اختلافات آمریکا و اسپانیا افزایش یافت
گروه بینالملل: وقتی رهبران ناتو در تابستان ۲۰۲۶ در آنکارا دور یک میز نشستند، کمتر کسی تصور میکرد یکی از جدیترین بحرانهای این نشست نه درباره روسیه باشد، نه چین و نه حتی جنگ ایران؛ بلکه بر سر اسپانیا شکل بگیرد. کشوری که سالها یکی از شرکای قابل اعتماد آمریکا در جنوب اروپا محسوب میشد، این بار تصمیم گرفت در برابر خواستههای واشنگتن بایستد؛ تصمیمی که به سرعت اختلافی سیاسی را به بحرانی ژئوپلیتیکی، اقتصادی و نظامی تبدیل کرد.
ماجرا از جایی آغاز شد که دولت پدرو سانچز اعلام کرد، اجازه نخواهد داد آمریکا از پایگاههای مشترک نظامی در خاک اسپانیا برای انجام عملیات تهاجمی مرتبط با جنگ ایران استفاده کند. این تصمیم تنها یک موضعگیری سیاسی نبود؛ مادرید حریم هوایی خود را نیز به روی هواپیماهای آمریکایی بست و دسترسی واشنگتن به پایگاههای راهبردی «روتا» و «مورون» را برای مأموریتهای تهاجمی محدود کرد. نتیجه آن بود که ارتش آمریکا ناچار شد حدود ۱۵ فروند هواپیمای نظامی ازجمله هواپیماهای سوخترسان که ستون فقرات عملیات هوایی محسوب میشوند را از اسپانیا خارج و به پایگاههای دیگر منتقل کند؛ اقدامی که هزینههای عملیاتی و لجستیکی قابلتوجهی برای واشنگتن به همراه داشت. واکنش کاخ سفید نیز با همان سرعت و حتی شدیدتر از انتظار ظاهر شد. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اسپانیا را شریکی غیرقابل اعتماد خواند و آشکارا از احتمال خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور سخن گفت. اما این تنها آغاز ماجرا بود. ترامپ به وزیر خزانهداری آمریکا دستور داد مبادلات تجاری و سفرهای رسمی میان دو کشور متوقف شود. همزمان مقامهای آمریکایی بررسی فهرستی از کالاهای صادراتی اسپانیا از روغن زیتون و شراب گرفته تا فولاد و قطعات خودرو را آغاز کردند تا زمینه اعمال تحریم یا حتی ممنوعیت واردات آنها را فراهم کنند. این تهدید اگرچه در نگاه نخست میتوانست، اقتصاد اسپانیا را تحت فشار قرار دهد اما واقعیتهای اقتصادی تصویر پیچیدهتری ارائه میکرد.
برخلاف تصور اولیه، وابستگی اسپانیا به بازار آمریکا چندان گسترده نیست. کمتر از پنج درصد صادرات کالایی این کشور راهی بازارهای آمریکایی میشود و علاوه بر آن، مادرید عضو اتحادیه اروپاست؛ به این معنا که سیاستهای تجاری آن در بروکسل تعیین میشود، نه در مادرید. همین مسئله باعث شد رهبران اروپایی به سرعت وارد میدان شوند. آنها هشدار دادند هرگونه اقدام تنبیهی علیه اسپانیا، اقدامی علیه کل اتحادیه اروپا تلقی خواهد شد و میتواند، جرقه یک جنگ تجاری گسترده میان دو سوی اقیانوس اطلس را بزند؛ جنگی که پیامدهای آن بسیار فراتر از روابط دوجانبه واشنگتن و مادرید خواهد بود.
در پشت درهای بسته اجلاس آنکارا، مذاکرات فشردهای برای جلوگیری از تشدید بحران آغاز شد. پس از پایان نشست، ترامپ اعلام کرد که مواضع سختگیرانه آمریکا نتیجه داده و اسپانیا با ارائه تعهدات مالی یا دفاعی جدید از مواضع خود عقبنشینی کرده است؛ هرچند هیچ جزئیاتی درباره این تعهدات منتشر نشد. در مقابل، دولت سانچز روایت متفاوتی ارائه کرد. مادرید ضمن تأکید بر حفظ مخالفت خود با استفاده از خاک اسپانیا برای عملیات مرتبط با جنگ ایران از اعزام نیروهای تازه به فنلاند در چارچوب مأموریتهای ناتو بهعنوان نشانهای از پایبندی خود به اصل دفاع جمعی یاد کرد. با وجود کاهش نسبی تنشها، بسیاری از ناظران معتقدند، اختلاف میان آمریکا و اسپانیا هنوز پایان نیافته است. این بحران تنها بر سر یک پایگاه نظامی یا چند میلیارد دلار تجارت نیست؛ بلکه بازتاب دو نگاه متفاوت به امنیت، نقش ناتو و نحوه استفاده از قدرت در نظام بینالملل است. از یکسو واشنگتن انتظار دارد، متحدانش بدون تردید در کنار سیاستهای امنیتی آمریکا قرار گیرند و سهم بیشتری از هزینههای دفاعی را برعهده بگیرند؛ از سوی دیگر اروپا بیش از گذشته بر استقلال راهبردی و حق تصمیمگیری مستقل درباره مداخلات نظامی تأکید میکند. به همین دلیل آنچه در آنکارا رخ داد شاید تنها یک اختلاف مقطعی نباشد بلکه نشانهای از آغاز فصل تازهای در روابط دو سوی اقیانوس اطلس باشد؛ فصلی که در آن، اتحادهای قدیمی بیش از هر زمان دیگری با آزمون اعتماد، منافع و قدرت روبهرو خواهند شد.

