عربستان چگونه برنامه هستهای خود را پیش میبرد؟
به قلم؛ آرش ملکی؛ پژوهشگر حقوق بینالملل

خبرها از دستیابی ایالات متحده و عربستان سعودی، پس از سالها مذاکره، به توافقی درباره توسعه برنامه هستهای صلحآمیز این کشور حکایت دارد. براساس اطلاعات منتشرشده، ریاض در چارچوب توافقی بلندمدت و تحت نظارت ایالات متحده با بهرهگیری از فناوری آمریکایی، امکان توسعه برنامه هستهای غیرنظامی خود ازجمله غنیسازی صلحآمیز اورانیوم را به دست خواهد آورد. توافقی که برآورد میشود، دهها میلیارد دلار قرارداد و درآمد برای صنایع هستهای و شرکتهای آمریکایی به همراه داشته باشد.
اصل این توافق در دوران ریاستجمهوری جو بایدن نیز قابل دستیابی بود اما مشروط شدن آن به عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل، مذاکرات را به بنبست کشاند. با حذف این پیششرط از سوی دولت کنونی آمریکا، مسیر توافق هموار شد.
اهمیت این توافق تنها در ابعاد اقتصادی یا فناوری آن خلاصه نمیشود. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تلاش واشنگتن برای اعطای پشتوانه حقوقی و سیاسی پایدار به آن است. برخلاف برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که اجرای آن عمدتاً بر اختیارات رئیسجمهور آمریکا استوار بود و با تغییر دولت عملاً فروپاشید، توافق جدید- در صورت طی شدن فرآیندهای قانونی مربوط در کنگره- میتواند از ثبات و ماندگاری بیشتری برخوردار باشد و هزینه خروج دولتهای بعد از آن را افزایش دهد.
از منظر حقوق بینالملل نیز عربستان سعودی تنها عضو معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای (NPT) است. این کشور اگرچه معاهده جامع منع آزمایشهای هستهای (CTBT) را امضا کرده اما هنوز آن را تصویب نکرده و به معاهده ممنوعیت سلاحهای هستهای (TPNW) نیز نپیوسته است. در مقابل، اظهارات پیشین محمد بنسلمان مبنی بر اینکه در صورت دستیابی ایران به سلاح هستهای، عربستان نیز همان مسیر را دنبال خواهد کرد احتمالاً در جریان بررسی توافق در کنگره آمریکا از سوی منتقدان آن مورد استناد قرار خواهد گرفت.
با این همه داوری نهایی درباره ابعاد حقوقی و فنی توافق باید به انتشار متن کامل آن موکول شود. با وجود این، آنچه تاکنون آشکار است، بهرهگیری ریاض از دیپلماسی برای تأمین منافع راهبردی خود بدون ورود به چرخه تنش و تقابل مستقیم است. عربستان درحالی که منطقه درگیر یکی از پرتنشترین دورههای خود است، توانسته برنامه هستهای غیرنظامی خود را در چارچوب مذاکره پیش ببرد و همزمان از هزینههای مستقیم و غیرمستقیم تحریمهای بینالمللی نیز مصون بماند.
در پایان باید ذکر کرد نحوه مدیریت پروندههای راهبردی و انتخاب ابزارهای دیپلماتیک میتواند سرنوشت اقتصادی، امنیتی و بینالمللی کشورها را به شکلی بنیادین تحتتأثیر قرار دهد. از این منظر، تجربه عربستان سعودی، صرفنظر از ارزیابیهای سیاسی، میتواند واجد درسهایی برای سیاستگذاران باشد.

