رنگ‌زمینه

کوچ از فرانسه به بریتانیا

بعد از عدم موفقیت آخرین فیلم «داستان‌های موازی»، ساخته اصغر فرهادی اتفاق می‌افتد

اصغر فرهادی، در آخرین اظهاراتش اعلام کرده که فیلم بعدی‌اش یک فیلم ایرانی است که در خارج از کشور ساخته خواهد شد. آخرین فیلم این کارگردان برنده اسکار «داستان‌های موازی» است، که در پاریس ساخته شده. سایت روزنامه هلندی «تراو» دیروز گزارشی از گفت‌و‌گوی اختصاصی‌اش با فرهادی، که بعد از نمایش فیلم در کن امسال انجام شده، منتشر کرد. در این گزارش آمده است: اصغر فرهادی، کارگردان ۵۴‌ساله ایرانی، سال‌ها در فرانسه و آمریکا زندگی کرد، اما سرانجام دوباره به خانه‌اش ایران، بازگشته است. او که با درام خانوادگی «جدایی نادر از سیمین» به شهرت جهانی و جایزه اسکار رسید، در خارج از کشور نتوانست احساس تعلق کند. با این‌حال، فرهادی به‌روشنی گفته است که فعلاً در ایران فیلم نخواهد ساخت. بنابراین چندان عجیب نیست که فیلم تازه‌اش را در جای دیگری و در لوکیشن‌های پاریس ساخته است. جدا از نبود محدودیت‌ها! یک امتیاز دیگر این بود که گروهی از بازیگران سرشناس فرانسوی، مشتاق همکاری با این کارگردان مشهور بودند. در «داستان‌های موازی» ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا و ونسان کسل بازی می‌کنند و حتی کاترین دونو نیز در نقشی کوتاه ظاهر می‌شود.

ملودرامی تیز و برنده
فرهادی می‌گوید: «فیلم ساختن در کشوری دیگر و به زبانی دیگر دشوار است، اما غیرممکن نیست. داستان‌های موازی» سومین فیلمی است که خارج از ایران ساخته‌ام». فرهادی با درام خانوادگی ایرانی «جدایی نادر از سیمین» در سال ۲۰۱۱ به شهرت جهانی رسید. این فیلم که خرس طلایی جشنواره برلین را گرفت و نخستین اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را برای ایران به ارمغان آورد، تمام تصورات رایج درباره یک درام خانوادگی را برهم زد. فرهادی به استاد ملودرام‌های اخلاقی تیز و برنده‌ای تبدیل شد که در فضای روابط خانوادگی شکل می‌گیرند. در «جدایی نادر از سیمین»، بحران دردناک طلاق میان یک معلم زبان و یک کارمند بانک در تهران معاصر، موضوعی جدا از دیگر مسائل زندگی نیست؛ بلکه بخشی از درامی هوشمندانه است که به موضوعاتی می‌پردازد که زندگی روزمره را شکل می‌دهند: ازدواج، سلامت، تربیت فرزند، مذهب، جنسیت و طبقه اجتماعی. درامی قدرتمند و برگرفته از زندگی واقعی.

مقدمه طولانی
همان‌طور که معمولاً برای کارگردانان موفق در عرصه بین‌المللی اتفاق می‌افتد، فرانسه نیز خیلی‌زود از فرهادی استقبال کرد. فرانسوی‌ها به بسیاری از فیلم‌سازان دیگر هم فرصت داده‌اند؛ ازجمله پل ورهوفن که فیلم دلهره‌آور «او» را در سال ۲۰۱۶ با سرمایه فرانسوی ساخت. این فیلم برای ورهوفن جایگاهی در جشنواره کن به همراه آورد و بازیگر اصلی آن، ایزابل هوپر، نامزد اسکار شد. اما متأسفانه فیلم‌های اروپایی فرهادی به‌پای آثار ایرانی او نمی‌رسند. درام فرانسوی «گذشته» در سال ۲۰۱۳ که فرهادی آن را بلافاصله پس از موفقیت جهانی «جدایی نادر از سیمین» ساخت، ناامیدکننده بود. «همه می‌دانند» در سال ۲۰۱۸ نیز وضع بهتری نداشت؛ فیلمی که فرهادی آن را در اسپانیا و با حضور دو ستاره اسپانیایی، خاویر باردم و پنه‌لوپه کروز ساخت. در مقابل، فرهادی در فاصله میان این دو فیلم، «فروشنده» را در ایران کارگردانی کرد و برای آن بلافاصله دومین اسکار خود را به‌دست آورد. فرهادی می‌گوید «داستان‌های موازی» حاصل یک مسیر طولانی است: «تهیه‌کنندگانم در ابتدا پیشنهاد کردند یک بازسازی از دکالوگ بسازیم». دکالوگ مجموعه تلویزیونی ۱۰ ‌قسمتی و درخشان است که با الهام آزادانه از ده فرمان ساخته شد و کریشتوف کیشلوفسکی، کارگردان لهستانی، آن را در اواخر دهه ۱۹۸۰ کارگردانی کرد.

شفقتی عمیق
فرهادی از علاقه‌مندان جدی آثار کیشلوفسکی است. او می‌گوید: «من کیشلوفسکی را در شمار فیلم‌سازان انسان‌گرا قرار می‌دهم؛ فیلم‌سازی که شفقت زیادی نسبت به شخصیت‌هایش داشت. فیلم محبوب من از کیشلوفسکی «چهره‌های انسانی» است، یک مستند کوتاه که می‌توانید آن را در یوتیوب ببینید. کیشلوفسکی در این مستند از همه، پیر و جوان، ثروتمند و فقیر، دو پرسش ساده می‌پرسد: تو کی هستی؟ و از زندگی چه می‌خواهی؟ این فیلم فقط یک سند تأثیرگذار از یک دوره تاریخی نیست؛ بلکه در ۱۵ دقیقه به عمق فلسفی می‌رسد». اما کارگردان ایرانی اصلاً علاقه‌ای به ساخت یک مجموعه تلویزیونی نداشت. به همین دلیل تهیه‌کنندگان پیشنهاد دیگری به او دادند: آیا ممکن است به ساخت یک فیلم سینمایی با الهام از آثار کیشلوفسکی علاقه داشته باشد؟ فرهادی بلافاصله استقبال کرد: «من همیشه به «فیلم کوتاه درباره عشق» کیشلوفسکی علاقه خاصی داشتم. شخصیت اصلی آن یک کارمند جوان اداره پست در ورشو است که عاشق همسایه‌اش می‌شود؛ زنی هنرمند و مسن‌تر که او را با یک تلسکوپ زیر نظر می‌گیرد».

چشم‌چرانی قهرمان
در «داستان‌های موازی» در نهایت تنها ایده اصلی آن فیلم باقی مانده است: چشم‌چرانی به‌عنوان نقطه آغاز کاوشی درباره واقعیت و خیال، حقیقت و تصور. ایزابل هوپر، ستاره ۷۳ ساله سینمای فرانسه، نقش سیلوی را بازی می‌کند؛ نویسنده‌ای مسن و تنها، با عینکی شبیه چشم جغد و لاک ناخن‌هایی که ورآمده و از بین رفته‌اند. او از آپارتمان به‌هم‌ریخته‌اش در پاریس، همسایه جوان و زیبایش را با تلسکوپ زیر نظر می‌گیرد؛ زنی با بازی ویرژینی افیرا. وقتی صحبت از چشم‌چرانی در سینما به میان می‌آید، «پنجره عقبی» ساخته آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۵۴ بلافاصله به ذهن می‌آید. در آن فیلم، جیمز استوارت در حالی‌که همسایه‌هایش را زیر نظر دارد، تصور می‌کند سرنخ یک قتل را پیدا کرده است. اما در «داستان‌های موازی»، نویسنده از پشت تلسکوپ به همسایه‌اش نگاه می‌کند تا برای رمان تازه‌اش الهام بگیرد. و این تازه آغاز ماجراست.
فرهادی موزائیکی رنگارنگ از شخصیت‌ها و ماجراهای درهم‌تنیده می‌سازد؛ جهانی که در آن مرز میان واقعیت و خیال هر لحظه بیشتر محو می‌شود. او هنگام نوشتن، بی‌تردید از خلق این همه داستان موازی و لایه‌های پنهان لذت برده است. اما در حالی‌که کیشلوفسکی در فیلم خود از اصل «کمتر، بیشتر است» پیروی می‌کرد، شخصیت‌های «داستان‌های موازی» در ساختاری پیچیده و هزارتووار گم می‌شوند.

ریسک تجربه
فرهادی توضیح می‌دهد: «من از پیچیدگی فیلم‌نامه آگاه بودم. می‌توانستم آن را ساده‌تر پیش ببرم، اما می‌خواستم دنیای نویسنده‌ای را نشان بدهم که در آشوبی مطلق زندگی می‌کند. می‌خواستم نشان بدهم ذهن او چگونه کار می‌کند». فرهادی می‌گوید به هیچ‌وجه نمی‌خواست داستانی خطی روایت کند: «این ریسکی بود که در این مقطع از زندگی حرفه‌ای‌ام باید می‌پذیرفتم. بله، من دو اسکار و جوایز بسیار دیگری گرفته‌ام، اما نمی‌خواستم روی موفقیت‌های گذشته‌ام تکیه کنم. می‌خواستم این تجربه را امتحان کنم، خودم را محدود نکنم».
او هنگام نوشتن فیلم‌نامه از همان ابتدا می‌دانست که فیلم در زبانی دیگر ساخته خواهد شد: «و طبیعتاً ما در تهران نیستیم، بلکه در پاریس هستیم. در صحنه فیلم‌برداری، هنگام کار با بازیگران فرانسوی، یک مترجم دارم. بعضی گفت‌وگوها، حتی با عوامل فنی، را سعی می‌کنم به انگلیسی انجام دهم». فرهادی در جریان کار متوجه شد که راه‌های دیگری نیز برای ارتباط وجود دارد: «فهمیدم که همه‌چیز از طریق کلمات منتقل نمی‌شود. می‌توان پیام‌ها را از طریق احساسات منتقل کرد. بعضی بازیگران دقیقاً متوجه می‌شوند منظور شما چیست. این ارتباط می‌تواند از طریق نگاه‌ها و حرکات هم شکل بگیرد. مسئله این است که برای روش‌های دیگر، شاید ظریف‌تر، ارتباط آماده باشی».

زیر نظر گرفتن
فرهادی ادامه می‌دهد که چشم‌چرانی نیز نوعی ارتباط است: «نویسنده با تلسکوپ همسایه‌اش را زیر نظر می‌گیرد، در حالی‌که خود او از سوراخ کلید توسط نظافتچی خانه دیده می‌شود. همه ما امروز دائماً یکدیگر را از طریق شبکه‌های اجتماعی زیر نظر داریم».
فرهادی این مسئله را لزوماً منفی نمی‌داند: «فکر می‌کنم این هم راهی برای برقراری ارتباط با دیگری است؛ راهی برای ایجاد رابطه با محیط اطراف. اینکه چشم‌چرانی درباره تنهایی هم حرف می‌زند، کاملاً درست است». فرهادی در طول مصاحبه ترجیح می‌دهد درباره ایران صحبت نکند. نشست خبری او در کن، تقریباً به‌طور کامل تحت‌تأثیر پرسش‌هایی درباره حوادث تراژیک اخیر در ایران قرار گرفت. فرهادی در آن نشست درباره تأثیر گسترده جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران صحبت کرد. او گفت: «موضوع، مرگ انسان‌های بی‌گناه، کودکان و غیرنظامیان است و درست پیش از جنگ، مسئله مرگ معترضان بود». فرهادی این فجایع را «بسیار دردناک» توصیف کرد. او تأکید کرد: «هر قتل یک جنایت است و تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم بپذیرم که انسانی جان خود را از دست بدهد». خبر خوب این است که فرهادی بار دیگر در حال نوشتن فیلم‌نامه‌ای به زبان مادری خود، فارسی است.
او اعلام کرده که فیلم بعدی‌اش را در ایران فیلم‌برداری نخواهد کرد. در فرانسه نیز فیلم نخواهد ساخت؛ موضوعی که ماه گذشته در گفت‌وگو با نشریه تخصصی «اسکرین اینترنشنال» مطرح کرده بود. پس فیلم بعدی او کجا ساخته خواهد شد؟ فرهادی تأکید می‌کند که هنوز هیچ چیز قطعی نشده است، اما می‌گوید با نگاهی به بریتانیا فکر می‌کند.

 

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

فریاد علیه خاموشی

نگاهی به فیلم «بی داد» ساخته سهیل بیرقی به قلم؛ دلارام اقتناعی؛…

از سکه افتاد!

چرا “نوید محمدزاده” از نمایش «آرش» کنار گذاشته شد؟ نوید محمدزاده، بازیگر…

دولت‌مرد میانجی

روایت سه تاریخ‌نگار از زندگی و کارنامۀ ناصرالملک نشست «ناصرالملک؛ صدایی که…

دیدگاهتان را بنویسید