رنگ‌زمینه

در قاب خاطرات

مراسم تشییع پیکر اکبر عبدی با حضور خیل دوستداران

از جرج سیتن، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس، داستان جالبی وجود دارد؛ او یک روز که برای عیادت از ادموند گوئن، بازیگر کمدی بریتانیایی که در بستر بیماری و مرگ بود، رفته بود، به او گفت: «حتماً مردن خیلی سخت است». گوئن پاسخ داد: «نه، واقعاً این‌طوری نیست. بازی کمدی خیلی سخت‌تر است». و به‌نظر می‌رسد کمدین مشهور ایرانی در این دوراهی در نهایت و بعد از تحمل بیماری، راه آسان‌تر را انتخاب کرد. مراسم تشییع جنازه اکبر عبدی، صبح روز گذشته در مقابل تالار وحدت تهران و با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و همچنین علاقه‌مندان او برگزار شد. مراسمی که در آن چهره‌های متعدد و مطرحی دیده می‌شدند که نشان از میزان محبوبیت این بازیگر سرشناس داشت.

باورنکردنی
مرگ اکبر عبدی از بعضی جهات، خبری باورناپذیر به‌حساب می‌آمد و این دلایل مختلفی داشت؛ ازجمله اینکه او سن بالایی نداشت و چندسال بعد از آن بیماری سنگین کلیوی و دیابت، اخبار زیادی درباره بیماری‌اش منتشر نمی‌شد. اما موضوع عمومی‌تر ماجرا شاید به دلیل حرفه او باشد. اسکار وایلد می‌گوید: «زندگی آن‌قدر مهم است که نتوان درباره‌اش جدی حرف زد». و این جمله، گویی می‌گوید که کمدین‌ها برخلاف آنچه در ظاهر وجود دارد و انگار آنها بر سطح زندگی گام می‌زنند اما در عمل آنها دارند به مهم‌ترین بخش زندگی ناخنک می‌زنند. عبدی هم یک کمدین بود و از این نظر توانسته به حافظه تاریخی ایرانی‌ها بچسبد و جزئی از آن شود. به همین دلیل است که شاید خبر مرگ او مثل هر کمدین بزرگ دیگری، ممکن است ابتدا باعث شود که مخاطبش با این تصور که این خود شوخی جدیدی است، به آن لبخند بزند. با این‌وجود، روز گذشته حضور پرتعداد آشنایان، همکاران و علاقه‌مندان او به‌نوعی تیتراژ پایانی بر یک عمر فعالیت او، که بخش اعظم‌اش کمدی بود، محسوب می‌شد. اکبر عبدی صبح روز گذشته روی دوش همکاران و دوستانش از مقابل تالار وحدت، به قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا بدرقه شد تا از او مجموعه‌ای از نقش‌های متنوع و خاطراتی تصویری به‌جای بماند.

مهم‌ترین چهره‌ها
در میان آن‌همه چهره‌های معروف در تشییع جنازه اکبر عبدی، بی‌شک نقش اول‌ها همسر و دخترش بودند. معصومه قاسمی، همسر اکبر عبدی، چند سالی بود که عکس‌ها و مشخصاتش در کنار این بازیگر در فضای رسانه‌ای منتشر و او به علاقه‌مندانش معرفی شد. همسر عبدی در مراسم تشییع او گفت: «ما کمدین داریم، خیلی‌خوب هم داریم، از این به‌بعد قدرشان را بیشتر بدانیم. اکبر همیشه زنده است برای سرزمین ایران». المیرا، دختر اکبر عبدی نیز گفت: «سه ماه بابام نتوانست نفس بکشد. من و مامانم تلاش کردیم خوب شود اما نتوانست. یک‌دهم محبت‌‌هایش را نتوانستیم جبران کنیم. پدر من خیلی آدم بزرگی بود. بازیگر بود. بازی می‌کرد ولی در نقش‌هایش زندگی می‌کرد. به خانه می‌آمد با تمام خستگی‌اش به ما روحیه می‌داد. او زود رفت چون زیادی می‌فهمید و درک بالایی داشت. چون قلب مهربانی داشت. خیلی مهربان بود. همیشه به من می‌گفت المیرا! با همه مهربان باشد و هر کس بدی کرد، با خوبی جوابش را بده. دیگر نمی‌توانم ببینمش. بمیرم برایش که دیگر نمی‌تواند نفس بکشد. دیگر مثل پدر من نمی‌آید. به سینمای ایران تسلیت می‌گویم. کسی به من تسلیت نگوید. خواهش می‌کنم بلند شوید و فکر کنید بزرگداشت آقای عبدی است و برایش دست بزنید. می‌گفت من عاشق اینم که برایم بزرگداشت بگیرند و من صحبت کنم».

جمعیت سلفی‌بگیر
با وجود علاقه‌مندان زیادی که اکبر عبدی داشت اما در مراسم تشییع جنازه شلوغ‌اش، بسیاری نیز برای جمع‌آوری عکس و فیلم برای ساختن محتوای صفحات و اکانت‌هایش آمده بودند. در حالی‌که عده‌ای مشغول عزاداری بودند و بسیاری از بازیگران و چهره‌های مطرح، به‌دلیل از دست دادن دوست و همکارشان ناراحت بودند ‌اما در برابر لشکری از سلفی‌بگیران قرار گرفتند. اتفاقی که صحنه‌های عجیبی را در این مراسم مانند مراسم‌های اینگونه که در سال‌های اخیر برگزار می‌شود، رقم زد.

آشنایان حاضر در مراسم
بهمن فرمان‌آرا، رضا عطاران، ایرج طهماسب، امین حیایی، عبدالله اسکندری، رضا کیانیان، علیرضا خمسه، امیر آقایی، اصغر همت، ایرج راد، بهرام افشاری، همایون اسعدیان، مسعود جعفری‌جوزانی، بیژن بنفشه‌خواه، بهنوش طباطبایی، محسن امیریوسفی، حبیب اسماعیلی، مهراوه شریفی‌نیا، آزیتا حاجیان، نرگس محمدی و تعداد زیاد دیگری از همکاران و دوستان سرشناس عبدی در این مراسم حضور پیدا کردند. همایون اسعدیان، رئیس خانه سینما به‌عنوان یکی از اولین سخنران‌ها گفت: «المیرای عزیز تو آن روزها نبودی، ولی یک روز ما پای تلویزیون نشسته بودیم، نان و ماست‌مان را می‌خوردیم که یکی از آن بیرون آمد و گفت به من هم ماست بدهید، شد خانواده ما. اکبر بود، شد اکبر آقا. تو که به دنیا آمدی، شدی بچه همه ما و او شد عمو اکبر. جمعه عصر او دیگر به قاب تلویزیون نرفت بلکه به قاب خاطرات ما رفت. اکبر، اکبر آقا، عمو اکبر بابت تمام خاطراتی که ساختی، ممنون و بدان برای نسل‌های بعدی و ما همچنان روی قاب می‌مانی». عبدالله اسکندری، چهره‌پرداز سرشناس و دوست صمیمی اکبر عبدی که سابقه دوستی ۲۰‌ساله با او دارد، گفت: «اکبر عبدی دیگر نیست که روی صندلی بنشیند و با هم نقشی را خلق کنیم. من این دو روز را خیلی سخت گذراندم، اما فقط می‌توانم بگویم که اکبر مرد خانواده بود و خود را وقف خانواده و نیز مردم کرد». مهران غفوریان، بازیگر و کارگردان هم گفت: «من نمی‌دانم این غم را می‌توان فراموش کرد؟ فکر نمی‌کنم. خیلی غم بزرگی است رفتن آقای عبدی». علیرضا خمسه، کمدینی که تقریباً هم‌دوره و هم‌نسل اکبر عبدی محسوب می‌شود، گفت: «انگار اکبر عبدی آخرین نمایش را بازی می‌کند و فکر می‌کنم ۱۰‌ دقیقه دیگر بلند می‌شود و می‌گوید خمسه جون حالا نوبت من است که برای تو صحبت کنم. همه می‌دانند که او خلاق و تکرار‌نشدنی بود ولی پشت این ویژگی‌ها، یک شخصیت دیگری بود که وفاداری یکی از آنها‌ست، او بدی را فراموش نمی‌کرد اما می‌بخشید و با مهربانی جواب می‌داد». مسعود جعفری‌جوزانی هم در سخنانش برای حاضرین گفت: «اکبر عبدی هر جایی بود آنجا مثل تابستان بود، در تابستان آمد و در تابستان هم رفت و همیشه گرمای تابستان را داشت. او عبوس‌ترین آدم‌ها را به خنده می‌انداخت، چون نگاهش به دنیا طنز بود و همه‌چیز را به سُخره می‌گرفت. اولین‌باری که خواستم با او کار کنم، فیلم «ناصرالدین‌شاه آکتور سینما» بود که برخلاف آنچه شنیده بودم سفید امضا کرد چون می‌گفت اینجا قرار است تاریخ سینما را بازی کنم. ما یک من بزرگ، درون خود داریم که سبب می‌شود هر کدام از ما یک دیکتاتور کوچک درون‌مان داشته باشیم و همه‌چیز زود به ما برمی‌خورد. دوقطبی فعلی همیشه بوده و درحالی ‌که هنرمند متعلق به همه است ولی هر گروهی آنها را به سمت خود می‌کشاند»

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

صد سال سکوت

چرا سینمای ایران تاریخ مشروطه را دوست ندارد؟ سینمای ایران و فیلم‌سازان…

شاه و ادیب و واعظ

تأثیرگذارترین چهره‌های مشروطه چه کسانی بودند؟ پرداختن و انتخاب ۱۰ چهره شاخص…

کارخانه استانداردسازی ذوق

نگاهی انتقادی به صنعتی شدن خلاقیت و ناکارآمدی کلاس‌های نویسندگی   در…

دیدگاهتان را بنویسید