شمارش معکوس برای غیرقابل سکونت شدن رشت و بندرانزلی

تا همین یک دهه پیش، ایده پدیدار شدن لکههای پهناور خشکی در تالاب بینالمللی انزلی برای ساکنان بومی گیلان، گزارهای دور از ذهن و محال بهنظر میرسید. امروز اما واقعیت عریان محیطزیستی در شمال ایران، تصاویر دیگری را دیکته میکند؛ اکوسیستمی که روزگاری نماد حیات حاشیه جنوبی دریای خزر بود اکنون زیر بار انباشت رسوبات، هجوم پسابهای شهری، صنعتی و کشاورزی، تکثیر گونههای مهاجم و ناترازی شدید هیدرولوژیک نفسهای آخر را میکشد. بحران به نقطهای رسیده که از ضربالاجل پیشبینی شده برای تخلیه کالبدی منطقه تنها یک سال باقی مانده است. دو سال قبل هادی حقشناس، استاندار گیلان، با لحنی هشدارآمیز و نمادین اعلام کرد که در صورت تداوم روند فعلی، شهرهای رشت و بندرانزلی تا سه سال آینده عملاً غیرقابل سکونت خواهند شد. بررسیهای میدانی نشان میدهد که نهتنها این ضربالاجل به پایان خود نزدیک میشود بلکه دامنه خشکی در تابستان سال ۱۴۰۵ به شکلی بیسابقه گسترش یافته است.
تشریح کالبد بحران؛ چرا آب در انزلی نمیماند؟
برخلاف نمونههایی چون دریاچه ارومیه که به دلیل قطع جریانهای ورودی خشک شد، تالاب انزلی با پارادوکس متفاوتی روبهروست؛ آب به تالاب وارد میشود اما در آن نمیماند. ۱۱ رودخانه بالادست به سمت این پهنه آبی جریان دارند اما تراز آب تالاب بین ۱.۵ تا ۲ متر بالاتر از دریای خزر است. این اختلاف تراز فاحش در کنار اشباع شدن بستر تالاب از رسوبات، جریانی ثقلی از غرب به شرق ایجاد کرده که آب ورودی را به سرعت به سمت اسکله، موجشکن و در نهایت دریای خزر تخلیه میکند. از سوی دیگر همان میزان آب ورودی نیز پیش از رسیدن به بستر اصلی دستخوش غارت زنجیرهای میشود. در ۶ ماه نخست سال به دلیل کشت متراکم برنج در اراضی بالادست، حقابه قانونی تالاب توسط کشاورزان برداشت میشود. ضعف شدید نظارتی سازمان آب منطقهای گیلان در کنترل این برداشتها و حفر بیرویه چاهها در شالیزارهای جنوبی، تنش آبی در تالاب را به اوج رسانده است.
کلکسیون گونههای مهاجم و مرگ بیولوژیک
بحران انزلی تنها به کمبود آب محدود نمیشود؛ این زیستبوم در محاصره کلکسیونی از گونههای مهاجم قرار گرفته است. گونههایی نظیر سنبل آبی، لاکپشت گوشقرمز، کپور کاراس و ماهی گامبوزیا ساختار بیولوژیک تالاب را دگرگون کردهاند. در این میان سنبل آبی با نرخ بالای مصرف آب، تبخیر را تشدید کرده است. حتی گونههای بومی مانند «لاله تالابی» نیز به دلیل تغییرات اکولوژیک دگرگون شدهاند؛ وسعت این گیاه که تا دهه ۹۰ تنها ۵۰ هکتار بود اکنون به شدت افزایش یافته است. این توده گیاهی هر ساله میپوسد و به همراه رسوبات معدنی و آلی به ته تالاب میرود. بالا آمدن بستر تالاب سبب شده، عمق انزلی که روزگاری بیش از ۱۰ متر بود، در بسیاری از نقاط به کمتر از ۲۰ سانتیمتر برسد یا کاملاً خشک شود. کارشناسانی چون ماهان مهرو، کارشناس ارشد تنوع زیستی، تأکید میکنند که عملیات جمعآوری این گیاهان باید در ماههای پرآبی (بهمن تا فروردین) انجام شود اما به دلیل فقدان ابزار، اعتبار مالی و نیروی انسانی، تالاب عملاً به امان خدا رها شده است.
نقد سیاستهای فرادستی؛ مسکنهای موقت یا جراحی اساسی؟
در پاسخ به اعتراضات فزاینده جامعه محلی و شکلگیری کارزارهای مدنی برای «مسدودسازی خروجی تالاب» سازمان حفاظت محیطزیست گیلان به رهبری فرهاد حسینیطایفه اجرای طرحهای اضطراری مدیریت آب را آغاز کرده است. این اقدامات شامل آبگیری هدفمند از طریق کانالهای «ماهروزه» و «اشکالچیکه» و احداث «اکودایکها» برای بالا بردن ماندگاری آب است. با این حال کارشناسان مستقل نسبت به این رویکردهای بخشینگر و مهندسی معکوس نگرانند. ماهان مهرو هشدار میدهد که مسدود کردن خروجی تالاب صرفاً یک مسکن موقت برای حفظ معیشت قایقرانان و بومیان در تابستان است. او میگوید: «اگر خروجی تالاب بدون قطع ورود فاضلاب مسدود شود، تالاب به یک استخر راکد و متعفن تبدیل میشود که سرعت انباشت رسوبات آلی را افزایش داده و در بلندمدت خشکی را تشدید میکند. افزون بر این، این طرحها تنها بخش غربی را پوشش میدهند و مناطق تحت حفاظت حیاتی مانند پناهگاه حیاتوحش سرخانکل یا منطقه سیاهکشیم را نادیده میگیرند». خطاهای مدیریتی گذشته نیز این بدبینی را تقویت میکند؛ لایروبیهای غیرکارشناسی در دولت گذشته که زیر فشار صنف قایقرانان برای اتصال به پهنه غربی انجام شد بهجای هدایت درست آب، سرعت خروج آن را افزایش داد و بحران را عمیقتر کرد.
بنبست ۳۰۰ میلیون دلاری پسابها و گریز بخش خصوصی
ریشه اصلی مرگ انزلی نه در خود پهنه آبی بلکه در بالادست آن نهفته است؛ جایی که رودخانههای زرجوب و گوهررود، حجم عظیمی از فاضلابهای انسانی رشت و انزلی، پسابهای شهرک صنعتی رشت و سموم کشاورزی هفت شهرستان پیرامونی را مستقیماً به بطن تالاب پمپاژ میکنند. حل این معضل نیازمند احداث و تکمیل تصفیهخانههای جامع در شهرهای صومعهسرا، رشت، خمام، انزلی، رضوانشهر و ماسال است. بر اساس ارزیابیهای رسمی، اجرای این پروژهها به اعتباری بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار نیاز دارد که تأمین آن از توان بودجهای استان گیلان خارج است. سیاوش شمسیپور، معاون دفتر تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست به یک تناقض ساختاری در این زمینه اشاره میکند؛ وزارت نیرو انتظار دارد، بخش خصوصی با مدل سرمایهگذاری در تصفیه فاضلاب و استفاده از آب بازیافتی وارد عمل شود اما از آنجا که استان گیلان بهطور طبیعی استانی پرآب تلقی میشود هیچ سرمایهگذار خصوصی تمایلی به ورود به این حوزه ندارد. تلاشها برای جذب سرمایه خارجی نیز مبهم باقی مانده است؛ بازدید سال گذشته مدیران شرکت بینالمللی PK چین از تصفیهخانههای رشت تاکنون به هیچ خروجی عملی یا ساخت مدولهای توسعهای منجر نشده است. همزمان تخریب گسترده اراضی بالادست، قطع درختان جنگلی و تغییر کاربری زمینها به باغ و ویلا توسط وزارت جهاد کشاورزی کنترل نشده است؛ امری که سبب شده با هر بارش باران، حجم عظیمی از خاک و رسوب به سمت تالاب حرکت کند.

