبال ایران خواهد شد یا مثل چند دوره اخیر، باز هم کسی از نحوه هزینهکرد آن باخبر نخواهد شد؟

چگونه و چرا پاداش ۳۵۰ میلیاردی اینگونه تقسیم شد؟ این سوالی است که امروز در ذهن بسیاری از علاقهمندان به فوتبال و حتی کسانی که به آن علاقهای ندارند، پیچوتاب میخورد. در روزهایی که حواس فوتبالدوستان به بازیهای مراحل پایانی جام جهانی ۲۰۲۶ است اخبار و گزارشهای عجیب و گاه جالبی از فدراسیون فوتبال و تیم ملی ایران به گوش میرسد! یکی از جنجالیترین آنها مربوط به نحوه تقسیم پاداشی است که دولت پیش از حضور تیم در مکزیک و سپس آمریکا در اختیار فدراسیون فوتبال گذاشت.
سایت فوتبال ۳۶۰ طی روزهای گذشته در چند گزارش، به این موضوع پرداخت و اعلام کرد پاداش اهدایی رئیسجمهور به تیم ملی به طرزی عجیب تقسیم شده، بهطوریکه ۱۴۰ میلیارد آن (حدود ۴۰ درصد) به امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی رسیده و مابقی نیز بین بازیکنان و اعضای کادرفنی به میزان تأثیرگذاریشان در چهار سال گذشته، تقسیم شده است. براساس این گزارشها، چیزی حدود ۶ میلیارد تومان، سقف پاداشی است که به بازیکنان تعلق گرفته است. حالا موضوع مهم این است که با حدود ۱۰ میلیون دلاری که قرار است از فیفا برای تیم ملی به فدراسیون بدهند، چه خواهند کرد؟ آیا این پول نیز مانند پاداش رئیسجمهور بین خودشان تقسیم خواهد شد یا اینکه بیش از ۱۵۰۰ میلیون تومان دریافتی فیفا سرانجام هزینه زیرساختها و مسائل کلان فوتبال ایران میشود؟
تیم ملی ایران در سه مسابقه در جام جهانی ۲۰۲۶ سه نتیجه تساوی کسب کرد و البته چیزی که اعضای کادر فنی، امروز روی آن بسیار مانور میدهند، این است که این تیم بدون شکست از دور رقابتها کنار رفت. حساب و کتابهایی خاص که بیشتر بهدرد پیجهای ناشناس فضای مجازی میخورند. فیفا برای اینکه نشان دهد تنها برد و پیروزی است که اهمیت دارد و تیمها را ترغیب به بازی تهاجمی کند، امتیاز برد را از ۲ امتیاز به ۳ امتیاز افزایش داد، اما مساوی تنها یک امتیاز دارد. به همینخاطر است که سه مساوی تیم ملی ایران برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، تنها بهاندازه یک برد از نظر امتیازی، ارزش دارد. این نشان میدهد مساوی، تفاوت چندانی با شکست ندارد و برای موفقیت در یک تورنمنت باید به بردن فکر کرد. شاید در تک مسابقاتی مانند دیدار با بلژیک در این جام یا آرژانتین و اسپانیا و پرتغال در جامهای اخیر مساوی اهمیت داشته باشد یا تک امتیازی که بتواند تیم را از مرحله گروهی به حذفی برساند، اما در نهایت همانطور که نتایج تیم ملی نشان داد، مساویهای پیدرپی نمیتوانند کمک زیادی به یک تیم برای موفقیت بکنند.
امیر قلعهنویی روزی که سرمربی تیم ملی شد، در بخشی از اولین گفتوگویش گفته بود: «ما باید جوانهای خوب لیگ را ببینیم، متأسفانه تیم ملی ما بالاترین میانگین سنی را در جام جهانی گذشته داشت. از همه مهمتر اینکه لیگ ما هم لیگ پیری است. باید به موازات این کارها را انجام بدهیم. فکر میکنم این مهم را میتوانیم با یک زمان مناسب و خوب انجام بدهیم. توکل بهخدا، از همه هم حلالیت میطلبم و به دعای خیر مردم احتیاج دارم». البته که تمام این حرفها که بعدها هم درباره جوانگرایی و تغییر نسل در فوتبال ایران تکرار شدند، در نهایت رنگ باختند و تیم ملی با یک ترکیب تقریباً قابل پیشبینی با بازیکنان باتجربه و مسن راهی مسابقات شد. تیم ملی از این نظر هیچ دستاوردی نداشت. اگر تیم نتیجه نمیگرفت و چند بازیکن مهم به فوتبال ایران معرفی میشد یا چند جوان میتوانستند چشم استعدادیابهای حاضر در جام جهانی را بگیرند، آنوقت میشد گفت تیم دستاورد داشته است.
تیم ملی ایران در دورهای که قاره آسیا ۸ سهمیه مستقیم داشت، درحالی به جام جهانی صعود کرد که دو بازی برابر مهمترین رقیبش در گروه (ازبکستان) را نتوانست با برد پشتسر بگذارد. با این حال ۴۸ تیمی بودن جام جهانی کمک کرد که تیم ملی ایران بدون دردسر راهی مسابقات شود اما در مسابقات هیچ عملکرد شگفتانگیزی در کار نبود. یکی دو بازیکن کلیدی مانند سردار آزمون و احمد نوراللهی، در کنار جوانانی که قرار بود در لیگ دیده شوند و به تیم ملی برسند، که میتوانستند کمک کنند، از تیم کنار گذاشته شدند تا تیم ملی با مجموعهای از بازیکنانی به جام جهانی برود که برخی از آنها نتوانستند هیچ نقشی ایفا کنند. دنیس اکرت (درگاهی) هم که مشخص نشد چگونه و در کدام میدان توانست نظر سرمربی تیم ملی را جلب کند تا چشم بر روی سردار آزمون ببندد؟! در گزارشها آمده که فدراسیون فوتبال قصد داشته مبلغ ۱۰۰۰ میلیارد تومان پاداش پیش از مسابقات بگیرد اما در نهایت دولت ۳۵۰ میلیارد تومان به فدراسیون میدهد. مبلغی که میتواند صرف حداقلهایی مانند فوتبال پایه شود اما این پول به حساب سرمربی و بازیکنانی رفت که میلیاردها تومان سالانه درآمد دارند و البته عملکردی انتقادبرانگیز و ناموفق در جام جهانی داشتهاند. حالا این سوال بیشتر جان میگیرد که این پاداش برای کدام موفقیت یا برای چه دستاوردی به سرمربی و بازیکنان تعلق گرفته است؟
رسانههایی که ماجرای پاداش کلان تیم ملی و تقسیم عجیب آن را منتشر کردند یا آنها که فیک بودن مصاحبه مورینیو و بوفون را افشا کردند، تنها دارند مسئولیت و رسالتی که دارند را انجام میدهند. واقعیت این است وقتی که مورینیو و بوفون این حرفها را نزدند و تیم ملی «خفن» نبوده است، اگر کسی به دروغ چنین چیزی بگوید، نهتنها رسالت حرفه روزنامهنگاری را لگدمال کرده، بلکه دست به اشاعه دروغ زده که میتواند یک اشتباه نابخشودنی باشد. موضوع مهمتر این است که رابطه جامعه با پدیدههای اجتماعی مثل فوتبال، یک رابطه ارگانیک است. هیچکس در سال ۱۹۹۸ نیامد از مردم بخواهد که از تیم ملی حمایت کنند اما به جرأت میتوان گفت تمام ایرانیها با آن تیم اشک ریختند و شادی کردند. اما از زمانیکه برنامهریزان اقدام بهدست بردن در این رابطه ارگانیک کردند و با مسائل مندرآوردی مانند «یار دوازدهم» خواستند این رابطه ارگانیک را مدیریت کنند، تیم ملی از جامعه فاصله گرفت. نمیتوان وقتی تیم میبرد سرودهای حماسی پخش کنیم و زمانیکه تیم میبازد مخاطب را به دیدن برنامه بعدی (احتمالاً یک سریال) ارجاع بدهیم. فوتبال را باید در همان ظرف خودش سنجید، گاهی تیمها میتوانند در قلب مردم نفوذ کنند و گاهی هم نمیتوانند، مثل تیم ۹۸ که توانست و تیم ۲۰۲۶ که موفق نبود. مهم این است که به واکاوی دلایل آنها بپردازیم و به نتایج واقعی بهدست آمده، تن دهیم.
تیم ملی ایران بابت حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ مبلغی حدود ۱۰میلیون دلار پاداش خواهد گرفت. پاداشی که معلوم نیست فدراسیون فوتبال چه برنامهای برای آن دارد. بهغیر از سال ۱۹۹۸ که دریافتی پول فیفا منجر به ساخت کمپ برای تیم ملی شد، هیچکس نمیداند که پاداش ادوار بعدی چه شد. این حق طبیعی مردم و خصوصاً هواداران است که بدانند پولی که باید برای فوتبال ایران هزینه شود، تاکنون در کجا خرج شده و قرار است اینبار در کجا خرج شود؟
برخلاف تصور، مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، با ابراز رضایت از عملکرد تیم ملی اعلام کرده که قصد دارد با امیر قلعهنویی تا جام ملتهای ۲۰۲۷ ادامه بدهد. موضوعی که انتقادهای زیادی را هم برانگیخت. موضوع این است که چه زمانی باید تغییرات نهفقط در کادرفنی و بازیکنان تیم ملی که در مجموعه مدیریتی فدراسیون انجام شود؟! عدم صعود تیم ملی بدون کسب برد در تورنمنتی که تیمهای سوم هم شانس صعود داشتند و درحالی که هیچ برنامه تازه و آیندهنگری در آن دیده نمیشد، چرا باید منجر به ادامه همکاری شود؟ آیا فدراسیون به این فکر کرده که این تیم ملی متعلق به مردم ایران است و باید خواستهها و نظراتی که نظر عمومی جامعه هواداران را جلب کند، در هر انتخابی مدنظر قرار بگیرد. بهنظر میرسد، فوتبال ایران از بالاترین بخش مدیریتی فدراسیون تا نیمکت تیم ملی و لیست بازیکنان نیازمند تغییرات اساسی است. اتفاقی که تا الان نیفتاده و هیچکسی ازجمله مهدی تاج، رئیس فدراسیون نسبت به این تصمیمات پاسخگو نیست.

