رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سرمقاله و سیاست : شجاعت در تصمیم‌گیری

شجاعت در تصمیم‌گیری

ایران، آمریکا و منطقه هیچ راهی جز بازگشت به قرارداد ۱۴‌ماده‌ای ندارند
به‌قلم؛ سیدحسین مرعشی؛ دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

 

در تاریخ جهان همچنین در تاریخ ایران، حوادثی وجود دارد که در پی اشتباهات تاکتیکی، راهبردهای میدان‌های نبرد و رقابت میان کشورها به‌گونه‌ای تغییر کرده که خسارت‌های جبران‌ناپذیری را متوجه ملت‌ها و حتی جهان کرده است. ازجمله فاحش‌ترین این اشتباهات خطاهای تاکتیکی‌ای بود که در اروپا شعله‌های جنگ جهانی اول و دوم را روشن کرد. در تاریخ ایران نیز می‌توان به اشتباهات تاکتیکی و حتی راهبردی اشاره کرد که درنهایت به جنگ دوم ایران و روسیه در دوره قاجار انجامید و خسارت‌های سنگینی را بر کشور تحمیل کرد.
درخصوص حوادث یک‌ سال گذشته ایران نیز به‌طور قطع چند موضوع قابل‌توجه و حتی شایسته تقدیر وجود دارد. مهم‌ترین آن، ایستادگی ملت ایران، نظام جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح، به‌ویژه سپاه، در برابر تجاوز دشمن بود. در کنار این مقاومت، دیپلماسی موفق ایران نیز قابل‌توجه است؛ دیپلماسی‌ای که هر دو بار به نتیجه رسید. در جنگ ۱۲‌ روزه، آتش‌بس زودهنگام حاصل شد و از وارد آمدن خسارت‌های بیشتر به زیرساخت‌های کشور و تضعیف بیشتر اقتصاد ایران جلوگیری شد. همچنین در جنگ ۴۰‌ روزه، توافق‌نامه‌ای که میان آقای پزشکیان و آقای ترامپ به امضا رسید، یک برگ زرین و پرافتخار در کارنامه دیپلماسی ایران به‌شمار می‌رود. در اینجا لازم می‌دانم از آقای رئیس‌جمهور، آقای قالیباف، فرماندهان نظامی سپاه همچنین آقای عراقچی تقدیر کنم.
این سند مهم، نزدیک به ۷۰‌ درصد به‌ نفع ایران است. براساس آن، محاصره دریایی ایران پایان یافت، فروش نفت ایران برای یک دوره ۶۰‌ روزه از تحریم خارج شد، انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت- حتی به دلار- مجاز شناخته شد همچنین مقرر شد، بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران نیز براساس یک برنامه زمان‌بندی آزاد شود. با این ‌حال، آمریکایی‌ها در ادامه مرتکب چند اشتباه تاکتیکی شدند. بخشی از تعهدات مندرج در بند نخست توافق را اجرا نکردند، در آزادسازی منابع مالی ایران تعلل ورزیدند و در موضوع تنگه هرمز نیز با شتاب‌زدگی تصمیم گرفتند همزمان با مسیر شمالی، مسیر جنوبی را نیز از طریق آب‌های سرزمینی عمان باز کنند.
این اشتباه تاکتیکی آمریکا باید در میدان دیپلماسی با پاسخی سنگین مواجه می‌شد. ایران حق داشت، بیانیه صادر کند، حق داشت موضوع را به سازمان ملل گزارش دهد، حق داشت مستقیماً به آمریکا اخطار بدهد، حق داشت از واسطه‌ها بخواهد وارد عمل شوند، حق داشت خبرنگاران خارجی را دعوت کند تا از ایران گزارش تهیه کنند همچنین این حق را داشت که در اجلاس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با صدایی بلند، رفتار آمریکا را محکوم کند. علاوه بر این ایران فرصت داشت در مذاکرات مربوط به قرارداد صلح نهایی- قراردادی که قرار بود پس از ۶۰‌ روز یا با تمدید آن به امضا برسد- تمامی موارد بدعهدی آمریکا را در محاسبات و مذاکرات خود لحاظ کند.
با این‌ حال معتقدم ایران در این برهه بسیار حساس سیاسی نباید اقداماتی انجام دهد که عملاً بازی در زمین اسرائیل تلقی شود. اخیراً مصاحبه‌ای از جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا منتشر شده که به‌خوبی افتضاح دیپلماسی اسرائیل همچنین ناکامی سیاسی و مالی ترامپ در آمریکا را نشان می‌دهد. اینکه نتانیاهو تا این اندازه از قرارداد ۱۴‌ ماده‌ای میان ایران و آمریکا ناراضی بوده که حاضر شده برای بسیج کردن بخشی از اردوگاه ترامپ علیه خود ترامپ هزینه کند، موضوع بسیار مهمی است. این افشاگری نشان داد، اسرائیلی‌ها که به‌شدت از این قرارداد ناراضی بودند، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از اجرای آن به‌کار گرفتند اما موفق نشدند و در نهایت به شیوه‌هایی ناجوانمردانه برای مقابله با این توافق و حتی مقابله با ترامپ روی آوردند.

وقتی چنین واقعیتی وجود دارد، این سوال مطرح می‌شود که چرا در داخل ایران، برخی جریان‌ها در سطح سیاسی، افکار عمومی یا حتی در حوزه تصمیم‌گیری‌های میدانی و عملیاتی، مواضع یا اقداماتی انجام می‌دهند که عملاً در زمین نتانیاهو تفسیر می‌شود؟ قصد ندارم بدون سند، فرد یا نهادی را به نفوذ متهم کنم؛ من به نتیجه نگاه می‌کنم. نتیجه این اشتباهات آن است که ایران در دام طراحی‌شده از سوی نتانیاهو گرفتار می‌شود.
امروز نیز با صدای بلند اعلام می‌کنم که ایران، آمریکا و منطقه هیچ راهی جز بازگشت به همان قرارداد ۱۴‌ ماده‌ای ندارند. نه برای ایران، نه برای آمریکا، نه برای کشورهای خاورمیانه، نه برای امنیت منطقه و نه برای امنیت اقتصادی جهان، هیچ راه‌حل دیگری جز بازگشت بدون قید و شرط دو طرف به همان توافق وجود ندارد.
بر همین اساس، امروز مسئولان جمهوری اسلامی دو وظیفه مهم بر‌عهده دارند. وظیفه نخست، انجام یک آسیب‌شناسی دقیق است. باید بررسی شود که چرا در روز بیست‌وپنجم اجرای قرارداد چنین اتفاقاتی رخ داد و چه عواملی موجب شد، روند اجرای توافق با چالش مواجه شود.
اتفاقاتی که در تنگه هرمز و در خط جنوبی رخ داد کاملاً با منافع ایران در تضاد بود. این موضوع نیازمند یک آسیب‌شناسی جدی و دقیق است. باید مشخص شود که چه عواملی زمینه‌ساز این وضعیت شده‌اند؛ آیا نفوذ در میان بوده است، آیا اشتباهات تاکتیکی موجب آن شده یا اینکه عدم انسجام در فرآیندهای تصمیم‌گیری چنین فضایی را ایجاد کرده است؟
این پرسش جدی مطرح است که چرا باید در روز بیست‌وپنجم یا بیست‌وششم اجرای قرارداد، صحنه‌ای رقم بخورد که حاصل آن یکسره به زیان ایران باشد. پاسخ به این پرسش یک مسئولیت مهم بر‌عهده مسئولان کشور است. اما مسئولیتی فراتر از این نیز وجود دارد؛ اینکه جمهوری اسلامی ایران در این مقطع حساس بتواند کشور را بار دیگر از فتنه‌ای که نتانیاهو و ترامپ رقم زده‌اند، عبور دهد. امروز، در عرصه دیپلماسی، بیش از هر زمان دیگری به شجاعت در تصمیم‌گیری نیاز داریم؛ شجاعتی که بتواند، ایران و منطقه را از ورود به یک جنگ ویرانگر و تمام‌عیار دور نگه دارد. ما از جنگ هراسی نداریم اما از آن پرهیز می‌کنیم. پرهیز از جنگ، یک انتخاب عقلانی است؛ به‌معنای پناه بردن به امنیت، حفظ منافع ملی و دور نگه داشتن کشور از مخاطراتی است که می‌تواند، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد. امروز این مسئولیت برعهده مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی است که با انسجام، دقت و شجاعت، تصمیم‌هایی اتخاذ کنند که منافع ملی و امنیت کشور را تأمین کند.

sazandegi

پست های مرتبط

انحلال پارلمان اسرائیل

نبرد قدرت در تل‌آویو آغاز شد گروه بین‌الملل: انحلال بیست‌وپنجمین دوره کنست،…

۲۷ تیر ۱۴۰۵

تخریب خط دیپلماسی

از پزشکیان و عراقچی تا قالیباف و خاتمی؛حامیان دیپلماسی، هدف حملات تندروها…

۲۶ تیر ۱۴۰۵

دفاع از جنوب، دفاع از ایران است

حمایت از دولت، نیروهای مسلح و تیم مذاکره‌کننده بیش از همیشه ضروری…

۲۶ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید