از پزشکیان و عراقچی تا قالیباف و خاتمی؛حامیان دیپلماسی، هدف حملات تندروها

در ماههای اخیر تقریباً هر شخصیت سیاسی که از ضرورت گفتوگو، توافق یا استفاده همزمان از قدرت نظامی و دیپلماسی سخن گفته به سیبل حملات رسانهای و سیاسی تندروها تبدیل شده است؛ از مسعود پزشکیان، عباس عراقچی، محمدباقر قالیباف و اعضای تیم مذاکرهکننده گرفته تا سیدمحمد خاتمی و دیگر چهرههای سیاسی. تفاوتی هم ندارد اصلاحطلب باشند یا اصولگرا، دولت باشد یا مجلس. توپخانه حملات به سمت هر کسی چرخیده که از مذاکره، دیپلماسی یا توافق سخن گفته است. انگار این روزها دفاع از دیپلماسی، جرم سیاسی است.
این حملات از همان روزهای نخست تصویب تفاهمنامه آغاز شد. مخالفان بیآنکه به شرایط حساس کشور یا این واقعیت توجه کنند که تصمیم برای ورود به مذاکرات، تصمیمی کلان و فراجناحی در سطوح عالی حاکمیت بوده است، توافق را بینتیجه و فاقد دستاورد خواندند و دولت را متهم کردند که کشور را به مسیری اشتباه کشانده است. این بار خیلی زود دامنه حملات از متن تفاهمنامه عبور کرد و هر صدایی که از اصل مذاکره و دیپلماسی دفاع میکرد نیز بایکوت شد.
هیچکس مصون نیست!
نشانه روشن این تغییر، حمله به محمدباقر قالیباف بود. رئیس مجلسی که نه از کنار گذاشتن مقاومت سخن گفت و نه از امتیازدهی بلکه تلاش کرد، دوگانهای که سالها در فضای سیاسی ایران ساخته شده بود را به چالش بکشد. قالیباف در بیانیه اخیر خود خطاب به مردم هم تلاش کرد، میان دوگانه «مقاومت یا مذاکره» مرز تازهای ترسیم کند. او تأکید کرد که جنگ و مذاکره دو ابزار مکمل برای تأمین منافع ملی هستند و مذاکره اگر از موضع قدرت انجام شود نه نشانه سازش بلکه بخشی از راهبرد مقاومت است. او در عین تأکید بر آمادگی دائمی برای دفاع، استفاده همزمان از ابزارهای دیپلماتیک را ضرورتی راهبردی توصیف کرد و هشدار داد که تقلیل حل مسائل کشور به تنها یکی از این دو ابزار، خطای محاسباتی است.
همین موضع او هم سبب شده که جریان مخالف توافق، قالیباف را هم در کنار دولت، مسئول نتایج مذاکرات معرفی کنند. کامران غضنفری، نماینده تندروی مجلس اخیراً و پس از این بیانیه با حمله مستقیم به دولت و تیم مذاکرهکننده مدعی شد که تفاهمنامه عملاً از بین رفته و پزشکیان و قالیباف همچنان به توافقی «بینتیجه» دل بستهاند. او گفت که آنها باید درباره نتایج مذاکرات به افکار عمومی پاسخ دهند و پایان عملی تفاهم را اعلام کنند. غضنفری حتی مدعی شد که پیش از آغاز مذاکرات نیز نسبت به بیثمر بودن این مسیر هشدار داده شده بود.
همین الگو درباره سیدمحمد خاتمی نیز تکرار شد. رئیس دولت اصلاحات اخیراً با انتشار متنی مفصل ضمن دفاع از «صلح شرافتمندانه» با تاکید بر اینکه میدان دفاع، دیپلماسی و مدیریت کشور از یکدیگر جدا نیستند، توافق را فرصتی برای عبور از بحران توصیف کرد و خواستار حمایت از مذاکره و مذاکرهکنندگان شد. خاتمی همچنین هشدار داد که تخریب توافق و معرفی صلح بهعنوان خیانت بیش از هر چیز به زیان منافع ملی تمام خواهد شد و از نیروهای سیاسی و رسانهای خواست به جای دامن زدن به دوقطبیها از عقلانیت و گفتوگو دفاع کنند.
مخالفان مذاکره اما به جای گفتوگوی کارشناسی و تحلیل، موج تازهای از انتقادات و حملات رسانهای را علیه رئیسجمهور اسبق آغاز کردند. روزنامه فرهیختگان با انتشار یادداشتی، مفهوم «صلح شرافتمندانه» را به چالش کشید و آن را معادل تسلیمی دانست که ترامپ میگوید. نویسنده همچنین خاتمی را متهم کرد که در تحلیل خود، مسئولیت آغاز بحران را متوجه ایران میکند.
در برنامه «خط مقاومت» شبکه سه تلویزیون نیز اظهارات خاتمی با لحنی تند مورد انتقاد قرار گرفت و مجری و کارشناسان برنامه، این مواضع را همسو با روایت غرب و آمریکا توصیف کردند. منتقدان در رسانه ملی بدون پرداختن به تأکید خاتمی بر حفظ اقتدار دفاعی در کنار دیپلماسی بخشهایی از سخنان او را دستاویز حمله قرار دادند و تلاش کردند، دفاع از مذاکره را معادل عقبنشینی و عدول از اصول سیاست خارجی کشور معرفی کنند بدون توجه به این نکته که در یک بحث ملی درباره جنگ، صلح و امنیت، رئیسجمهوری که ۸ سال ریاست شورای عالی امنیت ملی را برعهده داشته و در دو انتخابات ریاستجمهوری مجموعاً بیش از ۴۲ میلیون رأی مردم را کسب کرده است، وزن و اعتبار بیشتری دارد یا مجری و برنامهسازی که از تریبون رسانه ملی بدون برخورداری از چنین تجربهای، صلاحیت و رویکرد او را زیر سوال میبرد؟
جنگ با مذاکره یا با مذاکرهکنندگان؟
در مقابل این فضاسازیها، چهرهها و رسانههای دیگری تلاش کردند از ضرورت حفظ مسیر دیپلماسی دفاع کنند. روزنامه جمهوری اسلامی با انتقاد شدید از مخالفان مذاکره، نوشت کسانی که از ادامه جنگ سخن میگویند معمولاً از هزینههایی که مردم میپردازند، فاصله دارند و حمایت از دولت و رئیسجمهور در پیشبرد تفاهم را «فریضه ملی» توصیف کرد. این روزنامه همچنین تأکید کرد که همه باید با صراحت اعلام کنند، حامی «صلح شرافتمندانه» هستند.با این حال جریان مخالف مذاکره همچنان بر مواضع خود اصرار دارد. امام جمعه قم در خطبههای نماز جمعه از «توهم دلبستگی به مذاکرات بیحاصل» سخن گفت و تأکید کرد که صلح از موضع ضعف بهدست نمیآید. اما آنچه در این میان کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که هیچیک از مدافعان مذاکره نیز از صلح از موضع ضعف سخن نگفتهاند. آنچه محل اختلاف است، اصل استفاده از دیپلماسی در کنار قدرت دفاعی است؛ اختلافی که در فضای رسانهای، گاه عامدانه به دوگانه مقاومت یا تسلیم تقلیل داده میشود.
الگوی مشترک حملات به همه حامیان دیپلماسی نیز قابلتوجه است. در دوران برجام هم ابتدا متن توافق زیر تیغ رفت اما خیلی زود حملات از توافق عبور کرد و متوجه مذاکرهکنندگان شد. امروز نیز همان الگو با شدت بیشتری تکرار میشود؛ با این تفاوت که این بار حتی چهرههایی مانند قالیباف که سالها در اردوگاه اصولگرایی تعریف میشدند صرفاً به دلیل دفاع از دیپلماسی در کنار پزشکیان، عراقچی و خاتمی همگی در معرض انتقادهای مشابه قرار گرفتهاند. این همصف شدن ناخواسته شاید مهمترین نشانه تغییر میدان منازعه باشد. این روزها برخی جریانهای تندرو بیش از متن توافق با خود ایده مذاکره میجنگند؛ ایدهای که اگر به نتیجه برسد نهتنها میتواند، بخشی از فشارهای خارجی را کاهش دهد بلکه بسیاری از روایتهای سیاسی سالهای اخیر را هم به چالش خواهد کشید.
