گزارش رویترز از حمله آمریکا به کوهستک که دهها غیرنظامی را در جنوب ایران قربانی کرد
گروه بینالملل: حملات نظامی آمریکا علیه ایران، تنها به اهدافی که واشنگتن آنها را نظامی میخواند، محدود نمانده و در مواردی خسارتهای سنگینی به مناطق مسکونی و زیرساختهای غیرنظامی وارد کرده است؛ موضوعی که بار دیگر بحث درباره مسئولیت مهاجم و پیامدهای انسانی تصمیم به استفاده از نیروی نظامی را به صدر اخبار بازگردانده است. تازهترین نمونه، انفجاری است که شامگاه سهشنبه دهم شهریورماه در جریان حملات هوایی آمریکا در خانهای در شهر کوهستک در جنوب ایران رخ داد؛ ساختمانی که در آن مراسم عروسی در حال برگزاری بود.
جشنی که به عزا تبدیل شد
براساس بررسی تازه کارشناسان خبرگزاری رویترز انفجار در محل برگزاری این مراسم «احتمالاً» در نتیجه اصابت مستقیم یک مهمات آمریکایی رخ داده است. این حادثه به کشته شدن دستکم چهار نفر، ازجمله یک پسربچه چهار ساله بهنام امیرمحمد کریمی و زخمی شدن دهها نفر منجر شد. رویترز با بررسی تصاویر و ویدئوهای ثبت شده از محل حادثه و گفتوگو با چهار کارشناس تسلیحات به این نتیجه رسیده که الگوی تخریب ساختمان بیشتر با اصابت مستقیم یک مهمات به سقف سازگار است تا خسارت ثانویه ناشی از برخورد یا کمانه کردن مهماتی که هدف دیگری را نشانه رفته باشد. سه نفر از کارشناسانی که با رویترز گفتوگو کردهاند، احتمال دادهاند مهمات استفادهشده آمریکایی بوده باشد. گرت کولت، سرتیپ بازنشسته ارتش بریتانیا و متخصص مهندسی مواد منفجره، گفته است شواهد موجود بیشتر با یک مهمات ۵۰۰ پوندی پرتاب شده از هوا مطابقت دارد تا موشک پدافند هوایی ایران. ترور بال، متخصص پیشین خنثیسازی مهمات ارتش آمریکا نیز آثار موجود در محل را نشانه انفجار مهمات در تماس با سقف ساختمان یا درست بالای آن دانسته است. به گفته او میزان و شکل خسارت مشاهده شده را نمیتوان صرفاً به ترکشهای ناشی از حمله به برج ارتباطی نزدیک محل نسبت داد. سباستین شوته، استاد پژوهشی مؤسسه تحقیقات صلح اسلو نیز پس از بررسی تصاویر گفته است، سوراخ ایجاد شده در سقف ساختمان با فرضیه کمانه کردن مهمات از برج مخابراتی سازگار نیست.
ردپای مهمات آمریکایی
گزارش آسوشیتدپرس نیز ابعاد دیگری به ماجرا داده است. این خبرگزاری به نقل از ان.آر. جنزن-جونز، مدیر مرکز خدمات پژوهشهای تسلیحاتی، گزارش داده که تصاویر قطعات باقیمانده از مهمات منتسب به این حمله با یک مهمات هدایتشونده ساخت آمریکا مطابقت دارد. جنزن-جونز در بررسی اولیه احتمال داده بود، قطعات مشاهده شده مربوط به موشک کروز SLAM-ER باشد اما پس از بررسی تصاویر بیشتر احتمال داده که این قطعات متعلق به مهمات JSOW باشد. با این حال او احتمال استفاده از SLAM-ER را نیز بهطور کامل رد نکرده است. در همین حال، بررسیهای نیویورکتایمز نیز به نتیجهای مشابه اشاره دارد. این روزنامه با تحلیل تصاویر و ویدئوهای صحنه حمله و بررسی روایت ساکنان و مقامهای محلی، گزارش داده که ساختمان محل برگزاری مراسم عروسی در یک منطقه مسکونی هدف قرار گرفته است. تریور پول، تحلیلگر سرویس تحقیقات تسلیحاتی نیویورکتایمز نیز بقایای مشاهده شده در تصاویر را با اجزای یک بمب هدایتشونده مورد استفاده فرماندهی مرکزی آمریکا تطبیق داده است؛ تسلیحاتی که به گفته او در زرادخانه نیروهای ایرانی وجود ندارد.
«خطا»؛ پاسخ همیشگی؟
ارتش آمریکا هنوز مسئولیت اصابت به محل برگزاری مراسم عروسی را بهطور رسمی تأیید نکرده است. فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، اعلام کرده که از گزارشهای مربوط به تلفات غیرنظامی مطلع و در حال بررسی این حادثه است. تیم هاوکینز، سخنگوی سنتکام، در واکنش به این گزارشها مدعی شده که «ارتش آمریکا برخلاف سپاه پاسداران هرگز غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد!» جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا نیز روز پنجشنبه گفت، واشنگتن در حال بررسی کامل حادثه است. او تأکید کرد، آمریکا غیرنظامیان را هدف قرار نمیدهد اما در عین حال افزود که «گاهی اتفاقاتی رخ میدهد». ونس همچنین گفت اگر ارتش آمریکا مرتکب اشتباهی شده باشد، واشنگتن از آن برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی درس خواهد گرفت. اما مسئله اصلی دقیقاً همینجاست؛ آیا میتوان همه پیامدهای حمله به مناطق مسکونی را صرفاً در قالب «خطای عملیاتی» توجیه کرد؟!
دوکاربردی بودن؛ مجوز حمله نیست
آمریکا ممکن است استدلال کند که برخی زیرساختهای هدف قرارگرفته، کاربرد نظامی داشتهاند. شبکههای برق، ارتباطات، حملونقل و انرژی در بسیاری از کشورها بهصورت مشترک مورد استفاده بخشهای نظامی و غیرنظامی قرار میگیرند و آسیب به آنها میتواند، توان نظامی یک کشور را تحتتأثیر قرار دهد.
با این حال همین ویژگی، خطرات انسانی عملیات نظامی را افزایش میدهد. حمله به یک زیرساخت دوکاربردی میتواند، پیامدهایی بسیار فراتر از هدف نظامی مورد ادعا داشته باشد؛ از قطع خدمات عمومی و ارتباطات گرفته تا اختلال در حملونقل، فعالیتهای اقتصادی و زندگی روزمره مردم. در مناطق پرتراکم، این خطر دوچندان است. یک خطای کوچک در تشخیص هدف یا محاسبه مسیر مهمات میتواند به تخریب ساختمانهای مجاور و کشته یا زخمی شدن دهها نفر منجر شود. وجود مخازن سوخت یا مهمات در نزدیکی هدف نیز میتواند با ایجاد انفجارهای ثانویه، ابعاد حادثه را چند برابر کند. بنابراین «دوکاربردی بودن» یک زیرساخت یا حتی احتمال وجود یک هدف نظامی در نزدیکی یک منطقه مسکونی به خودی خود پیامدهای غیرنظامی حمله را از بین نمیبرد.
مسئولیت از لحظه تصمیم آغاز میشود
در نهایت، مسئولیت پیامدهای یک عملیات را نمیتوان صرفاً به لحظه اصابت بمب یا احتمال خطای یک خدمه پروازی محدود کرد. تصمیم برای آغاز حمله، انتخاب نوع مهمات، تعیین هدف، زمانبندی عملیات و ارزیابی خطرات احتمالی همگی بخشی از زنجیره تصمیمگیری نظامی هستند. از این منظر، حتی اگر واشنگتن در نهایت حادثه کوهستک را «اشتباه» اعلام کند، پرسش اساسی همچنان باقی است: پیش از آغاز عملیات، آیا احتمال حضور غیرنظامیان و پیامدهای حمله بهاندازه کافی ارزیابی شده بود؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که حادثه کوهستک در کنار نمونههای پیشین قرار گیرد. در متن حاضر، حادثه میناب نیز بهعنوان نمونهای دیگر از تلفات غیرنظامی مطرح شده است؛ حادثهای که در آن ۱۶۸ کودک دانشآموز به همراه شماری از معلمان، کارکنان مدرسه و والدین جان خود را از دست دادند.
در چنین شرایطی، فناوری پیشرفته و مهمات هدایتشونده نمیتواند به تنهایی تضمینکننده مصونیت غیرنظامیان باشد. مسئولیت اصلی پیش از آنکه به دقت یک بمب یا عملکرد یک سامانه تسلیحاتی مربوط باشد به تصمیم برای آغاز جنگ و میزان توجه تصمیمگیرندگان به هزینه انسانی آن بازمیگردد. کوهستک اکنون تنها نام یک شهر در جنوب ایران نیست؛ نام خانهای است که یک مراسم عروسی در آن به صحنه مرگ و ویرانی تبدیل شد. اگر بررسیهای مستقل درباره منشأ مهمات و نحوه وقوع انفجار تأیید شود این حادثه بار دیگر نشان خواهد داد که فاصله میان «هدف نظامی» و «قربانی غیرنظامی» در میدان جنگ میتواند تنها بهاندازه یک سقف باشد؛ سقفی که این بار، بهجای جشن برای آغاز یک زندگی، پایان زندگی چند انسان را رقم زد.

