سخنی با رئیسجمهور
بهقلم؛ پروانه مافی؛ عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران

جناب آقای دکتر پزشکیان، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، با سلام و خداقوت به جنابعالی و همکارانتان، بهویژه بانوانی که در شرایط دشوار جنگی و در میان ناترازیهای گسترده در بخشهای مختلف کشور، مسئولیتهای خود را با جدیت دنبال کردهاند. برگزاری نشست با زنان و شنیدن مطالبات آنان در میان انبوه مسائل و بحرانهای کشور، اقدامی قابل توجه است؛ اما آنچه اهمیت بیشتری دارد، تبدیل این گفتوگوها به تصمیم و سیاست اجرایی است. بهعنوان زنی که بیش از چهار دهه از عمر خود را در حوزههای مختلف مدیریت سیاسی، تقنینی، اجتماعی و آموزشی، بهویژه در حوزه زنان، صرف کردهام باید تأکید کنم که مسئله زنان همواره در میان سایر اولویتهای کشور به حاشیه رانده شده است. بسیاری از طرحها و لوایح مرتبط با امنیت و حقوق زنان، سالها در پیچوخم ساختارهای تصمیمگیری باقی مانده است. این درحالی است که زنان ایرانی در عرصههای علمی، ورزشی، اجتماعی و تخصصی، بارها توانمندی خود را اثبات کردهاند. دولت شما تلاش کرده است، حضور زنان را در ساختارهای سیاسی و مدیریتی افزایش دهد اما این حضور هنوز با جایگاه واقعی و ظرفیت زنان فاصله دارد. تعداد زنان در سطوح عالی تصمیمگیری، چه در دولت و چه در مجلس، همچنان ناچیز است و تجربه زنان کارآزموده و مدیران باسابقه نیز آنگونه که باید مورد استفاده قرار نمیگیرد. سیاستگذاری برای زنان نمیتواند بدون حضور مؤثر خود زنان در فرآیند تصمیمسازی به نتیجه برسد. امروز اما در کنار مطالبات مدیریتی و سیاسی، مسئله اقتصاد زنان به یکی از مهمترین دغدغههای جامعه تبدیل شده است. زنانه شدن فقر، دستمزدهای پایین، ناامنی شغلی و افزایش هزینههای زندگی، فشار مضاعفی بر زنان وارد کرده است. زنان خودسرپرست و سرپرست خانوار، که در شرایط دشوار اقتصادی بار تأمین زندگی را بر دوش دارند، بیش از گذشته نیازمند سیاستهای حمایتی و توانمندساز هستند. در نگاه دینی نیز حکومت در برابر تأمین حقوق و معیشت اقشار آسیبپذیر مسئولیت دارد. جناب آقای رئیسجمهور، امروز بیش از هر زمان دیگری به اندیشههای تازه و راهحلهای متفاوت نیاز داریم. تکرار سیاستهای اقتصادی گذشته و بازتولید نسخههایی که نتیجه مطلوبی نداشتهاند، نمیتواند پاسخگوی بحرانهای امروز باشد. شما بارها بر استفاده از کارشناسان خبره، مستقل و صاحب ایده تأکید کردهاید. اکنون زمان آن است که اقتصاددانان نوگرا و متخصصان مستقل، فرصت ارائه و اجرای مدلهای جدید برای ایجاد درآمد پایدار، عادلانه و مولد را پیدا کنند. اما مسئله زنان تنها یک موضوع اجتماعی یا اقتصادی نیست؛ مستقیماً با امنیت ملی پیوند دارد. امنیت ملی دو وجه مکمل دارد: امنیت سخت، که بر حفاظت از سرزمین، بازدارندگی و توان دفاعی استوار است و امنیت نرم که سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، تابآوری اقتصادی و فرهنگی و مشروعیت سیاسی را دربرمیگیرد. جنابعالی با رأی میلیونها ایرانی، مسئولیت مهم حفظ و تقویت این سرمایه اجتماعی را برعهده دارید. هرگونه گسست میان قدرت سخت و قدرت نرم، کشور را در برابر بحرانها آسیبپذیرتر میکند. حاکمیت در شرایط جنگی، علاوه بر دفاع مؤثر، باید اطلاعات را شفاف و صادقانه مدیریت کند، فشارهای اقتصادی و اجتماعی را عادلانه توزیع کند و حقوق اساسی مردم را پاس بدارد. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم خود را شریک تصمیمات بدانند نه صرفاً مخاطب آنها. در جنگ، مردم بازوی قدرت ملیاند و در صلح، منشأ مشروعیت ملی. زنان نیز بخش مهمی از این سرمایه اجتماعی و ستون پایداری خانواده و جامعهاند. بنابراین هر سیاستی که مشارکت، اعتماد و امنیت زنان را تقویت کند، در نهایت به تقویت انسجام ملی و امنیت پایدار کشور خواهد انجامید. امروز بیش از هر چیز باید زنان را از حاشیه سیاستگذاری به متن تصمیمگیری آورد؛ زیرا امنیت ملی بدون سرمایه اجتماعی و سرمایه اجتماعی بدون اعتماد و مشارکت زنان، کامل نخواهد شد.

