رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : جمع مشتاقان

جمع مشتاقان

مراسم ترحیم خواهر “سیدمحمد خاتمی”، به صحنه حضور شخصیت‌های اصلاح‌طلب و چهره‌های میانه‌رو تبدیل شد؛ جایی که پس از مدت‌ها همدیگر را ملاقات کردند. به همین بهانه؛ “سازندگی” به راز ماندگاری و محبوبیت رئیس دولت اصلاحات پرداخته است

غروب یک‌شنبه، دهم خرداد، مسجد جامع امیرالمؤمنین در غرب تهران میزبان خیل دوست‌داران خانواده خاتمی بود تا هم مراسم ترحیم خواهر سیدمحمد خاتمی را در آن برگزار کنند و هم دیداری با رئیس دولت اصلاحات، تازه کنند. این مراسم که در ظاهر اتفاقی معمولی به نظر می‌آمد، در واقع مجلسی برای تسلیت‌گویی، فاتحه‌خوانی و ادای احترام به یک خانواده شناخته‌شده بود. اما طولی نکشید که مراسم از قالب معمول‌، خارج شد. ازدحام جمعیت به اندازه‌ای بود که درهای مسجد چندبار بسته شد، صف‌های طولانی در محوطه شکل گرفت و بسیاری از حاضران نیز موفق نشدند، وارد شبستان مسجد شوند.

از مردم عادی گرفته تا چهره‌های سیاسی و اجرایی کشور، از مسئولان و وزرای سابق گرفته تا روحانیون، فعالان سیاسی و شخصیت‌هایی از طیف‌های مختلف در این مراسم حاضر شده بودند. و رفته‌رفته این مراسم به نمایش محبوبیت سیدمحمد خاتمی و حضور عقلای سیاسی اصلاح‌طلب و میانه‌رو تبدیل شد. جلسه‌ای که فراتر از یک مراسم ختم تعریف شد آنهم در میانه‌ی آتش‌بس که حاصل یک جنگ مداخله‌جویانه و خونین بود. با این حال در این جلسه اگر همه بودند اما یک نفر نبود و آن، حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین بود که جای خالی او بسیار به چشم می‌آمد. در میان حاضران حتی کسانی حضور داشتند که در سال‌های گذشته در اردوگاه سیاسی متفاوتی تعریف می‌شدند. محمدرضا عارف، محمدجعفر قائم‌پناه، محمدجواد ظریف، اسحاق جهانگیری، علی‌اکبر ناطق‌نوری، سیدمصطفی محقق‌داماد، سیدحسن خمینی، عبدالله نوری، سیدحسین مرعشی، محسن هاشمی‌رفسنجانی، مهدی هاشمی، علی ربیعی، یوسف پزشکیان، محمدرضا ظفرقندی، علی‌اکبر صالحی، مصطفی معین، محمود واعظی و محسن مهرعلیزاده در کنار شمار دیگری از شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی و مذهبی برای ادای احترام به سیاستمداری آمده بودند که سال‌ها با محدودیت‌های رسانه‌ای و سیاسی روبه‌رو بوده اما همچنان قادر است چنین توجه و حضوری را به خود جلب کند. این حضور همچنین نشان داد که خاتمی جایگاهی فراتر از رقابت‌های روزمره سیاسی در ذهن بخشی از جامعه پیدا کرده و محبوبیتش با وجود سال‌ها محدودیت و حذف از عرصه رسمی همچنان پابرجاست.
به گذشته برگردیم. به سال ۱۳۸۸ که انتشار تصویر و نام خاتمی رسما در رسانه‌ها ممنوع شد و حتی محدودیت‌هایی برای حضور و سخنرانی‌اش در اجتماعات عمومی وضع شد. این درحالی بود که حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین در نشست‌های خبری‌اش تأکید کرده بود که هیچ مصوبه‌ای از سوی شورای عالی امنیت ملی در این زمینه وجود ندارد و تصمیم‌گیری در این خصوص اقدامی غیرقانونی بوده است. با وجود این، این محدودیت‌ها تا پس از دو جنگی که از سر گذراندیم، کم و بیش ادامه یافت و بعد از آن کم و کمتر شد.
در منطق رایج سیاست، انتظار می‌رود حذف یک چهره از رسانه‌ها به تدریج به کاسته شدن از محبوبیت او و درنهایت تا حدی به فراموشی‌اش منجر شود. اما ماجرای خاتمی در ایران متفاوت بود. او به ناگاه از رسانه ملی و صفحه اول روزنامه‌ها کنار رفت اما از حافظه سیاسی بخش بزرگی از جامعه حذف نشد. حتی در دوره‌هایی که رسانه‌ها در بردن نامش احتیاط می‌کردند، نفوذش در فضای سیاسی باقی ماند.
شاید دلیلش را باید در خاطره جمعی جست‌وجو کرد. برای نسلی که دهه ۷۰ و سال‌های آغازین دهه ۸۰ را تجربه کرده است، خاتمی، یادآور دوره‌ای از امیدهای سیاسی، گشایش‌های فرهنگی و مشارکت گسترده اجتماعی است. موافقانش آن دوران را با توسعه جامعه مدنی، با بحث گفت‌وگوی تمدن‌ها و تنش‌زدایی در سیاست خارجی به یاد می‌آورند. طبیعی است که چنین خاطره‌ای حتی پس از گذشت سال‌ها و با وجود موانع، به سادگی از ذهن جامعه پاک نشود.
از سوی دیگر، محدودیت‌ها گاهی نتیجه‌ای معکوس به بار می‌آورند. در تاریخ سیاست، نمونه‌های فراوانی وجود دارد که حذف رسانه‌ای یک چهره نه تنها باعث فراموشی او نشده بلکه به تقویت وجه نمادینش انجامیده است. مثل خاتمی که نامش در رسانه‌های رسمی دیده و شنیده نمی‌شد اما در اذهان مردم حضور داشت و خود این محدودیت ها به بخشی از داستان او تبدیل شد.
البته این به این معنا نیست که همه جامعه امروز همان نگاه دو دهه قبل را به خاتمی دارند. منتقدان او کم نیستند و حتی در میان برخی حامیان پیشین اصلاحات هم انتقادهایی نسبت به عملکرد جریان اصلاح‌طلبی و نتایج سیاسی سال‌های گذشته وجود دارد. اما بحث تفاوت بین محبوبیت مطلق و ماندگاری سیاسی را نباید نادیده گرفت. شاید میزان اقبال خاتمی در دوره‌های مختلف تغییر کرد اما همچنان به عنوان یک مرجع نمادین و چهره اثرگذار باقی ماند.
مراسم ترحیم خواهر خاتمی هم از همین زاویه قابل توجه است. آنچه در این مراسم دیده شد فقط حضور افراد برای ادای احترام به یک خانواده داغدار نبود. حضور آن جمعیت، یادآور این واقعیت بود که سرمایه اجتماعی را نباید فقط با معیار حضور در رسانه‌ها سنجید. گاهی حضور مردم در یک مراسم ختم بیش از ده‌ها نظرسنجی و تحلیل سیاسی، واقعیت‌های جامعه را نشان می‌دهد. در پس ازدحام جمعیت، در پس چهره‌های سیاسی حاضر در مسجد و در پس صف‌های طولانی بیرون از درها، قصه سیاستمداری نهفته بود که سال‌ها با محدودیت‌های مختلف روبه‌رو شد اما هنوز هم نامش می‌تواند، جمعیتی بزرگ را گرد هم بیاورد. موافقان و مخالفان ممکن است درباره کارنامه او اختلاف نظر داشته باشند اما قطعا با این نکته موافق هستند که برخی چهره‌ها به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل می‌شوند و حافظه جمعی معمولاً سخت‌تر از آن است که با محدودیت و حذف از میان برود.

sazandegi

پست های مرتبط

چشم‌انداز مثبت، اما بسیار سخت

درباره امید به تفاهم در سایه بی‌اعتمادی تاریخی به قلم؛ علی هاشمی؛…

۱۵ خرداد ۱۴۰۵

هفت مانع پنهان توافق

پاسخ به نقدهای مطرح‌ شده به سرمقاله «گاو خشمگین و عقل‌سلیم» به…

۱۵ خرداد ۱۴۰۵

شماره ۲۲۴۶ روزنامه سازندگی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

شماره ۲۲۴۶ روزنامه سازندگی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۳

۱۵ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید