درباره امید به تفاهم در سایه بیاعتمادی تاریخی
به قلم؛ علی هاشمی؛ قائممقام دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

روابط ایران و آمریکا طی ٤٧ ســال گذشــته، تحت تأثیر بیاعتمادی عمیقی قرار داشته که ریشه آن به قطع روابط دیپلماتیک دو کشور پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران باز میگردد. در این مــدت، اگرچه مذاکرات و تماسهایی میان دو طرف در موضوعات مختلف صورت گرفته اما تنها بخشــی از آنها به نتایج ملموس و مثبت منجر شده است. تجربههایی مانند همکاریهای محدود درباره افغانستان و عراق ازجمله نمونههای موفق به شمار میروند، درحالی که پروندههایی نظیر ماجرای مک فارلین یا سرنوشــت نهایی برجام نشــان میدهد که دســتیابی به توافق پایدار همواره بــا موانع جدی روبهرو بوده اســت.
امــروز نیز مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا در شــرایطی دنبال می شود که این سابقه تاریخی سنگین همچنان بر فضای گفتوگوها سایه انداخته اســت. با این حال، برخی تحولات اخیر ازجمله دیدارهای مســتقیم میان مقامات دو کشــور، نشانهای از تمایل طرفین برای حفظ کانالهای ارتباطی تلقی میشود. هرچند این تحــرکات را نمی توان به معنای نزدیک شــدن قطعی به توافق دانست اما در مقایسه با سالهای گذشته، گامی رو به جلو محســوب میشــود. یکــی از مهمترین چالشهــای پیش روی مذاکــرات، اختلافات داخلی در آمریکا ست. رقابت میان دموکراتها و جمهوری خواهان باعث شــده هرگونه توافق احتمالی با ایران، علاوه بر ابعاد بینالمللــی، به موضوعی در سیاســت داخلی آمریکا نیز تبدیل شــود. در چنین فضایی، دولتهای مختلف آمریکا نه تنها در قبــال ایران بلکه در مواجهه با میراث سیاســی دولتهای پیشین نیز رفتار متفاوتی از خود نشان میدهند.
همین مســئله احتمال دســتیابی به توافقی پایدار و دارای ضمانت اجرایی را دشــوارتر می کند. در سطح بینالمللی نیز بســیاری از بازیگران جهانی، اگرچه به ظاهر از مذاکره حمایت می کنند، اما الزاما انگیزه یکســانی برای موفقیت سریع آن ندارند. کشورهای اروپایی از پیامدهای اقتصادی تنشهای اخیر، بهویژه افزایش هزینه انرژی و اختلال در زنجیرههای تأمین، آســیب دیدهاند. از سوی دیگر، برخی قدرتها نیز از تغییر اولویتهای سیاسی و رسانهای جهان به نفع منافــع خود بهره می برند. بنابراین محیط بینالمللی با اراده دو طرف مذاکرات پیچیدهتر از آن اســت که صرفا اصلی قابل مدیریت باشد. در شرایط کنونی به نظر میرسد، موضوع تنگه هرمز و محدودیتهای دریایی بیش از پرونده هستهای فوریت پیدا کرده است. تأثیر این مسئله بر تجارت جهانی، بازار انرژی و اقتصاد کشــورهای مختلف موجب شده، فشارهای بینالمللی برای کاهش تنش در این حوزه افزایش یابد. به همین دلیل اگر توافقی در کوتاه مدت حاصل شود احتمالا ابتدا حول مسائل دریایی، کاهش تنشهای منطقهای و برخی اقدامات اعتمادساز شکل خواهد گرفت سپس پروندههای دشوارتری مانند غنی سازی و تحریمها وارد مرحله تصمیمگیری خواهند شد.
به نظر میآید موضوع موشــکی هم از دستورکار خارج شــده است؛ دلیلش هم احتمالا قاطعیتی است که ایران در این زمینه به خرج داده و اعلام کرده، حاضر نیست درباره برنامه موشکی در هیچ مذاکرهای شــرکت کند. احتمالا طرف مقابل هم تحلیل استراتژیک خودش را درباره توان موشکی ایران دارد. به هر حال الان هیچ بحثی درباره موضوع موشکی مطرح نیست و تمرکز بیشتر روی همین دو موضوع اصلی قرار دارد. در مجموع، چشــمانداز مذاکرات را می توان «مثبت اما بسیار ســخت» توصیف کرد.
بیاعتمادی تاریخی، رقابتهای سیاســی داخلی آمریکا، ملاحظات بازیگران بینالمللی و اختلافات بنیادین درباره مســائل هستهای همچنان موانع مهمی بر سر راه توافق هستند. با این حال، نیاز متقابل دو طرف به کاهش هزینههــای اقتصادی و امنیتی تنشهای موجود، انگیزهای برای ادامه گفتوگوها ایجاد کرده است. از اینرو، هرچند نمی توان انتظار دستیابی سریع به توافقی جامع را داشت اما امکان پیشرفت تدریجی و گامبهگام در مذاکرات همچنان وجود دارد.

