پنج شاهدی که نشان میدهد ترکیه قدرتمند شده است
به قلم؛ مهدی علیآبادی؛ فعال سیاسی

گزارش اخیر واشنگتنپست درباره تغییر نگاه اعضای ناتو به ترکیه و تأکید دونالد ترامپ بر رابطه شخصی خود با رجب طیب اردوغان بیش از آنکه یک خبر روز باشد نشانه یک دگرگونی ژئوپلیتیکی است. کشوری که تا چند سال پیش بهدلیل خرید سامانه S-400 روسیه، اختلاف با آمریکا بر سر سوریه و تعلل در عضویت سوئد در ناتو، «عضو مسئلهساز» این پیمان تلقی میشد امروز به یکی از داراییهای راهبردی آن تبدیل شده است. علت این تغییر را نباید صرفاً در روابط شخصی رهبران جستوجو کرد؛ ریشه آن در تغییر مفهوم قدرت در جهان امروز است.
قدرت دیگر فقط از تعداد سربازان یا وسعت سرزمین تولید نمیشود. قدرت از ظرفیت تولید، زنجیرههای صنعتی، فناوری، شبکههای حملونقل، ائتلافسازی و توان اثرگذاری بر تصمیم دیگران زاده میشود. ترکیه این تغییر را زودتر از بسیاری از بازیگران منطقه فهمید.
نخستین شاهد، صنعت دفاعی است. طی کمتر از دو دهه، آنکارا از واردکننده عمده تجهیزات نظامی به یکی از صادرکنندگان مهم صنایع دفاعی تبدیل شده است. پهپادهای «بیرقدار» فقط یک محصول نظامی نیستند؛ آنها به ابزار سیاست خارجی بدل شدهاند. از قفقاز تا آفریقا و از اروپای شرقی تا خلیجفارس هر قرارداد دفاعی، یک رابطه سیاسی پایدار نیز ایجاد میکند. گزارشهای موسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI) نشان میدهد که صادرات تسلیحات ترکیه در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و صنایع دفاعی به یکی از موتورهای نفوذ خارجی این کشور تبدیل شدهاند.
دومین شاهد، بازی همزمان در دو سوی جبهه اوکراین است. ترکیه به اوکراین پهپاد فروخت؛ اما کانال گفتوگو با روسیه را نیز حفظ کرد. عضو ناتو باقی ماند؛ اما درهای دیپلماسی با کرملین را نبست. در توافق غلات دریای سیاه میانجی شد و همزمان روابط اقتصادی خود با مسکو را ادامه داد. این رفتار نه نشانه بیطرفی بلکه بیانگر نوعی «استقلال راهبردی» است؛ سیاستی که اجازه میدهد یک قدرت منطقهای بهجای پیروی از بلوکها، میان آنها موازنه ایجاد کند.
سومین شاهد، احیای ژئوپلیتیک جهان ترک است. تشکیل سازمان کشورهای ترک، توسعه روابط با جمهوریهای آسیای مرکزی و حمایت از کریدور میانی که چین را از مسیر قفقاز و ترکیه به اروپا متصل میکند صرفاً پروژههایی اقتصادی نیستند. اینها بازتعریف یک حوزه نفوذ هستند. امپراتوریهای جدید الزاماً مرزهای خود را گسترش نمیدهند؛ آنها کریدورهای خود را گسترش میدهند. هر راهآهن، هر بندر و هر خط لوله، امروز بخشی از معماری قدرت است.
چهارمین شاهد، ترکیب قدرت سخت و نرم است. ترکیه تنها با پهپاد پیش نرفته است. سریالهای تلویزیونی، دانشگاهها، بورسیههای تحصیلی، آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (TİKA)، شرکتهای عمرانی، شبکه گسترده پروازهای ترکیش ایرلاینز و حضور اقتصادی در بالکان، آفریقا و خاورمیانه همگی اجزای یک راهبرد واحد هستند. کشوری که روایت صادر میکند، آسانتر اعتماد میسازد؛ و کشوری که اعتماد میسازد، آسانتر نفوذ مییابد.
پنجمین شاهد، شناخت لحظه تاریخی است. جنگ اوکراین، تضعیف نسبی روسیه، افزایش نیاز اروپا به بازسازی توان دفاعی، کاهش تمرکز آمریکا بر خاورمیانه و رقابت بر سر کریدورهای انرژی و تجارت همگی فرصتهایی پدید آوردند که آنکارا کوشید از آنها بهره ببرد. سیاست خارجی موفق، تنها محصول منابع نیست؛ محصول زمانشناسی نیز هست. بسیاری از دولتها امکانات دارند اما زمان را از دست میدهند.
البته این تصویر، کامل و بینقص نیست. اقتصاد ترکیه همچنان با تورم بالا، کاهش ارزش لیر و فشارهای معیشتی روبهروست. شکافهای سیاسی داخلی نیز پابرجاست. بنابراین سخن گفتن از «امپراتوری» نباید به معنای نادیده گرفتن محدودیتهای واقعی این کشور باشد. اما همین محدودیتها نیز مانع از آن نشدهاند که ترکیه وزن ژئوپلیتیکی خود را افزایش دهد؛ زیرا قدرت را نه فقط در میدان نبرد بلکه در کارخانه، فناوری، دیپلماسی و شبکههای اتصال بازتعریف کرده است.
شاید به همین دلیل است که امروز نگاه ناتو به ترکیه تغییر کرده است. در جهانی که رقابتهای بزرگ دوباره به محور سیاست بینالملل بازگشتهاند، کشوری که بتواند هم سلاح تولید کند، هم کریدور بسازد، هم میانجی باشد و هم ائتلاف خلق کند، دیگر یک متحد حاشیهای نیست بلکه یک دارایی راهبردی است.
برای ایران، این تحول بیش از آنکه روایتی درباره ترکیه باشد یک پرسش درباره خود ماست. دو کشور با موقعیتی کمنظیر در چهارراه آسیا اما با دو مسیر متفاوت. یکی کوشیده است، جغرافیا را به مزیت اقتصادی و امنیتی تبدیل کند؛ دیگری هنوز بخش مهمی از ظرفیت ژئوپلیتیکی خود را بالفعل نکرده است.
امپراتوریهای قرن بیستویکم با اشغال سرزمین بازنمیگردند. آنها با اشغال زنجیرههای تأمین، کریدورهای ترانزیتی، بازارهای فناوری و ذهن متحدان بازمیگردند. اگر بتوان از «اردوغانیسم» بهعنوان یک راهبرد یاد کرد شاید مهمترین ویژگی آن همین باشد؛ ساختن نفوذ، پیش از آنکه دیگران بزرگی آن را ببینند.

