دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم به سد ۶۰ درصدی شورایعالی انقلاب فرهنگی اعتراض کردند
صبح دیروز پیادهروهای مقابل ساختمان وزارت آموزشوپرورش و در ادامه خیابانهای منتهی به شورایعالی انقلاب فرهنگی، میزبان تجمعی ملتهب و پر از استرس از سوی تعدادی از دانشآموزان بود. داوطلبان کنکور و دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم در اعتراض به مصوبهای تجمع کردند که سرنوشت و آینده تحصیلی آنها را تحتتأثیر قرار داده است: «تأثیر قطعی ۶۰ درصدی معدل در کنکور». این اعتراضات درحالی شکل میگیرد که با وجود تلاطمهای ماههای اخیر، فضای ناشی از سیاستهای فعلی و بلاتکلیفی در زمان دقیق برگزاری آزمونها عملاً امکان برنامهریزی و آمادگی عادلانه را از آنها سلب کرده است. اما در پس این دیوارهای شیشهای مسئولیت با یک پاسکاری فرساینده میان وزارتخانه و شورا روبهرو هستیم؛ آموزشوپرورش خود را صرفاً یک مجری بیاختیار میداند و شورایعالی انقلاب فرهنگی بر طبل صلب و بیتغییر بودن این مصوبه میکوبد.
جنگ، قطعی اینترنت و کلاسهای مجازی
براساس مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی که از سال ۱۴۰۱ اجرایی شد، سهم سوابق تحصیلی امسال (سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵) برای پایههای یازدهم و دوازدهم به ۶۰ درصد با تأثیر قطعی رسیده است. این یعنی امتحانات نهایی، وزنی سنگینتر از خود غول کنکور پیدا کردهاند. اما منتقدان و دانشآموزان معترض میپرسند: در کدام بستر آموزشی؟
با آغاز جنگ و بحرانهای امنیتی از دی ماه سال گذشته مدارس کشور عموماً تعطیل و کلاسها به فضای مجازی منتقل شدند؛ آن هم در بستری که با قطعیهای مداوم اینترنت و افت شدید کیفیت آموزشی همراه بود. دانشآموزان معترض استدلال میکنند که آموزش آنلاین و بیکیفیت در شرایط بحرانی با برگزاری ۱۶ امتحان نهایی حضوری و فشرده که بدون فرجه مناسب طراحی شده، مغایرت آشکار دارد و مصداق بارز شکنجه روانی خانوادههاست. داوطلبان امسال خواستار آن هستند که دستکم برای کنکور ۱۴۰۵ تأثیر سوابق تحصیلی پایه یازدهم بهصورت «مثبت» محاسبه شود تا نمراتی که زیر سایه موشکباران و استرس جنگ افت کردهاند، آینده آنها را تحتتأثیر قرار ندهد.
خطای انسانی مصححان عصبانی
بسیاری از متخصصان و کارشناسان آموزشی معتقدند فرآیند فعلی نهتنها علمی نیست بلکه ساختار فنی ترازگیری را به یک قمار بزرگ تبدیل کرده است. دکتر حسیننژاد، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با تحلیل فنی این ساختار معتقد است، کنکور یک آزمون «هنجارمحور» (مسابقهای برای رتبههای برتر) است درحالی که امتحانات نهایی، آزمونی «معیارمحور»(برای احراز حداقلهای دیپلم) هستند. ترکیب این دو عملاً از نظر فنی نادرست است.
از سوی دیگر با ورود هزاران مصحح برای بررسی صدها هزار برگه امتحانی، پایایی نتایج بهشدت افت میکند. در شرایطی که رقابت بر سر صندلیهای دانشگاهی روی صدمهای نمره (بین ۱۹ تا ۲۰) قرار دارد، یک اشتباه نیمنمرهای از سوی مصححی که در شرایط سخت کاری و با دستمزد پایین شبانه برگهها را تصحیح میکند، میتواند تراز دانشآموز را تا ۳۵۰ واحد جابهجا کرده و رتبه او را ۸۰۰ پله عقب بیندازد. فرآیند همترازی سالهای مختلف نیز بهقدری مبهم است که حتی با گرفتن معدل ۲۰ در سال جدید، ممکن است تراز کمتری نسبت به سال قبل بهدست آید؛ فرآیندی که بیشتر به شانس شبیه است تا سنجش علمی.
سهم بالای پایتختنشینان از صندلیهای برتر
اگرچه شورایعالی انقلاب فرهنگی با شعار «عدالت آموزشی» و بازگرداندن دانشآموزان به کتابهای درسی این مصوبه را تصویب کرد اما آمارهای رسمی سازمان سنجش در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ خلاف این مدعا را ثابت میکند. احسان عظیمیراد، سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس، با استناد به گزارشهای رسمی اعلام کرده که این مصوبه ضدعدالت آموزشی بوده و سهم مناطق محروم مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و ایلام را از رتبههای برتر کنکور بهشدت کاهش داده و در مقابل، سهم مناطق برخورداری چون تهران و البرز را بالا برده است.
عظیمیراد افشا میکند که حتی وزیر آموزشوپرورش نیز در جلسات کمیسیون مخالفت خود را اعلام کرده و پیشنهاد حذف تأثیر قطعی یا مثبت شدن پایه یازدهم را به شورا فرستاده اما دبیرخانه شورا با انکار این نامهها از شنیدن استدلالهای مجلس و کارشناسان سر باز میزند. با این حال با ابعاد جدید اعتراضات و ورود مجدد کمیسیون آموزش مجلس به این پرونده احتمالاً هفته آینده وزیر آموزشوپرورش برای پاسخگویی به بهارستان فراخوانده خواهد شد.
جدال در فضای مجازی
بخش عمدهای از کاربران، نوک پیکان حملات خود را به سمت عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورایعالی انقلاب فرهنگی گرفتهاند. کاربری نوشت: «عامل اصلی این عصبانیتها شخص خسروپناه است؛ تا وقتی چنین مسئولینی داریم، نیاز به دشمن خارجی نیست». شخص دیگری با اشاره به وضعیت بحرانی ماههای گذشته، کامنت گذاشت: «دانشآموزی که سه ماه زیر آتش بوده و معلمانش تدریس نکردند و نگران جانش بوده، چطور باید در خانه با آرامش درس میخواند؟ این مصوبه مصداق بارز ظلم است». شعارهایی نظیر «عدالت تحصیلی، شعار انقلاب است؛ معدل یازدهم، فشار بیجواب است!» نیز دستبهدست میشد. برخی نیز به سانسور رسانهها معترض بودند: «چرا چهره بچهها را مات کردید؟ مگر این بچهها جنایت کردهاند؟ فقط حقشان را میخواهند».
سوی دیگر، اقلیتی از کاربران مقتدرانه از مصوبه دفاع کرده و معترضان را تنبل خطاب کردند. کاربری با لحنی تند نوشت: «عامل اصلی، تنبلی و پرتوقعی داوطلبانی است که درس نخواندهاند. این اجحاف در حق کسانی است که در هر شرایطی درس خواندند و حالا باید تاوان تعدادی موجود بیمسئولیت را بدهند». این اظهارات با پاسخهای تند کاربران مواجه شد که تأکید داشتند «تأثیر مثبت بهنفع همه است و استرس ناشی از شرایط جنگی را کم میکند، خودخواه نباشید». برخی دیگر از کاربران قدیمیتر نیز با مقایسه دوران خود نوشتند: «ما دهه ۶۰ روی سنگ درس خواندیم و دانشگاه رفتیم، اینها که لای پر قو هستند، چطور بهانهگیری میکنند؟» پاسخی که فوراً با واکنش یک دانشآموز روبهرو شد: «آن زمان رقابت بر سر صدمهای نمره در امتحانات نهایی با تصحیحهای سلیقهای مصححان خسته نبود!»

