آتشسوزی مهیب، زاگرس را به ورطه نابودی کامل کشانده است
گروه اجتماعی: زاگرس در حال محو شدن است؛ این دیگر یک هشدار زیستمحیطی نیست بلکه شمارش معکوس فاجعهای مکرر در ایران پساجنگ است که در سایه بیمسئولیتی ساختاری و نبود اولیه امکانات، عرصههای طبیعی کشور را به نابودی میکشاند. تکرار بیرحمانه کابوس سال ۱۳۹۹ این بار در سال ۱۴۰۵ با سرعتی باورنکردنی در حال بلعیدن ریههای ایران است. براساس آخرین گزارشهای میدانی از منطقه خائیز بهبهان، خط آتش در برخی جبههها به طول بیش از ۶ تا ۱۰ کیلومتر رسیده و وزش بادهایی با سرعت بالای ۵۰ کیلومتر بر ساعت جابهجایی حریق را کاملاً از کنترل خارج کرده است. در این میان، فاجعه زمانی ابعاد خونینتری به خود میگیرد که بار مهار آتش، به دلیل غیبت سنگین نظام مدیریت بحران بر دوش دستهای خالی مردم بومی قرار میگیرد. در صخرههای سختگذر «کوه بدیل» بهبهان و در دمای نزدیک به ۵۰ درجه سانتیگراد انفجار ناگهانی یک دستگاه دمنده مستهلک، جان «تقی چنگلوایی» داوطلب جانبرکف روستای قالند را گرفت؛ مردی که جور نبود بالگردهای آبپاش را میکشید و قربانی تجهیزات فرسودهای شد که دولت از نوسازی آنها دریغ کرده است.
از بختگان تا سد مارون
منطقه خائیز و بدیل بهبهان بهعنوان زیستگاهی با تنوع زیستی بینظیر که بیش از ۴۰ درصد گونههای جانوری نادر منطقه را در خود جای داده از شامگاه پنجم تیرماه ۱۴۰۵ در آتش میسوزد. نخستین نشانههای حریق حوالی ساعت ۲۰ روز جمعه در محدوده تنگ بالنگستان مشاهده شد و بهسرعت به سمت ارتفاعات پشکر و بخشهایی در حوالی سد مارون گسترش یافت. شعلهها چنان بیرحمانه پیشروی کردهاند که ۴ روستا در حاشیه کوه بدیل و خائیز، اخطار تخلیه اضطراری ۱۰۰ درصدی دریافت کردهاند. این بحران تنها به خوزستان محدود نیست؛ در فارس نیز ارتفاعات «روشنکوه بختگان» و جنگلهای «کوهمره سرخی شیراز» با شیبهای تند بالای ۶۰ درجه در آتش میسوزند، جایی که اساساً امکان اطفای حریق زمینی وجود ندارد. زاگرس با در بر گرفتن ۴۰ درصد از منابع آب کشور و میلیونها درخت بلوط چندصدساله، در تلاقی خشکسالی و بیتدبیری، در حال تبدیل شدن به تلی از خاکستر است.
ویترین خالی مدیریت بحران
بررسیهای آماری نشان میدهد که استان خوزستان با ۴.۹ میلیون هکتار، عرصههای طبیعی و حفاظت شده و بیش از یک میلیون هکتار جنگلهای زاگرس، سومین استان زاگرسی کشور است. با این حال در مواجهه با چنین پهنه عظیمی این استان حتی از داشتن یک فروند بالگرد یا هواپیمای آبپاش اختصاصی محروم است. هر ساله با آغاز فصل گرما، مقامات دولتی با ژستهای پیشگیرانه از ابلاغ طرحهای عملیاتی و مانورها سخن میگویند. علی عبداللهی، مدیرکل مدیریت بحران استان خوزستان، پیش از این نسبت به افزایش خطر وقوع حریق به دلیل تراکم پوشش گیاهی ناشی از بارشهای مناسب هشدار داده بود. اما اکنون افکار عمومی میپرسد اگر این خطر پیشبینی شده بود چرا مهار آتش در ساعتهای نخست بحران-که سرنوشتسازترین زمان ممکن است- باید به دلیل پیادهروی ۴ ساعته نیروها در مسیرهای صعبالعبور به تأخیر بیفتد؟ نبود زیرساخت متناسب سبب شده که سیدمحمدرضا موالیزاده، استاندار خوزستان، تازه پس از گسترش ویرانگر آتش در تماس با رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، التماس و درخواست اعزام امکانات ملی و بالگرد آبپاش را مطرح کند. تکرار این سناریو نشان میدهد که مدیریت بحران در ایران به یک سیستم «انفعالی و موردی» تبدیل شده که قادر به تجهیز پدیدههای قابل پیشبینی نیست.
بهای سنگین ناپایداری سرزمین
تخریب سیستماتیک زاگرس در شرایطی رخ میدهد که ایران با بحران حاد کمبود آب و وخامت کیفیت هوا دستوپنجه نرم میکند. از بین رفتن پوشش گیاهی و درختان کُنار و بلوط در مناطقی که شیبهای تند دارند، تبعاتی فراتر از روزهای بحران دارد. این امر به تشدید فرسایش خاک، آسیب غیرقابل جبران به تابآوری سرزمین و از بین رفتن حیات وحش میانجامد. خاکستری که امروز آسمان بهبهان را تیره کرده، فردا در قالب ریزگردها و سیلابهای ویرانگر، معیشت جوامع محلی را نابود خواهد کرد. فعالان محیطزیست سالهاست که نسبت به کمبود تجهیزات تخصصی، محدودیت امکانات هوایی و نبود پایگاههای مجهز در نزدیکی مناطق حفاظتی هشدار میدهند. محمد امیر، نماینده اهواز در مجلس، سال گذشته تأکید کرده بود که باید وزارت نفت موظف به تأمین هواپیمای آبپاش اختصاصی برای خوزستان شود؛ مطالبهای که مانند صدها طرح دیگر در راهروهای اداری خاک میخورد. عملیات مهار کانونهای باقیمانده در ارتفاعات بهبهان همچنان با فداکاری نیروهای مردمی ادامه دارد اما تا زمانی که علتهای ساختاری و کمبود تجهیزات هوایی حل نشود، تابستانهای آینده نیز فصل تکرار همین مرثیهها خواهد بود.

