رنگ‌زمینه

آزادی پس از ١٩ سال!

رفع توقیف از فیلم «صدسال به این سال‌ها» به کارگردانی سامان مقدم

بعضی از آثار سینمایی، بیش از آنکه حاصل هنر سینماگران خود باشند، آینه تمام‌نمای پرونده‌های پرپیچ‌‌و‌خم سانسور و مصلحت‌اندیشی‌های فرهنگی یک عصر می‌شوند. فیلم سینمایی «صد سال به این سال‌ها» ساخته سامان مقدم دقیقاً در همین نقطه ایستاده است؛ اثری که ۱۹‌سال تمام زیر سایه سنگین توقیف و تصمیم‌گیری‌های پشت پرده باقی ماند تا در نهایت از ساعت ۶ عصر پنج‌شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ بدون آنکه هرگز رنگ اکران بر پرده نقره‌ای سینماها را ببیند به‌صورت اختصاصی در بخش سینما آنلاین پلتفرم فیلم‌نت به نمایش درآمد. فیلمی که در سال ۱۳۸۶ و با روایتی حماسی-دراماتیک از سه دهه حیات اجتماعی و سیاسی ایران تولید شد، دهه‌ها در راهروهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دست‌به‌دست گشت، ۸ بار اصلاحیه خورد و حاشیه‌های پرشماری را تجربه کرد. «صد سال به این سال‌ها» تنها داستان یک زن به‌نام «ایران» نیست؛ بلکه قصه‌ای از تغییر یک نسل و مصائب سینمایی است که همواره در پیچ‌وخم‌های سانسور گیر کرده است.

سه‌گانه یک حیات: وقتی اسم دردسرساز می‌شود
داستان ۱۰۶‌دقیقه‌ای فیلم، به نویسندگی و کارگردانی سامان مقدم و تهیه‌کنندگی مرتضی شایسته روایتگر زندگی زنی به‌نام ایران (با بازی فاطمه معتمدآریا) در سه مقطع حساس و سرنوشت‌ساز از تاریخ معاصر ایران است: سال‌های پیش از انقلاب (۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷)، سال پایانی جنگ ایران و عراق (۱۳۶۷) و پایان دوران اصلاحات (۱۳۸۴).در بخش اول، قصه از سال ۱۳۵۵ در بندر انزلی آغاز می‌شود. ایران و همسرش رفیع، زندگی خوش و آرامی در کنار پسر کوچک‌شان، آرش، دارند. اما با نزدیک شدن به سال ۱۳۵۷ و التهابات انقلاب، بحران‌ها کلید می‌خورند. کارگر چاپخانه کوچک رفیع، در یک حادثه می‌میرد و رفیع در جریانات انقلاب و پس از حمله به کافه‌ای که سالگرد ازدواج‌شان را در آن جشن گرفته بودند، ناپدید می‌شود؛ جسد او مدتی بعد پیدا می‌شود و ایران را مجبور به ترک بندر انزلی و مهاجرت به تهران می‌کند. مقطع دوم در سال ۱۳۶۷ رقم می‌خورد؛ سال پایان جنگ و اوج حملات موشکی صدام به تهران. ایران حالا با خیاطی و دوختن لباس عروس روزگار می‌گذراند. در این میان، پسربچه‌ای به‌نام علی (با بازی علی شادمان) وارد زندگی او می‌شود. به ظاهر فرزند همان کارگر متوفی رفیع است، اما مشخص می‌شود رفیع پیش از انقلاب، مخفیانه با مادر او ازدواج کرده و حالا خودش را فرزند ناتنی ایران و برادر آرش معرفی می‌کند. در همان بحبوحه و زیر باران موشک‌ها، آرش به جبهه می‌رود و شهید می‌شود تا بار دیگر سوگ بر دوش ایران سنگینی کند.
در مقطع سوم، یعنی سال ۱۳۸۴، علی بزرگ شده (با بازی علی قربان‌زاده) و به یکی از فعالان دانشجویی تبدیل شده است. علی بازداشت می‌شود و ایران برای نجات او به سراغ فردی به‌نام امین (با بازی پرویز پرستویی) می‌رود؛ شخصیتی که پیش از انقلاب ناگهان ناپدید شده بود اما حالا به مقام بلندپایه‌ای در حکومت دست یافته است. مواجهه ایران و امین افشاگری‌های تلخی به همراه دارد: امین معترف می‌شود که در شب سالگرد ازدواج ایران و رفیع، با ماشین رفیع دست به عملیات زده و شیلات را آتش زده بود، اما ساواک رفیع را دستگیر و به قتل رسانده است. علی آزاد می‌شود، با دختر مورد علاقه‌اش (نگار جواهریان) ازدواج می‌کند و به پیشنهاد ایران، برای ادامه تحصیل، راهی خارج از کشور می‌شود؛ و در پایان، ایران می‌ماند و تنهایی و مرور خاطرات گذشته. بسیاری از رسانه‌ها و کارشناسان سینمایی، بر این باورند که دقیقاً همین نمادپردازی و نام‌گذاری شخصیت اصلی به‌نام ایران، در کنار مواجهه او با توفان‌های سیاسی سه دهه، دلیل اصلی نگران ساختن مسئولان وقت برای صدور پروانه اکران عمومی بوده است.

از جشنواره تا سیاه‌چاله
تولد «صد سال به این سال‌ها» از همان ابتدا، با بدشانسی و رفتارهای متناقض همراه بود. فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شد و برای حضور در بیست‌وششمین دوره جشنواره فیلم فجر فرم پر کرد، اما هیأت انتخاب آن را در بخش مسابقه نپذیرفت و به بخش مهمان فرستاد. این اقدام، اعتراض شدید مرتضی شایسته و سامان مقدم را در پی داشت.دو سال بعد، در دوازدهمین دوره جشن خانه سینما (۱۳۸۷)، فیلم توانست نظر منتقدان و کارشناسان را جلب کرد. «صد سال به این سال‌ها» برنده تندیس زرین بهترین چهره‌پردازی (مهین نویدی) شد و در پنج بخش مهم دیگر، شامل بهترین بازیگر نقش اول زن (فاطمه معتمدآریا)، بهترین فیلم‌برداری (محمود کلاری)، بهترین تدوین (محمدرضا مویینی)، بهترین صداگذاری و میکس (علیرضا علویان) و بهترین موسیقی متن (کارن همایون‌فر) کاندیدای دریافت جایزه گردید. با روی کار آمدن علیرضا سجادپور در اداره نظارت و ارزشیابی، فیلم سرانجام در جشنواره بیست‌وهشتم فجر (۱۳۸۸) نمایش محدودی برای خبرنگاران و اهالی رسانه در سالن رسانه‌ها پیدا کرد. اما این تک‌نمایش به‌جای گشودن گره، قفل جدیدی بر سرنوشت اثر زد. موج اتهامات از سوی برخی جریان‌ها آغاز شد و فیلم به اثری «ضد انقلاب» یا «زیر سوال برنده دستاوردهای نظام» متهم شد.

ممیزی، سانسور و قول‌های عمل ‌نشده
چرخه اکران و توقیف «صد سال به این سال‌ها» شبیه به یک کمدی‌درام دردناک در مدیریت فرهنگی کشور شد. در پاییز ۱۳۸۹ حتی قرارداد اکران عمومی فیلم در گروه سینمایی آزادی و آفریقا ثبت شد، اما تنها یک هفته پیش از اکران، همه‌چیز لغو شد. جواد شمقدری، رئیس وقت سازمان سینمایی، در اظهار‌نظری عجیب و متناقض مدعی شد: «فیلم در مجموع برای نظام ارزشی ندارد که بخواهیم توقیفش کنیم. ما نگران اين نيستيم مردم «صد سال به اين سال‌ها» را كه به‌نوعي فرآيند انقلاب را نقد مي‌كند، ببينند».
با این‌حال، سازمان سینمایی وقت، شمشیر سانسور را تیزتر کرد. مرتضی شایسته، بعدها افشا کرد که اثر بیش از ۸ بار دستخوش اصلاحیه شد و زمان آن از ۱۲۰‌ دقیقه به ۸۰‌ دقیقه کاهش یافت. تلاشی از سوی مسئولان برای تبدیل یک اثر بلند به یک فیلم کوتاه، بدون آنکه حتی پس از قیچی خوردن ۴۰‌ دقیقه از فیلم، پروانه نمایش آن لغو نشود یا اجازه اکران پیدا کند. در دی‌ماه ۱۳۹۲ سینماتک جامعه صنفی تهیه‌کنندگان، نشستی اختصاصی برای نمایش این فیلم برگزار کرد. جواد طوسی، منتقد قدیمی سینما، در آن نشست تأکید کرد: «فیلم دچار سوءتفاهم شده است. سامان مقدم اسیر نوستالژی نمی‌شود و با نگاهی منطقی از مقاطع تاریخی عبور می‌کند. ارزیابی برخی رسانه‌ها غلط بوده است».
در همان نشست، مرتضی شایسته با خستگی از کپی کشیدن‌های متعدد برای مسئولان گفت و اعلام کرد بودجه ۵۲۰‌میلیون تومانی ساخته‌شدن فیلم در سال ۱۳۸۶ (که در زمان خود رقم هنگفتی بود)، در صورت بازتولید در دهه ۹۰ به بیش از سه میلیارد تومان می‌رسید.طی سال‌های توقیف، اهالی سینما بارها تلاش کردند این صخره یخ‌زده را ذوب کنند. تیرماه ۱۳۹۶ در جشن کانون کارگردانان، سامان مقدم خطاب به وزیر وقت ارشاد گفت: «۱۱ سال است فیلمم توقیف است اما متأسفانه حتی در لیست فیلم‌های توقیفی که مدیران اعلام می‌کنند هم نیست. شاید چون آنقدر مورد هجوم اتهام‌های ضد‌انقلاب و وطن‌فروش قرار گرفتم که سکوت کردم، اما این سکوت به معنی انصراف نیست».موج بعدی در آبان ۱۳۹۸ و همزمان با رفع توقیف فیلم «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری شکل گرفت. پرویز پرستویی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به حسین انتظامی، رئیس وقت سازمان سینمایی، نوشت: «فیلم نمودار یک زن معتقد و پایبند ایرانی یا بهتر بگویم (مادر شهید) است که دوران سختی را سپری کرده و استوار ایستاده است. این فیلم هم دنیا را دارد و هم آخرت را… دو ساعت از وقت گرانبهایتان را صرف دیدن آن کنید». سامان مقدم نیز در پاسخی پراحساس به پرستویی نوشت: «پرویز جان، تردید نکن دوستانی که صد سال به این سال‌ها را توقیف کرده‌اند، هنگام تماشای فیلم سخت گریسته‌اند». فاطمه معتمدآریا نیز با اشاره به گذر زمان یادآور شد: «سیزده سال یعنی تغییر یک نسل… امروز زمان قضاوت درست و جبران بی‌مهری است».

اکران در پرده شیشه‌ای
با آغاز دهه ۱۴۰۰ و اوج‌گیری پلتفرم‌های نمایش خانگی، بحث اکران آنلاین «صد سال به این سال‌ها» بارها مطرح شد اما هر بار به درهای بسته خورد. تا اینکه سرانجام در مردادماه ۱۴۰۵ طلسم ۱۹ ساله شکست.
فیلم‌نت، پلتفرمی که پیش‌تر مجموعه موفق «افعی تهران» را به کارگردانی سامان مقدم عرضه کرده بود، مسئولیت پخش اختصاصی این اثر مغضوب را برعهده گرفت. عرضه فیلم با زیرنویس اختصاصی برای ناشنوایان، ادای دینی بود به مخاطبانی که دو دهه برای دیدن یکی از پربازیگرترین آثار سینمای ایران انتظار کشیدند؛ تیمی از مجموعه‌ ستارگانی شامل فاطمه معتمدآریا، پرویز پرستویی، رضا کیانیان، علی شادمان، نگار جواهریان، علی قربان‌زاده، امیرحسین آرمان، بهاره افشاری و…
نمایش «صد سال به این سال‌ها» روی بسترهای آنلاین شاید مرهمی بر خسارت‌های مالی و روحی سازندگان آن باشد، اما بار دیگر این پرسش بنیادین را در برابر مدیریت فرهنگی کشور قرار می‌دهد: فیلمی که پس از ۱۹‌سال بدون ایجاد هیچ‌گونه بحران اجتماعی به نمایش درآمد، چرا باید یک نسل از مخاطبان خود را محروم می‌کرد و سرمایه‌های مادی و معنوی سینمای ایران را در بایگانی‌های تاریک به نابودی می‌کشاند؟

sazandegi

پست های مرتبط

راه ناتمام آزادی

سخنرانی هاشم آقاجری در نشست بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز نشست…

طنین وجدان جمعی

درباره نمایش فیلم ایرانی «ناتور دشت» در جشنواره بوربانک «ناتور دشت» ساخته…

دیدگاهتان را بنویسید